نخورد و در غیر این صورت، اگر او عمداً چنین شیوه رفتاری را به نامه‌رسان گفته باشد تا مصریا را به شک اندازد، باید گفت که خود مروان نیز همدست آشوب طلبان بوده است که این احتمال، براساس شواهد و قراین و اقدامات بعدی او، کاملاً غیر ممکن می‌نمایاند. 
6-	این نامه، اولین نامه مجعولی نبود که مسلمانان را دچار فتنه می‌کرد بلکه فتنه‌انگیزان پیشتر از قول¬ام المؤمنین عائشه(رض) و صحابه‌ای چون علی(رض)، طلحه(رض) و زبیر(رض) چنین نامه‌های را جعل کرده بودند که در آن‌ها آن بزرگواران، مردم را به شورش علیه عثمان(رض) تشویق می‌کردند. بعدها خود عائشه(رض) در رد این اتهام چنین گفت: سوگند به پروردگاری که مؤمنان به او ایمان دارند و کافران او را انکار می‌کنند من هرگز چنین نامه‌ای را ننوشته‌‌ام(6) . همچنین آنان نامه‌های دیگری را به سایر صحابه(رض) منتسب کرده بودند که آن بزرگواران در آن نامه‌ها چنین گفته‌اند که دین محمد در خطر است و باید همه‌ي مردم به مدینه بیایند که در این شرایط، جهاد در مدینه واجب‌تر از جهاد در مرزهاست(7) . ابن کثیر نیز در این رابطه چنین گفته است: فتنه‌انگیزان نامه‌هایی را جعل و سپس به صحابه‌ای چون علی، زبیر و طلحه(رض) منتسب می‌کردند و چنین وانمود می‌کردند که این نامه‌ها را آن صحابه به آنان نوشته‌اند، اما صحابه با انکار و رد این اتهام، خود را از این افترا مبرا نمودند. منافقان چنان گستاخ بودند که نامه‌ای را از قول خلیفه جعل کردند که در آن حکم مجازات معترضان مصری به حاکم مصر ابلاغ شده بود، حال آن‌که عثمان(رض) از وجود چنین نامه‌ای نیز خبر نداشت(8) . در واقع، این گفته‌های ابن کثیر تأکیدی است بر روایتی که طبری و خلیفه بن خیاط نقل کرده‌اند که طبق آن، علی، عائشه(رض)، زبیر و طلحه خود را از آن نامه‌ها مبرا اعلام نمودند(9) . بیقین وجود این نامه‌های دروغین تاثیر بسیار مهمی در آغاز و انجام آن فتنه بزرگ داشت. منافقان از طریق جعل آن نامه‌ها توانستند اذهان مردم را فریب دهند و افرادی ساده لوح و نادان را با خود همراه سازند. باید دانست که در این میان عثمان(رض) شهید شد و فدای کج فهمی‌ها و ندانم‌کار‌های مسلمانان گردید، اما قربانیان حقیقی این نامه‌ها و شایعات، خود اسلام، تاریخ آن و نسل‌هایی است که فریب این روایات نادرست و مجعول را خورده‌اند، اما امروز دیگر نباید چنین اسیر و دربند این تاریخ مشکوک شد، باید دست به کار شد و تاریخ واقعی و بدور از کینه‌ها و هوی و هوس دشمنان اسلام و مسلمین را یافت؛ باید با تحقیق و کاوش موشکافانه به مطالعه این تاریخ پرداخت تا بار دیگر چون پیشینیان، زبان و دست خود را به تهمت‌ها و دروغ‌هایی که به ناحق در مورد بزرگ مردان پاک سیرت تاریخ این امت جعل شده‌اند نیالاییم و در پیشگاه پروردگارمان سربلند باشیم.(10) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/379). 
2) فتنه مقتل عثمان (1/132). البدایة و النهایة (7/191). 
3) عثمان بن عفان الخلیفة الشاکر الصابر، ص227. 
4) تحقیق مواقف الصحابة (1/334). 
5) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص169. 
6) تحقیق مواقف الصحابه (1/335). 
7) تحقیق مواقف الصحابه (1/335). 
8) البدایة و النهایة (7/175). 
9) تحقیق مواقف الصحابة (1/335). 
10) عثمان بن عفان الخلیفة الشاکر الصابر، ص228. کعب بن عجره از رسول خدا(ص) روایت می‌کند: روزی رسول خدا(ص) در مورد فتنه‌ای که امّت را در برخواهد گرفت صحبت می‌نمود که ناگاه مردی از آن‌جا رد شد. پیامبر فرمود: 
«هذا يومئذ على الهدى». 
«در آن روز، این مرد بر راه راست خواهد بود». 
من با سرعت خود را به آن مرد رساندم و دیدم که او عثمان بن عفّان است. سپس نزد رسول خدا(ص) برگشتم و از ایشان پرسیدم: یا رسول الله(ص)! آیا منظورتان همین مرد است؟ ایشان پاسخ داد: « بله، منظورم همین مرد است».(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح سنن ابن ماجه (1/24).روایات معتبر کیفیت دقیق آغاز محاصره خانه خلیفه(رض) رابیان نکرده‌اند اما شاید بتوان با مطالعه حوادثی که خواهیم دید، تا حدودی به این مطلب دست یافت. در روایت نقل کرده‌اند که پس از بازگشت شورشیان به شهر، روزی عثمان(رض) در مسجد، مشغول ایراد خطبه بود که ناگهان مردی بنام اعین بن ضبعیه تمیمی سخنان او را قطع کرد و به او گفت: ای روباه پیر! دیگر دروغ گفتن بس است، عثمان گفت: این چه کسی بود؟ عرض کردند: اعین بود، فرمود: بلکه خودت این هستی، سپس مردم به سمت او حمله‌ور شدند اما در این میان مردی از بنی لیث او را از میان جمعیت نجات داد و به خانه خود برد(1) . قبل از آغاز محاصره، عثمان می‌توانست به مسجد برود و نماز گذارد و هر کس را که با او کاري می‌بود می‌توانست نزد او برود اما با شروع ما جرای محاصره دیگر او نمی‌توانست حتی برای ادای نمازهای پنجگانه نیز از خانه خود خارج شود(2) . در طول این مدت، یکی از سران فتنه، امامت جماعت مردم را بر عهده داشت. نقل می‌کنند که مردی بنام عبیدالله بن عدی بن خيار نزد عثمان آمد و به او گفت: که حاضر نیست پشت سر آن مرد نماز گذارد اما عثمان او را از این کار منع نمود و به او گفت: که نماز بهترین کارهاست و چون مردم کار نیکی انجام دادند، تو نیز در انجام آن کار نیک با ایشان سهیم باش اما اگر دست به انجام کار ناشایستی زدند، تو از آن اجتناب کن(3) . در روایاتی ضعیف چنین بیان شده است که غافقی بن حرب، امامت جماعت را عهده‌‌دار بود(4) . واقدی نیز در روایتی که سند آن ضعیف می‌باشد ادعا می‌کند در طول محاصره بیت خلیفه، علی بن ابی طالب(رض)، ابو ایوب انصاری را مأمور نمود تا امامت جماعت را به عهده بگیرد و خود نیز امامت نماز عید را عهده‌دار شد(5) . اما این روایت علاوه بر ضعف سند روایت آن، با مشکلی دیگر نیز روبه‌روست و آن این است که اگر علی(رض) و یا ابو ایوب انصاری(رض) عهده‌دار امر امامت جماعت مسجد بودند، عبیدالله بن عدی بن خیار، هرگز از حضور در نماز جماعت و اقامه نماز پشت سر آن‌دو امتناع نمی‌کرد.(6)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتنه مقتل عثمان (1/143) و تاریخ دمشق، ترجمه عثمان ص247. 
2) تاریخ دمشق، ترجمه عثمان، ص141. 
3) صحیح البخاری، کتاب الصلاة (حدیث192). 
4) فتنه مقتل عثمان (1/145). 
5) تاریخ طبری (5/444). 
6)  فتنه مقتل عثمان (1/145). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:462.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:463.txt">1- عبدالله بن عمر، عثمان را فرا می‌خواند تا از مقام خود کنارهگیري نكند</a><a class="text" href="w:text:464.txt">2- محاصره‌کنندگان، عثمان(رض) را به قتل تهدید می‌کنند</a><a class="text" href="w:text:465.txt">3- عثمان(رض) به استدلال نادرست و دروغ صعصعه پاسخ می‌دهد</a><a class="text" href="w:text:466.txt">4- عثمان(رض) فضائل و سوابق خود در اسلام را به مردم یادآور می‌شود</a></body></html>پس از اين‌كه معترضان، بیت عثمان(رض) را به محاصره خود در آوردند او را تهدید کردند که باید از مقام خود استعفا دهد و در صورت امتناع از 