کتاب با ارائه دلیل و برهان به اثبات عظمت شخصیت و جایگاه حضرت عثمان در اسلام می‌پردازد و علم و معرفت واخلاق والای ایشان را نشان می‌دهد، عظمت و جایگاهی که برگرفته از فهم او از اسلام و اجرای احکام و ارتباط تنگاتنگ ایشان با قرآن و سنت رسول الله است. 
 حضرت عثمان(رض) یکی از پیشوایان دین است که مسلمانان به سخنان و سنّت او اقتدا می‌کنند و سیرت ایشان خود از منابع ایمان و فهم درست از دین اسلام است، به همین دلیل تلاش نمودم که در بررسی شخصیت این رادمرد بزرگ و دوران آن حضرت از هر نوع ادعای عصمت و یا مبرّا بودن از اشتباه دوری جویم و تنها رضای خداوند کریم و اجر و پاداش او را مدّ نظر قرار دهم. 
 
من این کتاب را در ساعت هفت صبح چهارشنبه، هشتم ربیع الثانی1423 ه‍ مطابق با18/6/2002 م به پایان رساندم و از خداوند پاک و سبحان می‌خواهم که به خاطر أسمای حسنی و صفات علیای خویش این کار مرا خالص گرداند و آن‌را مثمر ثمر برای بندگانش قرار دهد. از او می‌خواهم مرا در ازای هر حرف آن از پاداش خود بی‌نصیب نسازد، و نیز تمامی برادرانی که مرا در تألیف این اثر یاری دادند اجر جزیل عطا فرماید. نیز از تمامی مسلمانانی که با این کتاب آشنا شده و آن‌را مطالعه می‌نمایند، می‌خواهم این عبد نیازمند مغفرت و رحمت پروردگار را از دعای خویش بی‌بهره نکنند. 
(رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِکَ فِي عِبَادِکَ الصَّالِحِينَ) النمل: ١٩ 
(پروردگارا! چنان كن كه پيوسته سپاسگزار نعمتهائي باشم كه به من و پدر و مادرم ارزاني داشته‌اي، و (مرا توفيق عطاء فرما تا) كارهاي نيكي را انجام دهم كه تو از آن‌ها راضي باشي (و من بدآن‌ها رستگار باشم)، و مرا در پرتو مرحمت خود از زمره بندگان شايسته‌ات گردان). 
(مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا يُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ) فاطر: ٢
(خداوند (درِ خزائن) هر رحمتي را براي مردم بگشايد، كسي نمي‌تواند (آن را ببندد و) از آن جلوگيري نمايد، و خداوند هر چيزي را كه باز دارد و از آن جلوگيري كند، كسي جز او نمي‌تواند آن را رها و روان سازد، و او توانا و كار بجا است.  (لذا نه در كاري در مي‌ماند، و نه كاري را بدون فلسفه انجام مي‌دهد). 
وصلی الله وسلم علی محمد وآل محمد.
سبحانک اللهم وبحمدک، اشهد ان لا اله الا انت، استغفرک واتوب الیک.
وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.
دلباخته رحمت ومغفرت ورضایت خداوند:
علی محمد محمد صلابی 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد (4/273) و بزّار (حدیث1588)، راویان این حدیث ثقه و مورد اطمینان هستند.
2) سنن ابوداوود (4/201) و ترمذی (5/44). 
3) مسلم (4/1963 –1964). 
4) شرح السنّة بخویی (1/214 –215). 
5) المنهج الإسلامی فی کتابة التاریخ، محمد محزون، ع. 
6) فضائل صحابه، احمد بن حنبل (1/604). 
7) سنن ترمذی (3785). 
8) بخاری (3695). 
9) فضائل الصحابه (1/50). 
10) بخاری، کتاب فضائل أصحاب النبیّ(ص) (3698). 
11) البدایه و النهایه) 7/206). 
12) نونیّه شاعر، ص21 –25. عبدالله بن عامر از نعمان بن بشیر از امّ المؤنین عائشه(رض) نقل می‌کند که روزی رسول خدا(ص) فردی را به جانب عثمان فرستاد تا او را نزد ایشان بیاورد، هنگامی که عثمان(رض) نزد حضرت(ص) آمد حضرت(ص) از او استقبال کردند و به گفتگو با هم پرداختند، هنگام رفتن عثمان، حضرت(ص) سه بار به او گفت: 
«يا عثمان، إن الله -عز وجل- عسى أن يلبسك قميصا، فإن أرادك المنافقون على خلعه فلا تخلعه حتى تلقاني. يا عثمان، إن الله عسى أن يلبسك قميصا، فإن أرادك المنافقون على خلعه فلا تخلعه حتى تلقاني». 
« عثمان! به یاد داشته باش که خداوند متعال، پیراهنی مبارک را بر تن تو خواهد کرد و اگر مردمان منافقی خواستند آن‌را از تنت درآورند، تو در برابر آنان مقاومت کن». 
به حضرت عایشه(رض) گفتم: ای مادر مؤمنان! این چه حدیثی است که نزد تو می¬باشد؟ گفت: به خدا سوگند آن‌را فراموش کرده و به یاد نمی آوردم. می¬گوید: معاویه را از این روایت با خبر کردم، اما ایشان به خبر من رضایت ندادند تا اين‌كه نامه ای به حضرت عایشه(رض) نوشت تا آن روایت را برای وی بنویسد، حضرت عایشه(رض) هم آن‌را برای وی نوشت. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:501.xml">نخست: برائت اهل بیت رسول الله(رض) از شهادت عثمان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:507.xml">دوم: موضع عمار بن یاسر(رض)</a><a class="text" href="w:text:512.txt">سوم: عمرو بن عاص نیز در قتل عثمان دخالت نداشت</a><a class="folder" href="w:html:513.xml">چهارم: گفتار صحابه(رض) در محکومیت فتنه</a><a class="text" href="w:text:526.txt">پنجم: تأثیر قتل عثمان در ایجاد فتنه‌های دیگر</a><a class="text" href="w:text:527.txt">ششم: ظلم و تجاوز به حقوق دیگران باعث هلاک در دنیا و آخرت است</a><a class="text" href="w:text:528.txt">هفتم: مرثیه‌ی اصحاب برای شهادت امیرالمؤمنین</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:502.txt">1- موضع بانو عائشه(رض)</a><a class="text" href="w:text:503.txt">2- علی بن ابی طالب(رض)</a><a class="text" href="w:text:504.txt">3- ابن عباس(رض)</a><a class="text" href="w:text:505.txt">4- زيد بن علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:506.txt">5- علی بن حسین(رض)</a></body></html>الف: فاطمه بنت عبدالرحمن یشکری نقل می‌کند که مادرش نزد عائشه(رض) رفت و به او گفت: عمویش به ام المؤمنین سلام می‌رساند. او مرا نزد شما فرستاده تا از شما بپرسم نظر شما در مورد سخنان ناروایی که مردم در مورد عثمان می‌گویند چیست؟ 
ام المؤمنین عائشه(رض) گفت: خداوند هر که را که عثمان را نفرین کند از رحمت خویش محروم سازد. 
سوگند به خداوند که به یاد دارم روزی را که رسول خدا(ص) به من تکیه داده و عثمان نیز کنار او نشسته بود که ناگاه جبرئیل بر رسول خدا(ص) نازل شد. آن‌گاه رسول خدا(ص) به عثمان گفت: عثمان! بنویس و بدان که خداوند لیاقت کتابت وحی را تنها به فردی می‌دهد که نزد او و رسولش عزیز و محترم باشد.(1) 
ب: مسروق از عائشه(رض) نقل می‌کند که چون عثمان به قتل رسید عائشه(رض) گفت: چون نزد او رفتید بی‌رحمانه و ظالمانه او را چون گوسفندی سر برید. مسروق گوید من نیز به او گفتم: این همان خواست شما بود، مگر نه اين‌كه به مردم نامه نوشتید تا علیه عثمان دست به شورش بزنند، عائشه(رض) پاسخ داد: به خداوند سوگند که یک کلمه را نیز در این رابطه ننوشته‌ام و چنین درخواستی از هیچ کس ننموده‌ام(2) ، در مباحث قبل، بیان نمودیم که سبئیان، نامه‌هایی را از قول بزرگان صحابه جعل و به ایشان منتسب می‌کردند تا بدین طریق بتوانند مردم را با خود همراه سازند. 
ج: چون عائشه(رض) قصد بازگشت از مکه به مدینه را نمود در میانه راه خبر شهادت عثمان(رض) را دریافت نمود، به همین خاطر، به مکه بازگشت و خود را به حجرالأسود رسانید، چون مردم گرد او جمع شدند خطاب به آنان چنین گفت: ای مردم! مردمانی از دیگر سرزمین‌ها و غلامان مدینه گرد خلیفه مسلمی