ل فراوان شهرت داشت اما او با وجود آن همه ثروت، فردی بود زاهدمنش که به متاع دنیا وقعی نمی‌‌گذاشت. به عنوان نمونه، حمیدبن نعیم روایت می‌کند که روزی عمر و عثمان به ضیافتی دعوت شدند، چون از آن‌جا بیرون آمدند، عثمان گفت: در آن‌جا غذاهایی را دیدیم که آرزو می‌کردم بدانجا نمی¬رفتیم، عمر گفت: چرا؟ او گفت: زیرا می‌ترسم این ضیافت و غذاهای آن به خاطر فخر و مباهات بوده باشد.(1) 
این در واقع شناخت عثمان از چارچوب سخاوت و بخشش در اسلام است، زیرا در اسلام بخشش و سخاوت نباید در جهت فخر و مباهات باشد، بلکه باید در عین تواضع و اجتناب از اسراف و یا هر نوع تکبّری صورت گیرد، تنها برای سپاس خداوند بزرگ و به شکرانه نعمتهای او انجام گیرد.(2) 
همچنین امام احمد از میمون بن مهران روایت می‌کند که همدانی گوید: روزی امیرمؤمنان عثمان را دیدم سوار بر استری که خدمتکار او، نائل، بدنبال او حرکت می‌کند(3) . همچنین باز امام احمد از همدانی نقل می‌کند که او روزی امیر مؤمنان، عثمان را تنها در مسجد یافت که ملحفه‌ای بر روی خود انداخته و به خواب رفته بود.(4) 
نیز شرحبیل بن مسلم روایت می‌کند که عثمان عادت داشت به مردم غذاهای خوب بدهد اما خود، در خانه، سرکه و روغن تناول می‌کرد.(5) 
این نمونه‌ها بیانگر میزان زهد امیرمؤمنان عثمان می‌باشد. تعجب برانگیز نیست اگر فردی که ثروت متوسطی دارد، زاهد باشد بلکه، تعجبّ آن‌جا است که آن فرد متموّل و ثروتمند باشد و زهد پیشه نماید، زیرا ثروت فراوان و نعمت زیاد، فرد را به سمت لذت‌ها و خوشی‌ها سوق می‌دهد، حالا اگر فرد ثروتمند باشد و بخواهد که زهد پیشه نماید باید از معرفت و شناخت بالایی نسبت به ایمان به خدا و ترس از او برخوردار باشد، به نحوی‌که این معرفت بر قلب و جان او استیلا پیدا کند و همه‌ي وجود او را فرا گیرد تا آن‌جا که دنیا را حقیر و بی‌ارزش ببیند و آخرت را عظیم و با ارزش؛ عثمان نیز چنین بود؛ او که از ثروتمندترین صحابه بود، توانست با قدرت ایمان، بر امیال و خواهش‌های خود فائق آید و به بزرگترین زاهدان تبدیل شود، او توانست خود را نمونه‌ای والا برای ثروتمندان سازد و به آنان اثبات کند که می‌توان هم ثروتمند بود و هم زاهد و در کنار اموال و ثروت‌های فراوان و لذّت‌ها و خوشی‌های متنوع، زاهدمنش بود و از آن‌ها صرف‌نظر نمود.(6) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) إمام أحمد، الزهد، 126. 
2) التاریخ الإسلامی (17 و18/48). 
3) الزهد، 127. 
4) الزهد، 127. 
5) همان، 129. 
6) التاریخ الإسلامی (17 و18/49). عثمان تا آن‌جا که می‌توانست با دست و زبان و قلب خویش پروردگار را سپاس می‌گفت و او را شاکر بود. از او روایت کرده‌اند که به تعقیب قومی طغیانگر رهسپار شد، چون به محل اقامت آنان رسید، دید که آنان پیشتر گریخته‌اند، او هم به شکرانه اين‌كه سبب ذلت و خواری مسلمانی نشده است، برده‌ای را آزاد نمود.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) علوّ الهمّة (5/481). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:16.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:17.xml">اول: همراهی عثمان(رض) درمیدان‌های جهاد با پیامبر(ص)</a><a class="folder" href="w:html:26.xml">دوم: زندگی اجتماعی حضرت عثمان(رض) در مدینه</a><a class="folder" href="w:html:30.xml">سوم: مشارکت اقتصادی حضرت عثمان(رض) در تشکیل و تقویت دولت</a></body></html>ذی‌النورین مردی بود مهربان و رئوف که در مقام خلافت، همیشه جویای احوال مردم و مشکلات آنان می‌شد، در مورد آنانی‌که نزد ایشان حضور نداشتند سؤال می‌نمودند و به حضار و همراهان خویش محبّت می‌ورزیدند. امام احمد از موسی بن طلحه روایت می‌کند که روزی به مسجد رفتم، دیدم عثمان بر منبر نشسته و از مردم احوال و وضعیت معیشتشان را سؤال می‌کند.(1) 
همچنین ابن سعد از او روایت می‌کند که روز جمعه، عثمان، دو لباس زرد بر تن کرده و عازم مسجد شد، چون بر منبر نشست، مؤذن اذان گفت، سپس ایشان به پرس‌وجو از احوال مردم و مسافران و بیماران آنان پرداخت.(2) 
عثمان به امور مردم اهتمام می‌ورزید و به همین خاطر با آنان و بویژه نیازمندان ارتباط داشت. او از بدو تولد نوزادان، برای آنان سهمی از بیت‌المال درنظر می‌گرفتند و به والدین آنان پرداخت می‌شد.(3) 
عروه بن زبیر در این خصوص چنین روایت می‌کند: من دوران خلافت عثمان را درک کردم، در آن زمان همه‌ي مسلمانان از بیت‌المال، صاحب سهمی بودند که به آنان داده می‌شد.(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابة (حدیث 812). 
2) طبقات ابن سعد (3/59). 
3) تحقیق مواقف الصحابه من الفتنة (1/396). 
4) المصنّف فی الحدیث، ابن شیبة (3/1023). تعیین حدود و اختیارات عبارت است از تقسیم وظایف یک کار بین کارگزاران آن، به نحوی‌که هر یک وظیفه خود را بدانند و بدون هیچ نوع قصور و یا خارج شدن از چارچوب وظیفه خود، آن‌را انجام دهند. این کار، سنتی است بشری و الهی که رسول خدا(ص) و خلفای بعد از او نیز آن‌را در دولت خود رعایت می‌کردند. در دوران خلافت عثمان نیز براساس این اصل، وظایف و کارهای مهمی چون قضا، امور بیت‌المال، لشکر و امارت ولایات میان مسلمانان تقسیم شد که خود، بیانگر رهبریّت عالمانه عثمان در دوران خلافت خویش است؛ بدون شک این تقسیم وظایف و مشاغل از مهمترین عوامل موفقیت دولت خلفای راشدین در تمامی زمینه‌ها بود.(1) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الکفاءة الإداریّة، 117. احترام گذاشتن به شایستگان امت، به کار گماشتن آنان در مشاغل و کارهایی که توان انجام آن‌ها را دارند، ضایع نکردن حق و حقوق آنان و استفاده بهینه از استعدادها و توانایی‌های آنان، از جمله عواملی هستند که مسلمانانِ نخستین با مدنظر قراردادن آن‌ها به آن مجد و عظمت خود دست یافتند.(1) 
این صفت در عثمان، آن زمان تبلور یافت که در تدوین و جمع‌آوری قرآن، از توانایی‌های زید بن ثابت و شورای تدوین قرآن به نحو احسن سود جست. 
این‌ها برخی از صفاتی بود که در عثمان مشاهده شد، که همه این‌ها باید بعنوان ملاکی برای تبعیت رهبران مسلمانان و مردم عوام قرار داده شوند، و باید کسانی که می‌خواهند از پیامبر و از خلفای راشدین پیروی نمایند آن‌ها را مد نظر قرار دهند. 
رهبران و کارگزاران امّت باید در شناخت صفات و ویژگیهای خلفای راشدین و تبعیّت از آن‌ها تلاش نمایند و به این خصایل نیکو و والای آنان دست یابند، زیرا تنها با تبعیت از راه و روش آنان است که می‌توان امّت را با گام‌هایی استوار، به سوی اهداف او پیش برد. 
باید این اصل را باور کرد که برای حاکم نمودن شریعت می‌بایست رهبرانی را تربیت کرد که ایمان در تمام وجودشان ریشه دوانیده و میوه‌های آنان در گفتار و کردارشان تبلور یافته و در همه‌ي احوال و اوضاع ترس از خدا را معیار کار خویش قرار دهند، آن‌گاه می‌توان امیدوار بود که چنین رهبرانی در راه حاکمیت شریعت خداوند گام بردار