 پدید می‌آید، برحذر داشته است و آن‌ها عبارتند: نعمت فراوان که مردمان را به رفاه و کنار گذاشتن تلاش و کوشش و سستی اراده‌ها دچار می‌کند، ازدواج با زنان و دختران ملل دیگر که در طول تاریخ در تمامی زمینه‌ها تأثیرات خود را به جا گذاشته است و ترویج فراگرفتن قرآن در میان عرب و غیر عرب، زیرا اعراب بادیه‌نشین به خاطر سرسخت و خشن بودن، به ندرت به هدایت راستین دست یافته‌اند، کما اين‌كه بیشتر خوارج از بادیه‌نشینان بودند، هرچند که بسیار قرآن تلاوت می‌کردند و شب و روز به عبادت مشغول بودند، ملل غیرعرب هم چون تحت تأثیر ادیان و تفکّرات کهنی که مخالف قرآن و سنّت رسول خدا(ص) می‌باشند، قرار دارند، باید از التقاط این ادیان و عقائد و باورهای راستین اسلام و پیدایش انواع بدعت‌ها ممانعت کرد و از آن پرهیز نمود، همانطور که گمراه‌ترین فرقه و مکاتبی که در تاریخ اسلام ظهور کرده‌اند از اینان پدید آمده است.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/245). 
2) صادق عرجون، عثمان بن عفّان، ص199. عثمان در خطبه نخستین خود اعلام نمود که مرجع عالی قوانین و عملکرد دولت او قرآن، سنت و شیوه حکومت شیخین است، همان‌طور که خود او چنین گفته: «من پیرو قرآن و سنّت رسول خدا(ص) هستم و از بدعت اجتناب خواهم نمود و سوگند یاد می‌کنم که بعد از تبعیت از آن دو، از راه و روش دو خلیفه پیشین خود که شما بر آنان و حکومت‌شان اجماع نظر داشتید، پیروی نمایم».(1) 
1- مرجع اول، قرآن است. خداوند در رابطه با مرجعیت آن چنین فرموده است: 
(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا) النساء: ١٠٥ 
(ما كتاب (قرآن را كه مشتمل بر حق و بيانگر هر آن چيزي كه حق است) به حق بر تو نازل كرده‌ايم تا (مشعل راه هدايت باشد و بدان) ميان مردمان طبق آنچه خدا به تو نشان داده است داوري كني، و مدافع خائنان مباش). 
بنابراین قرآن شامل تمام احکام مربوط به امور زندگی یک فرد مسلمان و اصول و مبادی می‌باشد که برای اصلاح بخش‌های مختلف حیات یک جامعه لازم است، نیز قواعد و اصولی را که دولت اسلامی باید بر آن‌ها استوار گردد را در بردارد. 
2- مرجع دوم: سنت پاک رسول خدا است که اصول قوانین اسلامی بر پایه آن می‌باشد و از طریق آن می‌توان موارد و مصادیق اجرای احکام قرآن را شناخت.(2) 
3- تبعیت از راه و روش ابوبکر و عمر
رسول خدا(ص) در مورد آن دو چنین فرمودند: 
«اِقْتَدُوا باللَّذین مِنْ بَعْدی: أبی بکرَ و عُمَرَ. »(3) 
«به‌ آن دو نفر بعد از من (ابوبکر و عمر) اقتدا نمایید و از آن‌ها پیروی کنید).
دولت ذی‌النورین، دولتی بود تحت تأثیر دین و احکام آن، به عبارتی دیگر در آن حکومت، شریعت اسلام مافوق تمام قوانین دیگر بود به نحوی که تصویری درخشان از حکومت اسلام را به منصه ظهور رسانید که در آن حاکم و مردم، همه تابع قوانین و دستورات شریعت می‌باشند(4) . در واقع در جامعه صحابه، همه در برابر شریعت سر تسلیم فرود آورده و به آن مقید بوده‌اند. در چنین جامعه‌ای، اطاعت از خلیفه، تنها در گرو اطاعت او از شریعت است کما اين‌كه پیامبر خدا(ص) فرموده است: 
«لاطَاعةَ فی المَعْصِیَةِ، إنَّما الطَّاعةُ فی المَعْروفٍ».(5) 
«برای انجام گناه از کسی اطاعت نمی‌شود، بلکه‌ باید در صورت فرمان به‌ معروف، دستورات را دنبال نمود».
قدرت شریعت در دولت خلفای راشدین، در کنار دیگر ویژگی‌ها، از مهمترین ویژگی‌های آن دولت بود. این ویژگی‌ها عبارتند از: 
•	قدرت حکومت فراگیر بوده و در جهت ایجاد تعامل و توازن بین نیازهای دنیا و آخرت امت اسلام بود. 
•	حکومت متعهد به اطاعت از شریعت بود. 
•	حکومت فقط بر پایه وحدت امّت اسلام استوار بود.(6) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/443). 
2) مؤلف، فقه التمکین فی القرآن الکریم، 432. 
3) صحیح سنن الترمذی (3/200) 
4) نظام الحكم في الإسلام، ص227.
5) صحیح البخاری (حدیث 7545) 
6) السَّنْهوری، فقه الخلافة، 80. بدون شک، قدرت خلیفه، مطلق نبود، بلکه در چهارچوب دو امر بود: 
1- مخالف نصّ صریحی نباشد که در قرآن و سنّت آمده است. در ضمن نوع اجرای آن تصمیم نیز مطابق با روح و اهداف شریعت باشد.
2- مخالف مواردی نباشد که امت اسلام بر آن‌ها اجماع‌نظر دارد. 
اساسِ این حق امت از آن جا نشأت می‌گیرد که خلیفه نماینده‌ي مردم است، از آنان قدرت خود را می‌گیرد و چارچوب قدرت او را امّت تعیین می‌‌کند، بنابراین هرگاه امّت تعین اجرای شریعت دین و حفظ مصالح امّت را در افزایش و یا کاهش قدرت و اختیارات خلیفه بداند، می‌تواند این کار مهم را انجام دهد که این از طریق مجلس شورای منتخبین امت صورت می‌گیرد(1) . عثمان نیز بر همین اساس خطاب به صحابه فرمود: «هرگاه دیدید که بر اساس دستور قرآن، باید مرا به زنجیر بکشید، حتماً اینکار را انجام دهید»(2)  بنابراین هنگامی که دسته‌ای از مسلمانان، نسبت به عملکردش به او متعرض شده و او را مورد بازخواست قرار دادند، خواسته آنان را تقبیح و محکوم نکرد و به آنان اعلام نمود که حاضر است در صورتی که اشتباهات او اثبات شود، آن‌ها را اصلاح نماید.(3) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتحی عبدالکریم، الدولة و السیادة، 268. 
2) مسند أحمد، 524. 
3) الدولة و السیاسة، 3790. از مهمترین ارکان حکومت اسلامی، مشورت رهبران حکومت با مسلمانان و پذیرش آرا و نظرات شورای امّت می‌باشد، کما اين‌كه قرآن چنین می‌فرماید: 
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ) آل عمران: ١٥٩ 
(از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان (كه سر از خطّ فرمان كشيده بودند) نرمش نمودي. و اگر درشتخوي و سنگ‌دل بودي از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند. پس از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت و رايزني كن. و هنگامي كه (پس از شور و تبادل آراء) تصميم به انجام كاري گرفتي (قاطعانه دست به كار شو و) بر خدا توكّل كن‌؛ چرا كه خدا توكّل‌كنندگان را دوست مي‌دارد). 
همچنین خداوند در قرآن چنین فرموده است: 
(وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ) الشورى: ٣٨ 
(و كسانيند كه دعوت پروردگارشان را پاسخ مي‌گويند، و نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند، و كارشان به شيوه رايزني و بر پايه مشورت با يكديگر است، و از چيزهائي كه بديشان داده‌ايم (در كارهاي خير) صرف مي‌كنند). 
بر همین اساس، عثمان، در حکومت خود، مجلسی را متشکل از بزرگان صحابه رسول الله(ص) تشکیل داده(1)  و ک