 به علاوه جزیه اهل ذمّه و خراج زمین‌های آنان و نیز زکات خیل عظیم مسلمانان است، که بیانگر این موفقیت کم‌نظیر می‌باشد.(1) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیاسة المالیة لعثمان بن عفان، 99. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:182.txt">1- تعیین قوانین و مقررات پرداخت جزیه در عهد ایشان</a><a class="text" href="w:text:183.txt">2- نمونه‌هایی از درآمدهای جزیه در عهد عثمان(رض)</a><a class="text" href="w:text:184.txt">3- عثمان بن عفّان(رض) عهدنامه رسول خدا(ص) با نجرانیان را تمدید کرد</a><a class="text" href="w:text:185.txt">4- اهل کتاب تا زمانی‌که جزیه خویش را پرداخت کنند درحمایت مسلمانان هستند</a><a class="text" href="w:text:186.txt">5- مشارکت اهل ذمّه در هزینه‌های عمومی دستگاه خلافت</a></body></html>تعیین قوانین و مقررات جزیه و نظام اجرای این قوانین که در زمان عمر بن خطاب(رض) تدوین گردید، در زمان عثمان(رض) نیز اجرا می‌شد؛ همچنین ایشان به عهدنامه‌های صلحی که در دوران قبل از ایشان میان اهل ذمه و حکومت، بسته شده بود پایبند ماند و به تأمین حقوق آنان مبادرت می‌ورزید.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیاسة المالیة لعثمان بن عفان، 103. الف: در عهد عثمان، ولید بن عقبه به سمت آذربایجان لشکر کشید، تا از آنان مبلغ هشتصد هزار درهم جزیه‌ای را که از زمان عمر پرداخت نکرده بودند، بازستاند و آنان نیز به این خواسته تن دادند.(1) 
ب: چون عثمان، عبدالله بن سعد را به آفریقا فرستاد، اسقفف اعظم آن‌جا نخست با شرط پرداخت جزیه‌ای معادل دو میلیون و پانصد و بیست هزار دینار به عبدالله پیشنهاد مصالحه داد و عبدالله مصالحه را به شرط پرداخت جزیه‌ای برابر سیصد هزار قنطار طلا از جانب مسیحیان قبول نمود (و شاید این مقدار طلا معادل مبلغ نخستین بوده باشد.(2) 
ج: مردم قبرس پیشنهاد کردند که جزیه‌ای معادل هفت هزار دینار را به مسلمانان بپردازند.(3) 
د: سعید بن صالح با مردم گرگان مصالحه نمود. آنان نیز گاه صد هزار، گاه دویست هزار و گاه نیز سیصد هزار دینار را به عنوان جزیه پرداخت می‌کردند.(4) 
ه‍: هنگامی که عبدالله بن عامر، نیشابور را فتح کرد، پیغامی به جانب مردم مرو فرستاد تا بدون جنگ تسلیم او شوند، آنان نیز پیشنهاد کردند که عبدالله به شرط دریافت دو میلیون دینار جزیه با آنان مصالحه نمايد و عبدالله نیز پذیرفت.(5) 
و: چون احنف بن قیس، بلخ را به محاصره سپاه خود درآورد. مردم آن، پیشنهاد کردند که احنف بن قیس به شرط دریافت چهارصد هزار دینار با آنان مصالحه کند، احنف بن قیس نیز پسر عموی خود، اُسید بن متشمس را بر آنان گماشت تا مبلغ جزیه را دریافت کند.(6) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/246). 
2) تاریخ الطبری (5/255). 
3) همان(5/261). 
4) همان (5/266). 
5) همان (5/318). 
6) همان (5/307). نبی خدا(ص) با اهل نجران عهدنامه‌ای بر صلح میان طرفین و پرداخت جزیه از جانب اهل نجران به مسلمانان بسته بود که بعد از ایشان ابوبکر نیز آن‌را محترم شمرد. با به خلافت رسیدن عمر، او اهل تجران را از نجران یمن به نجران عراق کوچانید تا مسلمانان از شر فتنه‌های آنان در امان بمانند، اما باز به همان عهدنامه ایشان با رسول خدا(ص) پایبند ماند.(1) 
چون عمر در گذشت و عثمان جایگزین او شد، بزرگان نجران نزد عثمان آمدند و خواسته‌ها و شکوائیه‌های خود را به او عرض کردند، او نیز نامه‌ای را با این مضمون، خطاب به ولید بن عقبه، امیر کوفه، ارسال نمود: «بسم الله، از بنده خداوند بزرگ، عثمان بن عفّان، امیرمؤمنان، به ولید بن عقبه، سلام و درود خداوند بر شما باد، سپاس را خدای(عزوجل) که جز او هیچ معبود دیگری نیست، اما بعد، اسقف و بزرگان نجران نزد من آمده‌اند و از عهدنامه خود با عمر صحبت کردند و از مشکلاتی که مسلمانان بر سرشان آورده‌اند، سخن گفتند، من نیز با کاستن میزان جزیه آنان، خود را متعهد به عهدنامه عمر با آنان نمودم، بنابراین تو نیز با آنان به نیکی رفتار کن که آنان اهل ذمّه و در پناه ما هستند، درعهدنامه عمر دقت کن و به مفاد آن عمل نما، و السلام.»(2) 
این اتفاق در نیمه شعبان سال بیست و هفت بعد از هجرت رخ داد.(3) 
از مطالب پیشین این موارد آشکار می‌شود:
الف: عثمان به عهدنامه رسول خدا(ص) و ابوبکر و عمر با اهل نجران پایبند ماند که علّت آن را باید در اسلام جستجو کرد، آن‌جا که وفای به عهد و پیمانی را بر مسلمانان واجب نموده است. 
ب: از میزان جزیه آنان کاست، به آنان اجازه داد تا در نجران عراق بمانند و ولید را موظف نمود تا به مفاد عهدنامه عمر با ایشان عمل نماید و با نجرانیان به نیکی رفتار کند.(4) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخراج، أبویوسف، 74. 
2) الخراج، أبویوسف، 74.
3) السیاسة المالیة لعثمان بن عفان، 105. 
4) السیاسة المالیة لعثمان بن عفان، 105. هنگامی که عمرو بن عاص توانست مجدداً اسکندریه را فتح نماید، اموال مردم مناطق مختلفی را که رومیان غارت کرده بود، جمع کرد، مردم آن مناطق نزد او آمدند و بدو گفتند: که رومیان به آنان حمله کردند و اموالشان را غارت نمودند اما آنان پیمان خود را با مسلمانان نقض ننمودند و از رومیان حمایت نکردند، عمرو نیز دستور داد که هر کس دلیلی بیاورد که آن اموال متعلق به اوست، می‌تواند آن‌ها را بردارد و مردم نیز هر یک با دادن نشانی‌های آن اموال و آوردن دلایل خود، اموال خویش را از عمرو تحویل گرفتند، هرچند تعدادی از آنان عمرو را سرزنش کردند که چرا عمرو از آنان که در کنف حمایت اسلام بودند و بر عهدنامه خود با مسلمانان پیابند ماندند، در برابر رومیان حمایت وحفاظت ننمود وآنان را در برابر رومیان، بی‌دفاع رها کرد.(1) 
اگر به نظام جزیه، نظری دقیق بیاندازیم، می‌بینیم که در این نظام اهل ذمه با پرداخت جزیه، صاحب حقوقی می‌شوند که حکومت باید در عین حفاظت از آنان به آن حقوق متعهد باشد، اما اهل ذمه هرگز تعهدی ندارند که در برابر دشمنان اسلام از اسلام و مسلمانان دفاع کنند و در صف آنان با دشمنانشان کارزار کنند.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیاسة المالیة لعثمان بن عفان، 106. 
2) السیاسة المالیة لعثمان بن عفان، 106. نقل است که چون عمرو بن عاص، در دوران خلافت عثمان، مجدداً اسکندریه را فتح نمود، «طلما»، امیر منطقه «إخنا» نزد عمرو آمد و از او خواست تا مبلغ جزیه‌ای را که باید او و مردمش پرداخت کنند، تعیین نماید، عمرو بدو جواب داد: شما اهل ذمه مانند خزانه دولت ما هستید که هر وقت ذخایر این خزانه کاهش یابد، تعهد و وظایف ما نسبت به شما نیز کاهش پیدا می‌کند، «طلما» با عصبانیت از آن‌جا خارج شد و به رومیان پیوست، هنگامی که جنگ تمام شد و طلما به اسارت مسلمانان درآمد، او را نزد عمرو بردند تا حکمی در مورد او صادر کند، اما عمرو، برخلاف انتظار مردم، تاجی بر سر او نهاد و عبایی ارغوانی رنگ بر تن او نمود و بدو گفت: مانن