 او طعنه می‌زند و بر او خشمگین است، باید گفت که او مرتکب گناه سبّ صحابه شده است.(8) 
ج: کلام احمد بن حنبل در مورد او
از امام احمد بن حنبل سؤال کردند نظر او در مورد آنان‌که می‌گویند معاویه کاتب وحی نبود و خلافت را با زور شمشیر غصب کرد چیست؟(9) 
او گفت: این سخن زشتی است و باید از افرادی که قائل به این کلام هستند اجتناب نمود، با آنان معاشرت نکرد و حقیقت ادعاهایشان را به مردم اثبات نماییم.(10) 
د: سخن قاضی ابن عربی در مورد او
ابوبکر بن عربی در رابطه با فضائل و امتیازات برجسته معاویه چنین می‌گوید: از مهمترین ویژگی‌های او می‌توان دفاع از مملکت، حفظ مرزها، اصلاح ارتش، شکست دادن دشمنان و سیاستی حکیمانه و خردمندانه با مردم را نام برد.(11) 
محب الدین خطیب نیز در توضیح بیشتر این ویژگی‌ها چنین می‌نویسد: از همت والای او آن بود که چون در صفین و هنگام کارزار با علی بن ابی طالب، به او خبر دادند که قیصر روم با سپاهی عظیم عزم مرزهای سرزمین مسلمانان را نموده است، پیغامی به جانب او ارسال کرد و در آن، قیصر را از این جسارت خود بر حذر داشت و او را به انتقامی شدید تهدید نمود.(12) 
ابن کثیر نیز در همین رابطه چنین گفته است: چون معاویه به جنگ با علی بن ابی طالب سرگرم شد، قیصر روم به این فکر افتاد که در این شرایط، جبران ذلّت‌ها و شکست‌های پیشین را از مسلمانان بگیرد و به همین دلیل سپاهی عظیم فراهم نمود تا به قلمرو مسلمانان حمله کند، چون خبر آن به معاویه رسید، نامه‌ای خطاب به قیصر روم نوشت و در آن به او چنین گفت: ای ملعون! بدان که اگر از این اقدام خود دست بر نداری و به سرزمین خود باز نگردی، همراه پسر عمویم، علی بن ابی طالب، چنان تو را تنبیه خواهیم نمود که تمام سرزمینت را از دست بدهی و آن‌قدر بر تو سخت خواهیم گرفت که دیگر جایی در زمین برای تو نماند. قیصر روم با دیدن این پیغام تهدیدآمیز، از تصمیم خود برگشت و به مسلمانان اعلام آتش بس کرد.(13) 
ه‍: سخن ابن تیمیه در مورد او
ابن تیمیه در رابطه با معاویه چنین گفته است: از طریق حدیثی متواتر، همه می‌دانند که خود رسول خدا(ص) معاویه را به امارت تعیین نمود. همچنین معاویه همراه با رسول خدا(ص) جهاد نمود و به خاطر اطمینان حضرت(ص) به او، کاتب وحی شد و هرگز رسول خدا(ص) او را متهم به تخلّفی در این زمینه ننمودند. نیز عمر بن خطاب که در شناخت مردمان، بسیار آگاه بود و نه تنها به حق سخن می‌گفت و حق عمل کرد، او را به امارت تعیین نمود و هرگز او را به خیانت و یا ضعفی متهم نکرد.(14) 
و: سخن ابن کثیر در شأن معاویه
ابن کثیر در مورد او چنین می‌نویسد: مسلمانان در سال چهل و یک بعد از هجرت، با او بیعت کردند. در طول دوران خلافت و تا زمان وفاتش، جهاد با دشمنان برقرار بود و شریعت خداوند(عزوجل) حاکم، غنایم از اطراف و اکناف به جانب‌دار الخلافه سرازیر بود و مسلمانان در رفاه و آسایش قرار داشتند. معاویه مردی بود صبور و با گذشت، با وقار و متین، سرور مردمان، بزرگوار و سخاوتمند، دادگر و با شهامت(15) ، نیز او مردی بود نیک سیرت، با گذشت، و رازدار که خدایش او را رحمت کند.(16) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباری (7/130). 
2) المغنی، ابن قدامة (3/364). 
3) زاد المعاد (2/19). 
4) المغنی (5/77). 
5) المغنی (6/366). 
6) مرویات خلافة معاویة، 28. 
7) مرویات خلافة معاویه، 29. 
8) مرویات خلافة معاویه، 29. 
9) مرویات خلافة معاویة، 28. 
10) السنة، الخلال (2/434). 
11) العواصم من القواصم، 210-211. 
12) مرویات خلافه معاویة فی تاریخ الطبری، 31. 
13) البدایة و النهایة (8/119). 
14) الفتاوی (4/472) و البدایة و النهایه (8/122) و سیر اعلام السلاء (3/129). 
15) البدایة و النهایة (8/118). 
16) البدایة و النهایة (8/126). معاویه به این افتخار نائل آمد که بعد از فتح مکه، رسول خدا(ص) را درک نمود و ملازم آن حضرت(ص) و پس کاتب وحی شد. نیز حضرت(ص) داماد خاندان ابوسفیان محسوب می‌شدند و به¬ همین خاطر رابطه‌ي معاویه با حضرت(ص) بیشتر می‌بود. محدثان از معاویه، یکصد و شصت و سه حدیث روایت کرده‌اند که در این میان امام بخاری و امام مسلم، فقط پنج حدیث را صحیح تشخیص داده است.(1) 
روش حکومت معاویه و شیوه برخورد او با مردم چنان بود که او را در میان مردمان، محبوب ساخته بود. در حدیثی از صحیح مسلم، نقل است که رسول خدا(ص) فرمودند: 
«خِیارُ أَئِمَتِکُم – حُکّامُکم – الّذین تُحِبُّونَهم و یُحِبُّونَکم و تَصِلُون عَلَیهم – تَدعُون لَهُم و یَصِلُون عَلَیکم، و شِرَارُ أَئِمَّتِکُم الَّذین تَبغَضُونَهم وَ یَبغَضُونَکُم، وَ تَلعَنُونَهم وَ یلعَنُونَکُم»(2) 
«بدانید که بهترین رهبران و پیشوایان شما آنانی هستند که ایشان را دوست دارید و آنان نیز شما را دوست دارند، در حق یکدیگر دعای خیر می‌کنید و بدانید که بدترین رهبران شما آنانی هستند که از ایشان متنفر هستید و آنان از شما نفرت دارند و یکدیگر را لعن و نفرین می‌کنید». 
در پایان، سخنان ابوبکر ابن عربی را بازگو می‌کنیم که در شأن معاویه چنین گفته است: عمر، او را به ولایت شام برگزید و عثمان نیز پس از او، معاویه را در منصب خود ابقا نمود. باید دانست که پیش از عمر، ابوبکر، یزید بن ابی سفیان را به ولایت شام منصوب نموده بود. پس از وفات ابوبکر، یزید از عمر خواست که پس از او برادرش، معاویه، را به ولایت شام منصوب نماید و عمر نیز پذیرفت. 
از طرف دیگر، پیامبر خدا(ص) نیز معاویه را به عنوان کاتب وحی انتخاب نموده بودند. حال بنگریم و ببینیم که سند ولایت هیچ کس چون معاویه از جانب رسول خدا(ص)، ابوبکر، عمر و عثمان به امضاء نرسید.(3) 
پس از شهادت علی نیز حسن بن علی، سبط رسول خدا، با او مصالحه و بیعت نمود.(4) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرویات خلافة معاویه فی تاریخ الطبری، ص33. 
2) صحیح مسلم، کتاب الإمارة (حدیث 65). 
3) العواصم من القواصم، 82. 
4) المدینة، فجر الإسلام و العصر الراشدی (2/216). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:380.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:381.txt">اصلاحات اقتصادی که عبدالله در بصره انجام داد</a></body></html>انس(رض) روایت می‌کند که: هنگامی که نبی خدا(ص) همراه ابوبکر، عمر و عثمان بر کوه اُحد رفتند، کوه به لرزه افتاد، آن‌گاه رسول خدا پای خویش را بر آن زد و فرمود: 
«اسكن أحد -أظنه ضربه برجله- فليس عليك إلا نبي وصديق وشهيدان». 
«ای احد! آرام گیر زیرا جز یک پیامبر و یک صدّیق و دو شهید بر پشت تو وجود ندارد».(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح البخاری (حدیث3697). او عبدالله بن عامر بن کریز بن ربیعه بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصی می‌باشد و همان‌طور که از نسبش پیداست از قبیله قریش است(1) .
عبدالله در عهد رسول(ص) و در سال چهارم بعد از هجرت متولد شد و چون رسول خدا(ص) در سال هفتم بعد از هجرت ¬برای أدای عمره قضاء، به مکه آمدند(2) ، عبدالله را نزد حضرت(ص) بردند. ابن حجر در این رابطه روایت می‌کند که: چون عبدالل