: حنان بن سدير بعقيدة صاحب تنقيح از (غلاة) يعني از پيروان مذهب كيسانيه و بعقيدة شيخ و علامه و ابن داود و ............. واقفي بوده‌است(282).
عنوان راويت: (ضعيف).

64ـ (وهيب بن حفص) از ابي بصير نقل مي‌كند كه «بحضرت باقر A عرض كردم ما در بين خود صحبت مي‌كنيم كه عمر بن ذر نمي‌ميرد تا اينكه با قائم آل محمد قتال بكند، فرمود مَثَل (ابن ذر) مَثَل مردي است در بني اسرائيل كه او را (عبد ربه) مي‌گفتند و اصحابش را دعوت بضلالت مي‌كرد، و قتيكه مرد، اصحابش روي قبر او جمع شده مي‌گفتند اين شخص وقتيكه از قبر بيرون آيد و............».
ترجمة راوي: وهيب بن حفص امامي ولي مجهول الحال است(283).
عنوان روايت: (ضعيف).

65ـ (محمد بن سنان) بوسيلة شخصي از حضرت صادق نقل مي‌كند كه «پيغمبر فرمود وقتيكه خدا مرا بآسمان برد از پشت پرده با من صحبتهائي كرد، از آن جمله اين بود: علي آخرين كسي است كه او را قبض روح مي‌كنم، علي است همان (دابه) اي كه با مردم سخن مي‌گويد، علي را به تمام چيزهائي كه بتو وحي مي‌كنم آگاه مي‌سازم، نبايد چيزيرا از او كتمان بكني ـ تا اينكه مي‌گويد ـ بين من و تو جز علي سري نسيت».
ترجمة راوي: به ترجمة راوي روايت شمارة 10 مراجعه كنيد.
عنوان روايت: (ضعيف).

66ـ (ابان بن ابي عياش) مي‌گويد ابو الطفيل مسأله رجعت را از جمعي از اهل بدر و از سلمان و مقداد و ابي بن كعب بمن خبر داده، سپس گفت همينكه اين مسأله را از آنان شنيدم در كوفه به علي A عرضه داشتم، فرمود اين علم مخصوصي است كه سزاوار نيست امت پيغمبر آنرا ندانسته باشند تا اينكه مي‌گويد ـ سپس معرفي (دابة الأرض) را از حضرت خواستار شدم، فرمود كسي است كه غذا مي‌خورد و در بازارها راه مي‌رود، و زن مي‌گيرد، گفتم، چه كسي است؟ فرمود پروردگار زمين است و سكون زمين بوسيلة اوست، عرض كردم نفهميدم، فرمود صديق وفاروق اين امت است........! ».
ترجمة راوي: بسياري از علماي رجال كه از آن جمله شيخ و علامه هستند ابان بن ابي عياش را در شمارة ضعفا قرار داده‌اند، سيد علي بن احمد عقيقي مي‌گويد اين شخص فاسد المذهب بوده‌است(284).
عنوان روايت: (ضعيف).

67ـ (سلام بن مستنير) از حضرت صادق روايت كرده كه «فرمود ايشان: ـ خلفا خودشانرا بنام‌هائي ناميدند كه خدا جز علي كسي را بآن نام نناميده‌است، ولي تأويل آن نامها هنوز بظهور نرسيده، گفتم كي بظهور مي‌رسد؟ فرمود وقتيكه خدا پيغمبران و تمام مؤمنين را پيش روي خودش جمع كند، تا اينكه آن حضرت را ياري كنند، همين است معني اين آيه ﴿وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ..﴾[آل عمران:81] در آن روز پيغمبر بيرق خود را بعلي مي‌دهد و بر همة افراد بشر حكمراني خواهد كرد».

ترجمة راوي: سلام بن مستنير امامي ولي مجهول الحال است(285).

عنوان روايت: (ضعيف).

68ـ عياشي از زراره نقل مي‌كند كه «حضرت صادق پس از تلاوت اين آيه: ﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ المَوْتِ﴾ فرمود كسيكه كشته مي‌شود چون شربت مرگ را نمي‌چشد لذا بايد حتما رجعت كند تا اينكه  شربت مرك را بچشد».

ترجمة راوي: به ترجمة راوي روايت شمارة 24 مراجعه بكنيد.

عنوان روايت: (ضعيف: مرسل).

69ـ عياشي از (سيرين) روايت كرده كه «حضرت صادق از من پرسيد مردم دربارة اين آيه چه مي‌گويند؟ ﴿وَأَقْسَمُوا بالله جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللهُ مَنْ يَمُوتُ...﴾ [النحل:38] گفتم مي‌گويند كه راجع به كفار است كه منكر قيامت و حشرند، فرمود قسم بخدا دروغ مي‌گويند، مضمون اين آيه موقعي تحقق پيدا مي‌كند كه قائم قيام نمايد و جمعي با وي رجعت بكنند».

ترجمة راوي سيرين اسمش مذكور در كتب رجال نيست.

عنوان روايت: (ضعيف: مهمل)

70ـ (وهيب بن حفص) از ابي بصير روايت كرده مي‌گويد «از حضرت باقر معني اين آيه را پرسيدم ﴿إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَـهُمْ بِأَنَّ لَـهُمُ الجَنَّةَ...﴾ [التوبة:111] فرمود در خصوص عهد و ميثاق است: سپس آيه ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ﴾ را تلاوت كردم فرمود (التابعين العابدين) قرائت كن، اينانند كساني كه خداوند در رجعت جان و مالشان را از آنان مي‌خرد، سپس فرمود هر مومني براي او مردن و كشته شدني هست، هر كسي كه كشته مي‌شود بايد رجعت كند تا اينكه بميرد».

ترجمة راوي: به ترجمة راوي روايت شمارة 64  رجوع شود.

عنوان روايت: (ضعيف).

71ـ همين مضمونرا عياشي نيز از ابي بصير نقل مي‌كند.

ترجمة راوي: به ترجمة راوي روايت شمارة 24 مراجعه شود.

عنوان روايت: (ضعيف:مرسل).

72ـ (حسن بن علي بن فضال) و (شعيب الحذا) از ابي الصباح روايت كرده مي‌گويد «بحضرت باقر A عرض كردم مي‌خواهم چيزي از شما بپرسم ولي كراهت دارم از اينكه نام آنرا بيرم، فرمود پرسش تو از رجعت است؟ عرض كردم بلي، فرمود انكار نمي كند اين قدرت خدا را مگر (قدريه)، انكار مكن آنرا».

ترجمة راوي: حسن بن علي بن فضال هر چند جمعي او را توثيق و بلكه تجليل كرده‌اند، ولي ابن ادريس و صاحب مدارك او را بعنوان كافر و ملعون معرفي كرده و مي‌گويد فطحي مذهب بوده‌است(286). شعيب الحذا مجهول الحال است.

عنوان روايت: (ضعيف).

73ـ (حسين بن علوان) و (محمد بن داود العبدي) مي‌گويند (عبد الله بن ابي بكر) به علي A عرض كرد (ابو المعتمر) مطلبي بمن گفت كه در قلبم نمي‌گنجد، فرمود چه گفته بود؟ گفتم مي‌گويد كه شما از پيغمبر شنيده‌ايد كه مي‌فرمود ما ديده و يا شنيده‌ايم كه مردي سنش از سن پدرش بيشتر بوده، فرمود آن مطلب همين بود؟ گفتم بله آيا تو اين مطلب را تصديق داري و چنين مردي را مي‌شناسي؟ فرمود بلي، در اينجا شروع مي‌كند بشرح قصة (عزيز).

ترجمة راوي: علامه در قسم ثاني از خلاصه و فاضل جزائري در حاوي حسين بن علوان را در عداد ضعفا قرار داده‌اند(287). محمد بن داود العبدي مهمل و گمنام است. عبد الله بن ابي بكر امامي ولي مجهول الحال است(288).

عنوان روايت: (ضعيف).

74ـ (ابو خالد القماط) از (عبد الرحمن القصير) روايت كرده مي‌گويد «حضرت باقر A بعد از اينكه اين آيه را تلاوت كرد: ﴿إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ﴾ [التوبة:111] فرمود مقصود از اين آيه اين است: هر يك از مؤمنين كه كشته مي‌شوند رجعت مي‌كنند تا اينكه بميرند، وآنانيكه مي‌ميرند رجعت مي‌كنند تا اينكه كشته شوند».

ترجمة راوي: چهار نفر باين كنيه: (ابو خالد القماط) معروفند 1ـ خالد بن زيد ابو خالد القماط 2ـ خالد بن يزيد ابو خالد القماط 3ـ صالح ابو خالد القماط 4ـ خالد بن سعيد ابو خالد القماط ـ آخري ثقه و بقيه مجهول الحالند، با اينكه زياد جستجو كردم نتوانستم مميزاتشانرا پيدا كنم از اينرو راوي اين روايت مجهول الحال خواهد بود. 

عبد الرحمن القصير مجهول الحال است(289).

عنوان روايت: (ضعيف).

75ـ همين مضمون را (عياشي) نيز از (عبد الرحيم) نقل مي‌كند.

ترجمة راوي: در بين روات حديث چندين نفر بنام عبد الرحيم معروفند كه در بين آنان فقط عبد الرحيم بن عبد ربه (ثقه) و عبد الرحيم القصير (حسن) است ولي بقيه مجهول الحالند. مميزات ابراهيم هر قدر تفحص كر