 مكار بوده واين شايعه را ايجاد نمود ولى برعليه خودش ادلهء كافى بدست نيامد ولهذا حضرت على اورا تبعيد نمود.
[8]  تنقيح المقال ج 2 ص 184 چاپ ايران.
[9] تاريخ روضهء الصّفا – فارسي – ج 2 ص 292 چاپ تهران.
[10] منهج المقال ص 203.
[11] شرح نهج البلاغه ج 2 ص 309.
[12] نواصب در منطق غلاهء شيعه يعني اهل سنّت، و هر كس كه در منطق آنها ابوبكر و عمر را بر علي ترجيح دهد ناصبي خوانده مي‌شود ولي شيعيان معتدل و اصيل كه همان زيديّه باشند چنين عقيده‌اي را نپذيرفته و با آن مخالفت كرده‌اند.
[13] الفرق بين الفرق: عبدالقادر بغدادي ص 233-235 چاپ مصر.
[14] المقالات و الفرق: سعدبن عبدالله أشعري قمي كه در سال 301 هـ فوت نموده‌است، ص 21، چاپ تهران.
[15] رجال الطّوسي ص 51 چاپ نجف ط 1961 م.
[16] ج 5 ص 463.
[17] ص 184.
[18] ج 3 ص 393 چاپ ايران.
[19] فجر الاسلام: ص 354 احمد امين.
[20] فجرالاسلام: ص 269-270.
[21]  از جمله مرتضي عسكري كتابي در اين مورد نوشته و منكر ابن سبا شده است كه مالامال است از تدليس وتلبيس.
[22]  الشيّعهء و التّشيّع ص 62.
[23]  الشّيعهء و التّاريخ : محمّدحسين الزّين ص212-213 چاپ بيروت.
[24]  تاريخ الشّيعه ، محمّد حسين المظفّري ص 10.
[25] اعيان الشّيعه ، محسن الامين ، قسم اوّل جزء اوّل
[26] الشّيعه و التّشيّع ص 65.
[27] لسان الميزان : ابن حجر عسقلاني ج3 ص290 چاپ بيروت.
[28] علي هميشه اين طور قسم ياد ميكرد : واّلذي فلق الحبّه و برأ النّسمه.
[29] تثبيت دلائل النّبوه ، عبدالجبّار همداني ج2 ، ص548-546 چاپ بيروت.
[30] و همانطور كه بعدها خواهيم ديد تقيّه انحرافي نيز از يهوديان به تشيّع سرايت كرده است، تثبيت دلائل النّبوّه ج2 ص549-550.
[31]  المقالات و الفرق : سعدبن عبداللّه شيعي قمي ، تثبيت دلائل النّبوّه ج2 ص 549، الشّيعه و التّشيّع ص 68-67.
[32] الخوارج و الشّيعه ، ولهوزن ص 113.
[33] نهج البلاغه : ص 366-367 : در ناسخ التّواريخ آمده است: شما با من بيعت نموديد بر همان چيزي كه با پيشينيان من بيعت كرديد. البتّه كه مردم قبل از بيعت اختيار دارند ، امّا بعد از اينكه بيعت نمودند ديگر اختياري ندارند : ناسخ التّواريخ، ج3، جزء 2.
[34] الشّيعه و أهل البيت ، احسان الهي ظهير ص 39-38، چاپ لاهور.
[35] الخوارج و الشّيعه : ص 171.
[36]  اعيان الشّيعه 1/34.
[37] مختصر التّخفة الاثنا عشريّه، ص 58-56.
[38]  فرق الشّيعه: نوبختي ص 43-44.
[39] الشيعهء و التّشيّع 75-76.
[40] الخوارج و الشّيعه ص 170-171 يوليوس ولـهازن.عبدالله بن سبأ بين وهم و حقيقت[1]

نويسندگان و مورّخان در شخصيّت و شهر و قبيلهء عبدالله بن سبأ اختلاف كرده‌اند. بعضي‌ها او را به قبيلهء «حمير»[2] نسبت داده‌اند. ابن حزم مي‌گويد: «گروه دوّم فرقهء غُلات-افراطيون- كساني هستند كه به الوهيّت و خدايي غير خدا معتقدند كه اوّلين گروه آنها پيروان عبدالله‌بن سبا حميري مي‌باشند».[3]

امّآ بلاذري و أشعري قمي ابن سبأ را به قبيلهء «همدان» نسبت مي‌دهند و بلاذري[4] او را «عبدالله بن وهب همداني» و أشعري قمي[5] او را «عبدالله بن وهب راسبي همداني» مي‌نامند و مي‌گويد كه فرقهء سبأيّه پيروان عبدالله بن وهب راسبي همداني مي‌باشند.

و عبدالقاهر بغدادي مي‌گويد كه ابن سبأ از اهل «حيره» بوده و از يهوديان حيره كه تظاهر به اسلام مي‌كرده‌است.[6]

ابن كثير مي‌گويد كه اصل ابن سبأ از روم بوده و تظاهر به اسلام مي‌نموده و بدعت‌هاي قولي و فعلي زشتي ايجاد نموده‌است.[7]

امّا طبري و ابن عساكر مي‌گويند كه ابن سبأ از يهوديان يمن و از اهل صنعاء مي‌باشد.[8]

بعد از تأمّل در آراء مورّخان به اين نتيجه مي‌شود رسيد كه ابن سبأ از اهالي يمن بوده و رأي اكثر محقّقان و اهل علم بر اين است و اگر در گفته‌هاي سابق دقّت كنيم مي‌بينيم كه در آنها تعارض حقيقي وجود ندارد، زيرا «حمير» و «همدان» دو قبيله در يمن بوده‌اند، و در اصل ابن سبأ كه يمني است جز بغدادي و ابن كثير اختلاف نكرده‌اند. ظاهراً براي بغدادي امر مشتبه گشته و پنداشته‌است كه ابن سبا و ابن السّوداء دو شخصيّت متفاوت بوده‌اند[9]، اما هيچكدام از مورّخين با ابن كثير در اينمورد موافقت نداشته‌اند، اگر چه به طور قطع نمي‌توان گفت كه ابن سبأ از چه قبيله‌اي بوده‌است.

در مورد پدر ابن سبأ نيز مورّخان اختلاف كرده‌اند، بعضي‌ها مثل جاحظ، ابن سبا را از طرف پدر به «حرب» نسبت مي‌دهند[10] و اكثر علما او را از طرف پدر به «سبأ» نسبت داده و مي‌گويند: «عبدالله ابن سبأ». و از جملهء اين دانشمندان ابن قتيبه[11] و طبري[12]و ابوالحسن أشعري[13] و شهرستاني[14] و شيخ الاسلام ابن تيميّه[15] و از شيعيان النّاشيء الاكبر[16] و أشعري قمي[17] و نوبختي مي‌باشند.

امّآ نسبت مادري ابن سبأ از حبشيّه[18] مي‌باشد و لهذا به او ابن السّوداء نيز مي‌گويند، همچنانكه جاحظ[19] و طبري و ذهبي[20]و مقريزي[21] بر اين قول رفته‌اند.

البتّه نسبت مادري نامبرده براي بعضي از محقّقان ايجاد اشكال نموده و پنداشته‌اند كه ابن سبأ غير از ابن سوداء مي‌باشد، همچنانكه براي اسفرايني اين شبهه رخ داده‌است.[22]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] منبع اصلي مطالب اين فصل دو كتاب مي‌باشد: 1- بذل المجهود في اثبات مشابههء الرّافضهء لليهود، تأليف شيخ عبدالله الجميلي ص 98 و مابعد آن و 2- عبدالله بن سبأ و امامهء عليّ بن أبي طالب تأليف علي عبدالرّحمن السّلمان ص 30 و مابعد آن (البتّه اين كتاب معلوماتش را در اين مورد تقريباً به طور كامل از كتاب اوّل گرفته‌است).
[2] قبيله‌اي هستند كه به حمير بن سبأ … نسبت داده مي‌شوند: معجم البلدان 2/306.
[3] الفصل في الملل و الاهواء و النّحل 5/46.
[4] أنساب الاشراف 5/240.
[5] المقالات و الفرق ص 20.
[6] الفرق بين الفرق.
[7] البدايهء و النّهايهء 7/190.
[8] تاريخ الطّبري 4/340 و ابن عساكر تاريخ مدينهء دمشق ص 165.
[9] بذل المجهود، 1/99.
[10] البيان و التّبيين 3/81.
[11] المعارف ص 622.
[12] تاريخ طبري 4/340.
[13] مقالات الاسلاميّين 1/86.
[14] الملل و النّحل 1/174.
[15] مجموع الفتاوي 28/483.
[16] اصول النّحل، نقل از عبدالرّحمن بدري: مذاهب الاسلاميّين 2/43.
[17] المقالات و الفرق ص 20.
[18] المحبر: حبيب البغدادي ص 308.
[19] البيان و التّبيين 3/81.
[20] ذهبي: تاريخ الاسلام 2/122.
[21] خطط المقريزي: 2/356.
[22] التّبصير في الدّين ص 124.سبب اختلاف در تعيين شخصيّت ابن سبا

از اينكه اين همه تعدّد آراء در ميان محقّقان و مورّخان در تعيين شخصيّت ابن سبأ رخ داده جاي تعجب نيست، زيرا او به عنوان يك بازيگر سياسي و توطئه‌گر خود را در پرده‌اي از ابهام‌ها پوشانده‌است. چون هدف او از توطئه‌هايش تفرقهء بين مسلمين و نابودي اسلام و جنگ با توحيد بوده‌است، و لهذا وقتي كه عبدالله بن عامر والي بصره از طرف عثمان بن عفّان رضي الله عنه از او دربارهء شخصيّتش پرسيد، پاسخ داد كه: «من از اهل كتاب هستم و رغبت به اسلام و به جوار تو دارم» و از نام خود و نام پدرش چيزي نگفت.[1]
و همين رازگونگي و مخفي‌زيستي اوست كه سبب اختلاف بين مورّخان شده‌است، و هيچ بعيد نيست كه نامبرده مثل هر بازيگر و توطئه‌گر ماهري نامهاي ديگري نيز بر خود نها