اهد نمود، [6] وعين همين روايت را علم الهدى شيعه  در كتاب الشافى 4/295هم روايت كرده است،
اينست على مرتضى كه آرزو ميكند كه خداوند براى پيروانش ومسلمانان شخصى مثل ابوبكر بعد از او پيدا كند، 
همچنين سيد مرتضى علم الهدى –شيعى- در كتاب خودش از جعفربن محمد از پدرش روايت ميكند كه فردى از قريش  پيش اميرالمؤمنين عليه السلام آمده واز او پرسيد كه: شنيدم كه شما اندكى قبل در خطبه گفتيد: بارخدايا بهمان راه اصلاحى كه خلفاء راشدين را رهنمون گشتى مارا نيز رهنمون گردى، آندو كى هستند ؟ ، گفت آندو دوست وعموى تو ابوبكر وعمر، دو شيخ اسلام ودوامام هدايت، ودو بزرگ قريش، كه بعد از رسول خدا اسوه ومقتدى هستند، هركس آن دو را مقتداى خود قرار بدهد محفوظ  گشته وهركس كه از آثار آندو پيروى كند براه مستقيم هدايت ميشود،[7]
ودر همين كتاب متذكر ميشود كه على عليه السلام در خطبه اش گفته است: بهترين فرد اين امت بعد از پيامبرش ، ابوبكر وعمر هستند،[8]
اينست نظر على راجع به ابوبكر وعمر، آيا كسانى كه مدعى ولايت وتشيع على هستند، نبايد از نظرات او راجع به ياران محمد –ص-  پيروى كنند؟ 
وامام حسن بن على راجع به ابوبكر صديق از پيامبر روايت ميكند كه فرموده است ابوبكر بمنزلت شنوايى من ميباشد،[9] تا حدى امام حسن احترام ابوبكر ميكرد كه يكى از شرطهايش با معاويه در مورد صلح اين بود كه ...از سنت خلفاء راشدين پيروى كند،[10] 
وعلى بن حسن بن على –امام چهارم بزعم آنها- گروهى از عراقيان را كه راجع به ابوبكر وعمر وعثمان حرفهايى زدند از جلسهء خود اخراج نمود وبرعليه آنها دعا نمود،[11]
اما  فرزند زين العابدين محمدبن على بن حسين ملقب به باقر-امام پنجم بزعم شيعيان- از اعمال ابوبكر اشتشهاد واستناد ميكرده است [12] 
طبرسى از باقر روايت ميكند كه ميگويد:من منكر فضل ابوبكر نيستم ومنكر فضل عمر نيستم ولى ابوبكر از عمر افضل است[13]
سپس  فرزندش ابوعبدالله جعفر راجع به ابوبكر وعمر چنانكه قاضى نورالله شوشترى شيعى افراطى نقل ميكند كه فردى از امام صادق عليه السلام راجع به ابوبكر وعمر پرسيد پاسخ داد كه آندو امام عادل وقاسط بوده وبر حق بودند وبرحق مردند، رحمت خداوند تا قيامت بر آندو باد [14] 

واربلى از امام صادق نقل ميكند كه گفته است: من از دو پشت به ابوبكر ميرسم،[15] براى اينكه مادر جعفر ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر ومادر-ام فروه- اسماء دختر عبدالرحمن بن ابى بكر ميباشد،[16]
سيد مرتضى در كتاب الشافى از جعفربن محمد ميآورد كه او ابوبكر وعمر را دوست داشته ووقتى كه بر سر قبر پيامبر براى سلام دادن ميرفته بر آندو نيز عرض سلام ميكرده است[17] 
و حسن بن على ملقب به حسن عسكرى –امام يازده بر حسب زعم شيعيان-  نقل ميكند كه رسول خدا در جواب ابوبكر فرموده است : لابد خداوند برقلبت آگاه است وآنرا موافق زبانت يافته كه تورا مثل چشم وگوش وسر بر يك جسد وروح بر بدن قرار داده است،[18] 
وموضع على وهل بيتش راجع به عمربن خطاب هم به همين منوال بوده است، 
اين روايت ها همه از كتب خود شيعيان از پيامبر وعلى ميباشد، آيا مدعيان تشيع حرف آنهارا قبول دارند، پس چرا كلام آنها غير از رفتار وباور شيعيان است؟ 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  الغارات 1/307 بعنوان: نامه على به اصحابش  بعد از مقتل محمدبن ابى بكر 
[2]  الغارات 1/210 وبا اندك اختلافى در شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد ونا سخ التواريخ 3/241 ودر شرح نهج البلاغه ميثم البحرانى نيز از ابوبكر صديق تمجيد ميكند ص 400
[3]  شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد شيعى 1/332
[4]  تاريخ الخلفاء از سيوطى وحاكم در المستدرك وسند اورا صحيح شمرده است وصحيح ابن حبان از حديث ابوسعيد خدرى  روايت نموده است
[5]  شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه –عربى- 1/130
[6]  تلخيص الشافى از طوسى 2/372
[7]  الشافى ص 171
[8]  تلخيص الشافى 2/428
[9]  عيون الاخبار1/313 وكتاب معانى الاخبار ص 110
[10]  منتهى الآمال ص 212ج2
[11]  كشف الغمةاز اربلى 2/78
[12]  كشف الغمة2/147
[13]  الاحتجاج از طبرسى ص 230
[14]  احقاق الحق شوشترى 1/16
[15]   كشف الغمة2/161
[16]  فرق الشيعة از نوبختى ص 78
[17]  الشافى ص 238 وايضا شرح نهج البلاغه ج4ص140
[18]  تفسير حسن عسكرى ص 164-165اكاذيب شيعه  بر اهل بيت

اينهايى كه دين خدا را متفرق نموده و در ميان مسلمين اختلاف انداخته با ادعاهاى گزافى كه در محبت اهل بيت دارند، ليكن آنها نه اينكه دوستدار اهل بيت نيستند بلكه دشمنان آنها هم ميباشند كه اين موضوع در صفحات آينده به اثبات خواهد رسيد، ولى از آنجا كه اين مدعيان تشيع با اوامر اهل بيت مخالفت نموده ومنهيات آنهارا انجام ميدهند، معروف را منكر ومنكر را معروف نموده ودوستان آنهارا دشمن دانسته وبا دشمنان آنها دوستى ميكنند[1]، واز نفس اماره پيروى نموده و افسانه ها واكاذيب بر اهل بيت ساخته تا به اغراض دنيوى خود رسيده وشهوتهايشان را برآورده تا باورهاى فاسد خودرا بنام اهل بيت رواج داده ، تا اراذل واوباش را بطرف خود خوانده وبنام اهل بيت از آنها سوارى بگيرند، والا صالحان اهل بيت هر گز آن چه را كه مخالف قرآن وسنت باشد نگفته اند، بلكه خود پيرو آن بوده اند،

از ميان هزاران روايات دروغين كه بر پيامبر اسلام واهل بيت بسته اند تعداد معينى را كه بارزتر ميباشد اختيار كرده ودرمعرض خوانندهء محترم قرارميدهيم تا خود انصاف داده وقضاوت كند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] وجود قبر عظيم ! وزيارتگاه ابولؤلؤ زرتشتى قاتل حضرت عمر در كاشان يكى از همين دليل ها ميباشد كه با دشمنان آنها دوستى ميكنند واخيرا اسكناسى ديدم كه بر آن نوشته سلام بر ابولؤلؤ كاشان!متعه يا زناى ثواب دار شيعى و اعارهء و اجارهءزن و لواطت با همسر 
 
از بهتان ها و دروغهاى بسيار زشت وخبيث شيعيان بر پيامبر اسلام –صلى الله عليه وعلى أله وصحبه وسلم- بسته اند اينست كه بزعم آنها اوگفته است: هركس از دنيا برود ومتعه ننموده باشد در روز قيامت دماغ بريده حشر ميشود،[1] وزشت تر از اين اينكه از زبان پيامبر جعل نموده اند كه: كسى كه يك متعه-نكاح موقت- انجام دهد يك سوم او از آتش نجات پيدا ميكند، واگر دو متعه انجام دهد دوسوم او واگر سه متعه انجام دهد بطور كلى از آتش نجات ميابد،[2]  
حماقت واراذل واوباش را تماشا كن كه براى ازدواج اصلا چنين روايت هايى نيست ولى براى كام گرفتن وشهوترانى كردن چه روايت ها كه جعل ننموده اند، آيا هدف اين شهوت  پرستان غير از اينست كه دينى را كه براى عفت وكمال اخلاق آمده ملعبهء شهوت هاى   فاسقان وفاجرى چون خود نمايند، والا اصلا معقول است كه  يك دين الهى يا حتى زمينى پيروانش را از همهء قيد وبندها رها نموده ومدار نجات آنهارا بر شهوت پرستى بگذارد،

از اينجاست كه شيخ احسان الهى ظهير[3]- بحق- به خشم آمده وميگويد شيعيان دشمن اهل بيت ودشمن سرور اهل بيت يعنى پيامبر ميباشند وبه اين دروغ هم اكتفا ننموده وبر او اين روايت را بسته اند كه:  كسى كه يك متعه كند از عذاب الهى در امان ميشود، واگر دو