 ابوبکر ايراد شده.
اين چه خفقاني بوده که زنان براي بيعت گرفتن به درب منزل انصار مي رفته اند؟ چون شيعه بر اين عقيده است که فاطمه زهرا به همراه حضرت علي به درب منازل انصار مي رفته تا براي خلافت علي بيعت بگيرد.
اين چه خفقاني بوده كه پسر بچه اي 10 ساله (امام حسن) به ابوبكر مي گفته: از منبر پايين بيا؟
اين چه خفقاني بوده كه يك عرب به خليفه (عمر بن خطاب) مي گفته چنانچه بخواهي كج شوي با اين شمشير راستت مي كنيم؟
اين چه خفقاني بوده كه يك عرب خطاب به خليفه (عمر بن خطاب) اعتراض مي كرده كه چرا سهم پارچه و لباس تو بلندتر از ماست؟
فراموش نکنيد شيعيان در مورد خطبه فاطمه زهرا نمي توانند بگويند: حضرت فاطمه دختر نبي اکرمص بوده و مي توانسته اين کارها را بکند، چون از آن طرف مي گويند به همين دختر ظلم و ستم فراواني شده و به گوش او سيلي زده اند و درب منزل را آتش زده اند و باعث سقط جنين او شدند. پس او نيز در خفقان به سر مي برده و در واقع از همه بيشتر در اين خفقان بوده و از همه بيشتر به او ظلم شده است.
پس اين تضادها را چگونه توجيه مي کنيد؟ اگر ابوبکر و عمر خفقاني ايجاد کرده بودند پس خطبه فاطمه زهرا و رفتن نزد انصار براي اخذ بيعت ديگر چيست؟
2- سوال ديگر اين است که يک حکومت بايد چندين سال بر روي کار بيايد و طرفدار جمع کند تا پس از ايجاد شرايط لازمه بتواند ايجاد خفقان کند، پس چطور ابوبکر فوري پس از به دست گرفتن حکومت ايجاد خفقان کرده؟ آن هم در همان روز اول؟ او که هنوز بر سر کار نيامده بود و هنوز نمي توانسته خفقان ايجاد کند. چطور توانسته فوراً در همان ابتداي امر عليه بزرگاني چون علي و فاطمه دختر پيامبر ص ايجاد خفقان کند؟ و همچنين عليه بقيه مردم و مخالفين؟، و آيا بقيه مردم به همين زودي خدمات حضرت علي را فراموش کرده بودند؟ مگر اينکه همان جوابهاي احمقانه سابق را بدهيد که همه مردم و صحابه از همان ابتداي بعثت نفرت و کينه علي را در دل داشته اند و پس از رحلت پيامبرص اين کينه ها را نشان داده اند!!! پس چنانچه همه مردم کينه حضرت علي را به دل داشته اند و اصحاب مرتد شده اند و بيعت خود در غدير خم را فراموش کرده اند و در واقع دستور الهي مبني بر خلافت حضرت علي را زير پا گذاشته اند، پس با اين اوصاف من سوال بعدي را مطرح مي کنم:
3- اين مردمي که چنين بوده اند و مرتد شده اند و دستوري به اين مهمي را زير پا گذاشته اند، پس آيا حضرت علي مي خواسته بر چنين مردمي حکومت کند و حق خود را از ابوبکر پس بگيرد؟ اين چنين مردمي که لياقت خلافت حضرت علي را ندارند و چطور علي مي خواسته بر آنها فرمانروايي کند؟ مردمي که از دستور الهي سرپيچي کرده بودند آيا به دستورات علي گردن مي‌نهادند؟ پس چرا شما اينقدر سنگ خلافت را بر سينه مي زنيد؟ شما از يک طرف مي گوييد: صحابه مرتد شدند پس آيا علي مي خواسته بر عده اي مرتد فرمانروايي کند؟ مردمي که از همان ابتداي بعثت کينه علي را در دل داشته اند و پس از رحلت پيامبر ص اين کينه‌ها را بروز داده اند، پس چطور علي مي خواسته بر آنها حکومت کند؟ (شيعه مي گويد: اصحاب پس از رحلت پيامبرص مرتد شده اند، ولي از طرفي مي دانيم که اصحاب پس از رحلت نبي اکرم ص با شورش اهل رده به مقابله پرداختند، پس طبق نظر شيعيان عده اي مرتد به جنگ عده اي مرتد ديگر رفته اند!!!!)
4- مورد بعدي اين است که طبق روايات متعددي که در کتب شيعه آمده پيامبرص علم غيب داشته (و حتي امامان)، و مرتب به علي سفارش مي کرده که چنانچه خلافت را به تو ندادند سکوت و صبر پيشه کن و غيره، و در واقع به شخصيت واقعي ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه و... آگاهي داشته است.
حال ما مي پرسيم: پس چرا پيامبر ص اينقدر اين افراد را به خود نزديک مي کرده؟ و آيا علت به قدرت رسيدن ابوبکر و عمر و عثمان همين نزديکي و خويشاوندي ايشان نبوده؟ پس نعوذبالله اولين مقصر در غصب خلافت الهي حضرت علي خود شخص پيامبر بوده، چون زمينه به قدرت رسيدن ايشان را فراهم کرده است.
5- شيعيان مي گويند: در سقيفه بني ساعده کودتا شد و حق علي غصب شد و حتي بر اين نظر هستند که ابوبکر و عمر قبل از رحلت پيامبر ص نيز به فکر غصب خلافت بوده اند و اين عقيده از احاديث و روايات متعددي که در کتب ايشان بر عليه ابوبکر و عمر ثبت شده به خوبي نمايان است و مرتب به حديث قرطاس اشاره دارند که پيامبر ص تقاضاي قلم و دوات مي کند تا جانشيني علي را متذکر شود و عمر از اين موضوع مطلع مي شود و اجازه اين امر را نمي دهد چون از همان موقع به فکر غصب خلافت علي بوده است.
موضوعي که بين شيعه و سني مشترک است اين است که انصار در سقيفه جمع شدند تا خليفه اي انتخاب کنند و اين موضوع به اطلاع ابوبکر و عمر مي رسد و ايشان خود را به سقيفه مي‌رسانند.
حال ما مي پرسيم: اين چه کودتايي بوده که خود ابوبکر و عمر از آن بي اطلاع بوده اند؟ شما که مي گوئيد: ايشان از قبل نيز به فکر غصب خلافت بوده اند، پس چرا از ماجراي سقيفه بي اطلاع بوده اند؟ و تازه به آنها خبر داده اند تا به آنجا بروند.
شيعه خواهد گفت که چون انصار از قصد و نيت ابوبکر و عمر با خبر بوده اند زودتر به سقيفه رفته اند تا خودشان خليفه اي را انتخاب کنند!!!
(جالب است که همه دنيا از قصد ابوبکر و عمر با خبر بوده اند ولي پيامبر ص اين موضوع را نمي دانسته و ابوبکر و عمر را مرتب به خود نزديک کرده و اگر اين موضوع را مي دانسته چرا براي پس از رحلت خويش فکري نکرده تا خلافت الهي علي توسط ايشان غصب نشود؟!)
 مي پرسيم: چرا انصار در جريان انتخاب خليفه در سقيفه و در مقابل مهاجرين مي گفته اند: ما با علي بيعت مي کنيم؟ اگر نمي خواسته اند ابوبکر خليفه شود چرا در انتها با او بيعت مي کنند؟
چطور انصار متوجه موضوع بوده اند و سريعاً به فکر سبقت گرفتن از ابوبکر و عمر افتاده اند ولي خود حضرت علي متوجه اين موضوع مهم نبوده و براي حفظ خلافت الهي فکري نکرده؟ تازه به عقيده شيعه حضرت علي علم غيب هم داشته.
اگر بگوييد: علي مشغول تدفين پيامبر ص بوده، مي گوئيم: موضوع خلافت الهي نيز از نظر شما بسيار مهم است و از نظر شما مسئله امامت بسيار بسيار مهم است و به نظر شما غصب خلافت الهي باعث انحراف در اسلام شده که باعث ضربات بسياري شده و خواهد شد و حتي شهادت امام حسين در کربلا را نيز از نتايج همين غصب خلافت مي دانيد، پس چنانچه اصحاب از قبل به فکر کودتا بودند به طور حتم حضرت علي متوجه مي شده (يا حتي پيامبر توسط علم غيب به او مي گفته) و چنانچه خودش براي حفظ خلافت الهي به سقيفه نمي رفت لااقل شخصي ديگر را به عنوان نائب مي فرستاد و به هر نحوي که بود جلوي به خلافت رسيدن ابوبکر را مي گرفت.
واقعاً خنده‌دار است که خلافتي الهي که توسط خداوند اعلام شده و پيامبر ص و ملائکه و علم غيب و غيره... پشتيبان آن بوده اند توسط دو نفر غصب شده است، دو نفري که شما اصلاً آنها را قبول نداريد.
تمامي اين موارد نشان مي دهد که ابوبکر و عمر سوء نيتي نداشته اند و از قبل به فکر کودتائي نبوده اند تا حضرت علي يا ا