ه اين مغرضان چه بگوئيم؟ به جناب خامنه اي بايد گفت: چطور مكتب تشيع پس از گذشت 1400 سال كار آكادميك در حوزه ها و توسط علماي مختلف خود و همينطور با داشتن حكومتهاي مختلفي چون صفويه و آل بويه و همينطور پس از گذشت سي سال از انقلاب خود در ايران و داشتن حكومت ولايت فقيه باز هم نتوانسته اسلام واقعي را پياده كند؟ و هنوز داراي معايبي مي باشد، آنوقت شما از صبح تا شام نشسته ايد و به حكومت ابوبكر، عمر و صحابه ايراد مي گيريد كه چرا در تعداد تكبيرها يا موارد ديگر اختلاف كردند؟! يا چرا فلان كار را درست انجام ندادند؟! 
آيا اسلام نوپايي كه در آنوقت وجود داشته بايد از هرگونه لغزشي بر كنار مي بوده است؟ ولي حكومت شما پس از سي سال نتواند اسلام واقعي را پياده كند. 
 البته اي كاش حكومت شما تنها معايبي جزئي داشت، در صورتيكه ما مي دانيم تنها كار شما خرابكاري و به انحطاط بردن اسلام و ترويج خرافات بوده است نه معايبي جزئي.
39 – علماي شيعه براي توجيه لعن و نفرينهايي که مي کنند رواياتي را از کتب اهل سنت بيرون مي کشند همچون اينکه روزي در مقابل پيامبر ص شخصي به ابوبکر توهين کرد و ناسزا گفت و پيامبر ص سکوت کرده و مانع اين امر نشده است!! (12). بنابراين، اين نشان مي دهد که لعن، نفرين و توهين به ابوبکر اشکالي نداشته و ما نيز مي توانيم اينکار را انجام دهيم، هر چند که اين روايت دروغ است و اساسي از صحت به خاطر مخالفت با روايتي که در کتاب صحيح بخاري اهل سنت آمده است تناقض دارد ولي متأسفانه روافض به دروغ و تهمت ناروا به هيچ کس ابايي ندارند.
سوال: طبق قرآن پيامبر ص براي مسلمين الگو و اسوه حسنه است، ما مي پرسيم: اعراب و اشخاصي که در زمان پيامبر ص به دين اسلام روي مي آوردند يا حتي مسلمين فعلي و کساني که مي خواهند پيامبر ص را اسوه خويش قرار دهند آيا دچار گمراهي نمي شوند؟! چون از طرفي مي‌بينند که پيامبر ص توهين و ناسزا به ابوبکر را خوب مي داند ولي از طرفي ديگر دختر همين ابوبکر را به همسري قبول مي کند و اموال او را در راه اسلام خرج مي کند و همراه او از مکه به مدينه هجرت مي کند و اينقدر او را به خود نزديک مي کند که حتي افراد تازه وارد او را با پيامبرص اشتباه مي گرفتند، و به علت همين دوستي نزديک او با پيامبر ص بوده که صحابه او را به عنوان جانشين پيامبر ص قبول مي کنند، وگرنه مسلمين ديگري نيز در آن زمان بوده اند همچون کساني که در فتح مکه مسلمان شدند، ولي بطور حتم آن دوستي و نزديکي خاص ابوبکر را نداشته اند.
پس آيا اينها تناقض نيست؟ آيا پيامبر ص شخصي را دائم به خود نزديک مي کرده ولي ناگهان در جايي ديگر او را طرد مي کرده است؟!! آيا اين امور عقلي و منطقي است؟!! (براي شيعه هست)
مورد بعدي اينکه پيامبر ص در مورد اشخاصي که به خودش نيز توهين مي کرده اند سکوت اختيار مي کرده و صبر پيشه مي کرده، چون همانطور که گفتيم اسوه و الگوي مسلمين ديگر بوده است (13).
مورد بعدي اينکه چرا شما بطور گزينشي عمل مي کنيد و احاديث مورد پسند خود را بيرون مي‌کشيد؟!! احاديث فراوان ديگري نيز موجود هستند که پيامبر ص مردم را از ناسزا گفتن به اصحابش منع کرده و اين در مورد حضرت ابوبکر نيز صادق است، و حتي احاديث بسياري در مدح حضرت ابوبکر وجود دارند ولي ظاهراً چشمان شيعه آنها را نمي بيند و البته آيات قرآن نيز گواه اين امر هستند و در آيات بسياري از مهاجرين و انصار تمجيد شده است.
مورد ديگر اينکه علماي شيعه توجه داشته باشند که چنانچه شخصي ابوبکر را در حضور پيامبرص مورد سرزنش قرار داده در واقع اينکار را در برابر رحمة للعالمين انجام داده نه در برابر خميني يا خامنه اي که چنانچه کسي نگاه چپ به اين افراد بکند حسابش با کرام الکاتبين است. 
40- سوال بعدي پيرامون رويت امام زمان است.
در مجلات داخلي ايران مرتب مي خوانيم که افراد بسياري در قم يا جاهاي ديگر پيدا شده اند که ادعاي مهدويت داشته اند و اين افراد کذاب توسط نيروهاي قضايي دستگير و روانه زندان شده اند.
حال مي پرسيم: آيا رويت مهدي که در گذشته توسط شيعيان صورت گرفته و داستانهاي آن نيز در کتب مختلفي ثبت شده، آيا احتمال نمي دهيد که آن افراد نيز اشخاصي کذاب بوده اند و آن فرد شيعي را فريب داده اند؟!!!
فراموش نکنيد که در گذشته دستگاههاي قضايي خيلي پيشرفته نبوده اند تا اين کذابين را دستگير کنند. 
41- شيعيان مرتب خطاب به اهل سنت مي گويند: طبق عقيدة شما چرا پيامبر ص جانشيني تعيين نکرده ولي ابوبکر تعيين کرده و عمر را بجاي خود گذاشته؟!
سوال ما اين است که شما شيعيان منکر قياس هستيد و در کتب خود (مثل اصول کافي) احاديثي داريد همچون اينکه امام شما ابوحنيفه را لعن کرده (بخاطر قياس کردنش) و دين با قياس به دست نيايد و قياس عمل شيطان است و...
حال مي پرسيم که چرا پس خودتان قياس مي کنيد؟
چرا ابوبکر را با پيامبر ص قياس مي کنيد؟
چرا غير نبي را با نبي قياس مي کنيد؟
و لازم به تذکر است که مردم با حضرت عمر بيعت کرده اند و باعث خلافت او شده اند نه اينکه به زور و بطور انحصاري عمر توسط ابوبکر خليفه شده باشد.
پيامبرص فرستاده خدا بوده و کاري را بدون اذن الهي انجام نمي داده، آن هم کاري به اين مهمي، يعني جانشيني و خلافت.
هر عمل پيامبر ص بنام دين تمام مي شده و چنانچه خطايي از خلفاي بعدي سر مي زده، همه مردم آنرا از ديد اسلام، قرآن و پيامبر ص مي ديده اند، همچون زماني که خالد بن وليد به اشتباه اقدام به کشتن عده اي کرد و پيامبر ص از اين عمل اندوهگين شد و از آن اظهار برائت کرد. 
از همه گذشته، چرا حضرت علي جانشيني انتخاب نکرد؟ و به هنگام رحلت فرمود: هرکاري خواستيد بکنيد.
42- وقتي به علماي شيعه بگوييم: در آيه ولايت که مور ادعاي شماست، ?الَّذِيْنَ? آمده، و ?الَّذِيْنَ? جمع است، و چطور براي يک نفر (حضرت علي) آمده است؟ در جواب مي گويند: اين جمع براي تکريم و احترام به حضرت علي بوده است، نه جمعي که چند نفر بوده باشند!!!
مي پرسيم: پس چطور اين تکريم در مورد پيامبر اسلام نيست؟ و در بسياري از آيات قرآن با انت (تو) يا ضمير «ک» و... به او خطاب شده است، آيا شما علي را بالاتر از پيامبر اسلام مي‌دانيد؟!!!
43- علماي شيعه مي گويند: آيا قهر کردن حضرت فاطمه با ابوبکر دليل بر نامشروع بودن خلافت ابوبکر نيست؟ و آيا اين دليل بر خلافت الهي علي و حقانيت او نيست؟ 
سوال: از علماي شيعه مي پرسيم: مگر شما امامت و خلافت حضرت علي را جزء اصول دين نمي دانيد؟ و مگر امور مربوط به دين از قرآن و سنت به دست نمي آيد؟ پس مي شود بفرمائيد که قهر کردن فاطمه چه ربطي به اثبات امامت علي دارد؟! شما مي بايست اين ادعاي ديني خود را از کتاب و سنت به اثبات برسانيد، نه از قهر کردن فلان با فلان. شما قصد داريد از هر چيزي که شده خلافت علي را بيرون بکشيد.
44 – ام کلثوم دختر حضرت علي به همسري عمر بن خطاب در آمده است (به تواتر در کتب مختلف ثبت شده، حتي کتب شيعه همچون: کافي، بحار الانوار، تهذيب و تاريخ يعقوبي).
سوال: مگر در اسلام ن