ه با تقویت خود و توجه صادقانه به خداوند روی نماید و اعتقاد جازم داشته باشد به اینکه قرآن شفا و رحمت است برای ایمان‌داران و با قلب و زبان از خداوند پناه جوید، زیرا این عمل یک نوع ستیز و جنگ می‌باشد و فرد ستیزه‌جو نیز امکان پیروزی بر دشمن برای وی ممکن نمی‌گردد. جز به دو امر نباشد یکی اینکه سلاح در ذات خود سالم و کارایی لازم را داشته باشد و دوم اینکه فرد جنگجو دارای نیرو و وقت لازم جنگ را دارا باشد، و چنانچه یکی از دو امر برای جنگجو فراهم نباشد اسلحه برای وی سود و ارزشی ندارد پس اگر جنگجو فاقد هر دو امر باشد در این صورت چه چیزی برای وی حاصل می‌گردد و همچنین اگر قلب مریض از توحید و تقوا و توجه خدا خالی باشد و سلامتی هم نداشته باشد چگونه انتظار بهبودی را داشته باشد.
و امر دوم که از سوی معالج با کتاب و سنت می‌باشد می‌بایست او نیز دارای دو امر مذکور در وظایف مریض باشد(7) ، و به همین سبب ابن التیمیه(رح)گفته است: تعویذ با دعاها و اسماء خداوند داروی روحی است؛ هرگاه بر زبان نیکوکار جاری گردد و با اذن خداوند بهبودی حاصل می‌گردد.
و علما با وجود سه شرط بر جواز تعویذ و دعا اجماع کرده‌‌اند:
1-	اینکه با کلام خداوند یا اسماء و صفات او و یا سخن پیامبر(ص) باشد.
2-	با زبان عربی و یا زبان قابل فهم دیگری باشد.
3-	باور به اینکه دعا ذاتاً تأثیری ندارد بلکه با قدرت خداوند تأثیر می‌کند و آن هم سببی از اسباب بهبودی است(8). 
و به خاطر اهمیت جدّی دعا بخش تعویذ را از کتاب (ذکر و دعا و معالجه با تعویذ از کتاب و سنّت) خودم خلاصه نمودم و نکته‌های مفیدی نیز به آن افزودم و از خداوند – عزّ و جلّ - می‌خواهم که آن را محض رضای خویش قرار دهد، و به وسیله این اثر به من و کسانی که آنرا خوانده‌اند و یا به چاپ رسانده و یا عامل پخش آن بوده‌اند و همة مسلمانان بهره و نفع رساند.

و صلی الله و سلم و بارک علی نبینا محمد و علی آله و اصحابه و من تبعهم بإحسانٍ إلی یوم الدین
سعید بن علی بن وهف القحطانی
نگاشته شد در تاریخ 18/6/1414 ه‍
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) زادالمعاد، 4/6 و 3524.
2) زادالمعاد، 4/352.
3) زادالمعاد، 4/178 و الجواب الکافی، ص 21.
4) جواب الکافی : 22-25.
5) صحیح الجامع، 3/153، شماره 3403.‌
6) حاکم و ترمذی و آلبانی آنرا صحیح دانسته است. نگا : سلسله الاحادیث الصحیحه 1/76، شماره 154.
7) زادالمعاد، 4/68، الجواب الکافی، ص 21.
8) فتح‌الباری، 10/196.علاج الهی برای سحر دو نوع می‌باشد:
بخش اول آنست که قبل از وقوع سحر از آن پیشگیری به عمل آورده می‌شود:
1-	انجام دادن همه واجبات، و ترک تمام محرّمات، و توبه از تمام گناهان.
2-	افزایش خواندن قرآن کریم به طوری که هر روز وردی(1)  (جزیی) از آنرا برای آن قرار داده شود.
3-	پناه‌جویی از خداوند با دعاها و اذکار. برای شروع در این مورد می‌توان به دعاهای زیر اشاره نمود: 
«بسم الله الذی لا یضرّ معَ اسمهِ شیْءٌ فی الارضِ و لا فی السماء و هوَ السّمیعُ العلیمُ» سه بار در صبح و شبانگاه(2) ، و خواندن آیة الکرسی بعد از هر نماز و هنگام خواب و در صبح و شب(3)  و خواندن سوره اخلاص و ناس و فلق سه بار در هنگام خواب و صبح و اول شب و گفتن «لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الملکُ و لهُ الحمدُ و هو علی کلِّ شیءٍ قدیر» هر روز صد مرتبه و رعایت و پرداختن به اذکار زیر: اذکار صبحگاه و شامگاه، اذکار بعد از نمازها، اذکار خواب و بیدار شدن از آن، اذکار ورود به منزل و خروج از آن، اذکار نشستن بر مرکب، اذکار ورود به مسجد و خروج از آن، و دعای ورود به مستراح و خروج از آن، و غیره و بسیاری از آنها را در (حصن المسلم)(4)  بر طبق احوال و مناسبات و اماکن و اوقات مناسب ذکر کرده‌ام، بی‌گمان محافظت و رعایت این اذکار فرد را از ابتلا به سحر و چشم و جن‌زدگی به اذن و رخصت الهی منع می‌نماید و موارد بعد از دچار شدن به این آفتها نیز بهترین اثر را در علاج آنها ایفا می‌نمایند(5). 
4-	خوردن هفت خرما با شکم خالی قبل از صبحانه هرگاه ممکن باشد؛ زیرا از پیامبر(ص)روایت شده است که فرموده است: «مَنِ اصطبحَ بسبع تمرات عجوة لمْ یضرهُ ذلکَ الیومَ سمٌّ ولاسحرٌ» (هر کسی با خوردن هفت خرمای خشک صبحانه نماید در آن روز سموم و سحری به او ضرر نمی‌رسانند) و بهتر اینکه از خرمای مدینه باشد و علامه بن عبدالله بن باز(رح) بر این باور است که تمام خرماهای مدینه دارای این اوصاف می‌باشد.
همچنانکه شیخ (رح) بر این باور است که در غیر خرمای مدینه هم برای کسی که بخواهد این سنت را عملی نماید نیز  شامل این حکم میگردد.

بخش دوم: علاج سحر بعد از وقوع آن که دارای انواع مختلفی است.
نوع اول: بیرون نمودن و ابطال سحر اگر محل آن دانسته شود با راههای مباح شرعی و غالباً فرد مسحور با این روش معالجه می‌گردد.
نوع دوم: تعویذ شرعی از جمله:
‌أ-	هفت برگ سبز سِدر (درخت کُنار) را میان هاون و یا با هر وسیله دیگر کوبیده گردد و سپس به اندازه آب غسل یک فرد آب بر آن بریزید و آیات زیر بر آن خوانده شود: 
(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم) 
(اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) البقرة: ٢٥٥
(وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِکُونَ(117) فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ(118) فَغُلِبُواْ هُنَالِکَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ(119) وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ(120) قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ(121) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ(122)) الأعراف: ١١٧ – ١٢٢
(وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِکُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ(79) فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ(80) فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ(81) وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ(82)) يونس: ٧٩ - ٨٢ ، 
(قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى(65) قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى(66) فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى(67) قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنتَ الْأَعْلَى(68) وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى(69) فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَ