وید: (به اتفاق تمام اهل دانش این حدیث موضوع و مکذوب است و به اثبات رسیده است که این آیه هفت روز قبل از روز غدیر خم بر پیامبر نازل شده است و ضمناً در آن هیچگونه نشانه‌ای بر ولایت علی و ائمة پس از او وجود ندارد). اما باید گفت که نزول این آیه به هنگام وقوف پیامبر در عرفه اتفاق افتاد، و شیخ الاسلام نیز بر این باور است. و امام احمد (1/28) و بخاری (45) و مسلم (3017) و ترمذی (4/95-96) و نسائی (8/114) و ابن جریر (6/52-53) و ابن مردویه – (تفسیر ابن کثیر) (2/13) – از تعدادی ازصحابة کرام همچون امیرالمؤمنین عمر بن خطاب و امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب واولین پادشاه اسلام معاویة بن ابی سفیان و ترجمان القرآن عبدالله بن عباس و صحابی جلیل القدر سمره بن جندب رضی الله عنهم اجمعین آنرا روایت نموده‌اند. و باز کسانی چون شعبی و قتاده بن دعامه و شهر بن حوشب و تعدادی دیگر از ائمه و علما – همانطور که حافظ بن کثیر در تفسیر خود (2/14) ذکر کرده – هم آنرا ارسال داشته‌اند. و بدین صورت آنها را به وسیلة اقوال کسانی چون علی(رض) و ابن عباس(رض) ملزم می‌داریم که اولی به نقل از ابن مردویه (تفسیر ابن کثیر) (2/13) و دومی توسط ابن جریر (6/53) روایت شده است.
ابن کثیر در (2/14) می‌گوید: (ابن مردویه از طریق ابی‌هارون عبدی و او هم از سعید خدری روایت می‌کند که این آیه در روز غدیر خم و به هنگام ایراد سخنان پیامبر از جمله سخن معروف آن «من کنت مولاه فعلّی مولاه» نازل شده است. و سپس از ابی‌هریره نیز روایت می کند که روز نزول این آیه بر پیامبر هجده‌هم ذی‌الحجّه و به هنگام رجعت پیامبر از حجه الوداع بوده است. اما هیچ کدام از آن دو روایت صحیح نیست نه این و نه آن). و الحمدلله الذی ابان الحق و ازال الریب.
البته درمورد سبب نزول آیة [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ] {المائدة:67}  رویدادها و حوادث دیگری را هم ذکر کرده‌اند، و همگی آنها صحیحتر از آنچه است که موسوی به بیان آن پرداخته مثل آنچه که واحدی و سیوطی بیان نموده‌اند. اما موسوی از تمام آنها اعراض نموده و به ذکر چیزی پرداخته که موافق با خواسته‌هایش بوده است. این آیه اگرچه در سورة مائده قرار دارد اما هنگام نزول آن مدتها قبل از روز غدیر بوده است. مگر نه اینکه در سیاق این آیه جملة: [وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ] {المائدة:67}  قرار گرفته، و این چیزی است که مربوط به اوائل اسلام است. ابن تیمیّه نیز بر همین عقیده بوده است نگاه کنید به (المنتقی) (ص 490).موسوی: (آیا ندیدی که خداوند چه بلایی را بر سر کسی که ولایت علی را منکر می‌شد آورد. آن هنگام که پیامبر آن را به آشکارا ابلاغ نمود. و آن فرد جاحد دعا کرد که «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فأمطر علینا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب الیم» پس خداوند متعال او را با سنگ رمی ‌نمود همانگونه که قبلاً اصحاب الفیل را رمی کرده بود، و در همان حال این آیات نازل شد [سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1) لِلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ(2) ]. {المعارج} و باز در حاشیة (27/66) می‌گوید: (این قضیه را امام ثعلبی درتفسیر کبیر خویش به طور مفصّل بیان داشته است و علامة مصری الشبلنجی در کتاب نور الابصار در احوال علی(ع) آنرا نقل کرده است (ص 719، و حلبی نیز در جزء سوم کتاب سیره در اواخر مبحث حجه الوداع آنرا بیان نموده و حاکم نیز آنرا در تفسیر سورة معارج در المستدرک اخراج داشته است. مراجعه کنید به (ص 502) جزء دوم المستدرک). این قضیه را موسوی بطور ایجاز از ابن المطهر حلی نقل کرده که وی نیز آنرا به تفسیر ثعلبی نسبت داده است. . و من در اینجا متن آنرا برای خوانندگان گرامی بیان می‌دارم که بعدا شیخ الاسلام آنرا بر او ردّ نمود – المنتقی (ص 440) – ابن المطهر می‌گوید: (در تفسیر ثعلبی آمده است که: به هنگام روز غدیر خم پیامبر اسلام(ص) مردم را فراخواند و آنها راجمع نمود ودست علی را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» خبر آن شیوع پیدا کرد و شهر به شهر گشت و این خبر به حارث بن نعمان الفهری رسید، او به خدمت پیامبر آمد و چون از اشتر خویش پیاده شد پیامبر(ص) را در میان چندین صحابه یافت، و به پیامبر گفت: ای پیامبر خدا ما را امر فرمودید به شهادتین و نماز و زکات و روزه و حج و ... و ما هم قبول داشتیم، و به اینها راضی نشدید تا دست عموزاده‌ات را گرفتید و او را بر ما فضل داشتید، و گفته‌اید «من کنت مولاه فعلی مولاه» پس ترا به خدا سوگند اگر این امر از سوی پروردگار است بگوئید، پیامبر(ص) فرمودند: آری سوگند به خداوند فرمان خداوند بود. و حارث درحالیکه بر می‌گشت می‌گفت: «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فأمطر علینا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب الیم» هنوز چند قدمی نرفته بود که خداوند متعال با سنگی او را هدف قرار داد چنانکه سنگ بر سرش فرود آمد و از پائینش بیرون شد و حارث مُرد. و پس از این اتفاق این آیات نازل شدند [سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ] {المعارج:1}  چنانکه می‌بینید این بزرگترین کذب و بهتانی است که از خود در آورده‌اند، شیخ الاسلام می‌گوید – المنتقی (442) -: (به اتّفاق تمام اهل حدیث این سخن دروغ و موضوع است، و به همین خاطر در هیچیک از کتابهای مرجع در زمینة حدیث ذکر نشده است. و این دروغ‌پردازیها هم بدان می‌ماند که طایفه‌ای از اهل سنت ادعا نمایند که پیامبر(ص) پیرو یکی از مذاهب اربعه بوده است،  و ائمة اربعه قبل از پیامبربوده‌اند.
در همین رابطه و نیز دربارة غدیر خم در میان شیعیان مطالبی چند در کتابهای (البدایه و النهایه) (5/208) و (سیرة حلبی) (3/309) بیان شده است، حلبی می‌نویسد: (روافض این روز را بعنوان عید و جشن قلمداد می‌کنند، و در بغداد به زدن دهل و ... در حدود چهار صد هجری در زمان دولت بنی‌بویه می‌پرداختند).
شیعه روز غدیر را بعنوان اعظم الأیام و عیدالله الأکبر می‌دانند و شرف وحرمت آن را برتر و بزرگتر از عید فطر و عید قربان می‌دانند، و احادیث زیادی را از قول ائمه برای آن وضع کرده‌اند، از آن جمله: عبدالله سؤال نمود که آیا برای مسلمانان غیر از جمعه و فطر و ضحی عید دیگری وجود دارد. گفت: بله عیدی که از لحاظ رحمت از همة آنها بزرگتر است. عبدالله پرسید: و آن چه عیدی است؟ گفت: روزی که پیامبر(ص) علی را منصوب به ولایت کرد. و همچنین روایت کرده‌اند که: روزة روز غدیر برابر است با روزة تمام ایام عمر در دنیا، و گرفتن روزه درآن روز نزد خداوند متعال برابرست با انجام صد حجّ تمتّع و صد حج عمره در هر سال. و آن بزرگترین عید نزد خداوند بزرگ است. و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نداشته مگر اینکه حرمت آن روز و عرفه‌اش را گرفته است، و هر کس در آن روز دو رکعت نماز بر پا دارد برابر می‌شود با صد هزار حجّ تمتّع و صد هزار حجّ عمره، و هر کس در آنروز مؤمنی را طعام دهد کانّه صد هزار هزار هزار نفر را طعام داده است. و یا خداوند به تعداد تمام پیامبران و صدیقین و شهدا به وی اجر و پاداش می‌دهد. و خداوند هیچ روزی را از لحا