ب معراج در شبروی آسمانی به آنجا رسید. آخرین مرز عالم خلقت. 
14) دیوان کامل جامی- ویراستۀ هاشم رضی-انتشارات پیروز- صفحه 62. 
15) اشاره است به حدیث «الشَّيْطَانَ يَفِرُّ مِنْ حِسِّ عُمَرَ». 
16) أشعَةَ اللمعات جامی بانضمام سوانح غزالی و چند کتاب عرفانی دیگر. به تصحیح و مقابلۀ حامد ربانی- انتشارات علمیه حامدی/صفحه 133-134. 
17) منبع مذکور-254-255. 
18) دادخواهی. 
19) بهاء، قیمت. 
20) کوتاهی.
21) نشانۀ مخصوص خلیفه را نداشت. 
22) بهارستان جامی، مولانا عبدالرحمان جامی- به تصحیح دکتر اسماعیل حاکمی، انتشارات اطّلاعات 1367- صفحه 50. 
23) هفت اورنگ/52،51.
24) برگشتن از حق و میل به باطل.
25) دیوان کامل جامی – ویراسته هاشم رضی /92. 
26) بهارستان جامی- به تصحیح دکتر اسماعیل حاکمی/75. مولانا فخرالدین علی بن حسین واعظ کاشفی از علماء و دانشمندان و صوفیان مشهور قرن نهم هجری است که در تصوف پیرو خواجه بهاء الدین محمّد نقشبند بوده است.
این عارف بزرگ تألیفات و مصنفات فراوانی دارد که مهمترین آنها، تفسیر قرآن کریم است به نام «مَواهِب عِلَّیَّه» یا «تفسیر حسینی»، «روضةُ الشهداء» در رثاء اهل بیت‡، «انوار سهیلی»، «اخلاق محسنی»، «مخزن الإنشاء» و کتاب ارزشمند «رَشحات عینِ الحیات» که در شرح احوال و ذکر اقوال مشایخ طریقۀ نقشبند تا پایان قرن نهم هجری، نگاشته شده است. اینکه گوهرهای گرانبهای کتاب رشحات عین الحیات را در بارۀ خلفای راشدین تقدیم خوانندگان محترم می‎نمائیم:
1- به هنگام بیماری، به دستور حضرت رسول اکرم(ص) همه درهای مسجد بسته می‎شود بجز دری که به خانه ابوبکر راه داشت
حضرت رسول(ص) به هنگام بیماری مرگ دستور داد که همه درهای مسجد را بجز دری که به خانه ابوبکر راه داشت بستند و تنها آن در باز بود. عرفا از این موضوع کمال محبّت ابوبکر را نسبت به پیامبر(ص) استنباط می‌کنند و باز شدن در را، به ارتباط معنوی ابوبکر تعبیر می‎نمایند:
در معنی حدیث «اَلیَومَ تُسَدُّ کُلُّ فَرجَةٍ... الحدیث، می‌فرمودند: مسجدی که حضرت رسول(ص) در آن نماز می‎گزاردند چندین در داشت، آن حضرت(ص) در مرض اخیر فرمودند تا اکثر آن فرجه‎ها را بستند و آن در که بر خانه صدّیق اکبر بود(رض) باز گذاشتند، پس فرمودند: «الیومَ تُسَدُّ کُلٌّ فَرجَةٍ إِلاّ فرجةَ أبی بَکرٍ» امروز بسته شد همۀ شکافها را الاّ شکاف ابی بکر، ارباب تحقیق درین باب سخن دارند و آن آنست که، حضرت صدّیق را(رض) کمال نسبت حبّی به حضرت رسول(ص) ثابت بود، آن حضرت(ص) در این حدیث اشارت بآن معنی کردند که همه نسبتها و طریقه‌ها در جنب نسبت حبّی مسدود است و آنچه موصل به مقصود است جز این نسبت حبّی نیست و رابطه عبارت از نسبت حبّی است به صاحب دولتی که اعتقاد واسطکَی را لایق باشد و طریقۀ خواجگان قَدَّسَ اللهُ تعالی ارواحَهُم به حضرت صدّیق اکبر منسوب است از حیثیت این نسبت حقیقی حبّی است و طریقه این عزیزان به حقیقت نگاهداشت این نسبت حقیقی است، وقتی دیگر در بیان تحصیل این نسبت حبّی این ابیات خواندند که «مثنوی»:
هین دریچه، سوی یوسف باز کن                       وز شکافش فرجۀ آغاز کن
عشق بازی آن دریچه کردن است             کز جمال دوست دیده روشن است(1) 

2- ابوبکر ما دیگر است و ابوبکر ایشان دیگر
«جمعی از غلات و سفهای ایشان برکنار قافله شیخ آمده زبان به سبّ ابی بکر صدّیق(رض) برگشادند و ناسزا گفتند، اصحاب شیخ در آن مقام شدند که ایشان را زجر و منع کنند، شیخ فرمودند که: ایشان را مرنجانید، ایشان نه ابوبکر ما را دشنام می‎دهند، ابوبکر ما دیگر است و ابوبکر ایشان دیگر، ایشان ابوبکر موهوم خود را که خلافت بی استحقاق گرفت و با حضرت پیغمبر(ص) و اهل بیت او(رض) نفاق داشت دشنام می‎دهند و ناسزا می‎گویند، آنچنان ابوبکر را ما نیز دشنام و ناسزا می‎گوئیم»(2) .
3- زنجیر ارتباط نقشبندیان با ابوبکر
سلسلۀ نقشبندیه معتقد است که زنجیر ارتباط از پیامبر(رض) به ابوبکر صدّیق و از ابوبکر به سلمان فارسی و از سلمان به قاسم بن محمد بن ابی ابکر که پدر و مادر امام جعفر صادق است و از قاسم به آن حضرت می‎رسد تا اینکه به شیخ علی فارمدی و خواجه یوسف همدانی و ... می‎انجامد.
و گروهی نیز چنین اعتقاد دارند که تصوف نقشبندی که همان طریق خواجگان است به امیرالمؤمنین علی می‎رسد.
مشایخ نقشبندی نظر اول را قبول دارند، گو اینکه شیخ ابوطالب مکّی در قوتُ القلوب به هر دو نظر اشاره می‎کند(3) .
4- حضرت رسول اکرم به علی فرمود: « راه را چون خط مستقیم فرض باید کرد»
حضرت رسالت(ص)، امیرالمؤمنین علی(رض) را فرموده‎اند که: راه را چون خط مستقیم فرض باید کرد»(4) .
آری اگر همه گروهها و دسته های متصوفه فقط به اسلام بیندیشند و شاخص اصلی را نیز در عمل و فکر قرآن و سنت بدانند، بر خط مستقیم نیستند؟! 
-------------------------------------------------------------------
1) رشحاتُ عین الحیات- تألیف مولانا فخرالدن علی بن حسین واعظ کاشفی 867-939 هـ - با مقدمه و تصحیحات و حواشی و تعلیقات دکتر علی اصغر معینیان جلد دوم/442،441 .
2) منبع مذکور/490. 
3) رشحات عین الحیات- جلد اول /12.
4) منبع مذکور/288. خطبۀ ابوبکر در برابر جیش اُسامه بن زید برای نبرد با روم نمایانگر روح آزاد منشی و عدالت و بلند نظری و سعۀ صدر ابوبکر و مسلمانان صدر اوّل اسلام است.
«ای مردمان، نخستین چیزی که شما را وصیّت می‎کنم آن است که، فرمان برید آن را که بر شما امیر است و خیانت مکنید و از غنیمت مدزدید و چون ظفر بیابید زن و کودک خرد را مکشید و ویرانی مکنید و درخت برومند مبرید، و چهارپایان را مکشید مگر آنکه بخرید. و به شام اندر راهبانان‎اند ترسا(1) آنکه ایشان به صومعه اندر‎اند و آنجا اندر همی ترسایی کنند از خلق بریده، و با خلق حرب نکنند و کس را نیازارند، ایشان را میازارید و کس را از ایشان مکشید». چون بوبکر وصیّت تمام کرد اُسامه گفت: «ای خلیفۀ رسول خدای، عمر بن الخطّاب را بفرمای تا با ما برود تا مرا از او یاری بُوَد. بوبکر بفرمودش تا زیر عَلَم او برفت و با به لشکر شد»(2).
در جریان اسامه چند نکتۀ مهم جلوه ‎گر است که برای همۀ زمامداران و فرمانروایان درس بزرگی می‌باشد؛ 
اوّل: با وجود اینکه اسامه جوان کم سن و سالی است عُمَر حاضر می‎شود که در رکاب او بجنگد و فرماندهیش را بپذیرد.
دوم: در خطبۀ خلیفه، آزادی نسبت به عقاید دینی و احترام رهبانان مسیحی کاملاً نمایان است. و روح متعالی خلیفه، سربازان مسلمان را از کشتن غیر نظامیان و خردسالان حتی حیوانات باز می دارد.
سوم: اسلام از غارت و پایمال کردن حقوق مردم و بریدن و سوختن درختان و مزارع بیزار است.
----------------------------------------------------------
1) زاهدان مسیحی.
2) منبع مذکور/ 351.1- اسرار التوحید فی مقامات الشیخ أبی سعید – تألیف محمد منوّر بن ابی سعد بن ابی طاهربن ابی سعید میهنی- با مقابله نسخ استانبول و لنین راد و کپنهاک- باهتمام دکتر ذبیح الله صفا استاد دانشگاه چاپ چهارم 1360. 
2- اسرار نامه- فرید الدین عطّار نیشابوری- با تصحیح و تعلیقات و حواشی دکتر سیّد صادق گوهری