 کتابخانه و مطبعه بروخیم – طهران 1314- جلد اول. 
اما این حدیث: «أنا مدينة العلم وعلي بابها
2) معتزله – پیروان واصل بن عطا که در برابر محدثین و اشاعره ایستادند و از زمان بنی امیه به بعد قرنها بر افکار مردم غالب بودند از جمله به عدل و صفات الهی عین ذات است، و منزلة بین منزلتین، اعتقاد داشتند.
3) با کمال تأسف باید اعتراف کنم که تاریخ بسیاری از شخصیتهای برجسته ی کتابخانه ی فارسی و بخصوص ادیبان ایران زمین مورد تحریف قرار گرفته است. و در حقیقت زبان و ادبیات فارسی همزمان با روی کار آمدن دولت صفویه شیعه و تنگ نظری و مذهب پرستیشان زنده بگور شد! برخی از کوته آستینان متعصب نیز برای پر کردن این جای خالی با بیرحمی دست به تاریخ دراز کرده، بسیاری از شخصیتهای طراز اول کتابخانه ی فارسی را شیعه قلمداد نمودند. که فردوسی طوسی ( فردی که سنی مذهب بودن او واضحتر از آن است که بتوان او را به دیگر مذهبی نسبت داد) از جمله ی آنان است.
البته آنچه دست این افتراگویان را باز نگه داشته این است که احوال زندگي فردوسي همواره در هاله‌اي از ابهام بوده است و هر آنچه در مورد زندگي او بيان شده زائيده اوهام و خيالات مي‌باشد. بقول استاد مجتبي مينوي: حقيقت مطلب اين است که از احوال و سرگذشت شخصي او (فردوسي) مطلب حقيقي معتبر بسيار کمي بدست ما رسيده، ولي در باب او مقدار زيادي قصه و افسانه در کتب مندرج است که آنها را بکلي (يا تقريبا بکلي) نديده بايد گرفت… (فردوسي و شعر او).
و باید گفت که بسیاری از محققین با انصاف شیعه نیز شيعي بودن فردوسي را صراحتاً رد کرده‌اند چنانکه: دکتر جعفري لنگرودي در کتاب (راز بقاي ايران در سخن فردوسي) معتقد است که فردوسي شيعه مذهب نيست اما اعتقاد مفرط به اهل بيت دارد. ( روزنامه اعتماد ۲۶/۲/۸۵)
و نيز محمد علي اسلامي ندوش در کتاب “چهار سخنگوي وجدان ايران” مي‌نويسد: درباره مذهب فردوسي بحث زيادي صورت گرفته است او را منسوب به شيعه دوازده امامي، زيدي و سرانجام هفت امامي دانسته‌اند که هيچ يک دليل متقني به همراه ندارد. اين بحث نشأت گرفته از ابيات آغازين شاهنامه است که به نظر مي‌رسد که در آنها دست برد زيادي راه يافته است از مجموعه شاهنامه چنين برمي‌آيد که فردوسي برفراز فرقه‌ها حرکت مي‌کرده. (چهار سخنگوي وجدان ايران – محمد علي اسلام ندوش)
اما در مورد اشعاري که فردوسي در وصف سيدنا علي کرم الله وجهه سروده است بايد گفت: سرودن اين اشعار هم دليلي ديگر برسني مذهب بودن فردوسي است. زيرا اهل‌سنت و الجماعة محبت آل رسول را از واجبات مي‌شمارند و تا به حال هيچ سني مذهبي ديده به جهان نگشوده مگر اينکه محبت آل و اصحاب رسول گرامي اسلام در خون و گوشت او عجين بوده است. (ب)
4) فردوسي در اين شعر معتقد است بعد از پيامبران؛ ابوبکر صديق رضي‌الله‌عنه بهترين و بافضيلت ترين انسانها است، حال آنکه هيچ شيعه‌يي  (حتي زيديه که در بسياري از عقايد و احکام با اهل‌سنت موافق است) چنين اعتقادي ندارند. و این دلیلی است بر سنی بودن او. (ب) 
5) تاریخ ادبیات در ایران جلد اول – دکتر ذبیح الله صفا – مؤسسه انتشارات امیر کبیر /487. در بیتی که نظامی عروضی به استناد آن به اعتزال فردوسی اشاره می‎کند، با کمی دقّت متوجه می‎شویم که معنای آن چیز دیگر است و صد در صد بر معتزله بودن او دلالت ندارد گو اینکه این مذهب کلامی سنّی است مانند ماتریدی و اشعری.
به بینندگان آفریننده را              نبینی مرنجان دو بیننده را
یعنی با چشم حسّ و سیستم دریافت ظاهری و حواس مادی نمی توانی آفریننده هستی را بشناسی، چنانکه مولانای روم در داستان فیل مثنوی آگاهی حسّی و عقلانی را ناقص می‎شمارد و می‎گوید:
چشم حسّ همچون کف دست است و بس          نیست کس را بر همۀ آن دسترس
در کف هر یک اگر شمعی بُدی                        اختلاف از گفتشان بیرون شدی اهل تسنّن، علی را داماد پیامبر، اسدالله، ابوتراب، خیبرگیر، سر حلقۀ فقیران دریا دل، نمونه تقوی و مرد میدان شجاع و آزادگی و عدالت می‌دانند و جز خوارج که گروه اندکی بودند کسی پیدا نمی‎شود، که محبت علی در دلش نقش نشده باشد و اصولاً در اسلام هرجا سخن از علم و آزادی است نام علی هم هست. ستودن علی بن ابی طالب به صفات حمیده بر تشیّع کسی دلالت نمی‌کند چنانکه همه شاعران و ادیبان گذشتۀ ایران، علی را نیز ستوده‎اند و گروه اندکی از آنان شیعی بوده‎اند(1).
----------------------------------------------------------
1) در تذکره دولتشاه سمرقندی می خوانیم:" … فردوسي را فرمود تا به نظم شاهنامه قيام نمايد. گويند که او را در سرا بوستان خاص خود فرمود تا حجره‌اي مسکن دادند و مشاهره و وجه معاش مقرر کردند و مدت چهار سال درخطه غزنين به نظم شاهنامه مشغول بود…
و سلطان گاه گاه او را نوازش وتفقد مي‌فرمود و التفات به اياز که از جمله خاصان سلطان بود نمي‌کرد اياز از اين تافته شد و از روي معادات در مجلس خاص بعرض سلطان رساند که فردوسي رافضي است و سلطان محمود در دين و مذهب بغايت صلب بوده و در نظر او هيچ طائفه‌اي دشمن‌تر از رفضه نبوده‌اند.
خاطر سلطان از اين سبب بر فردوسي متغير شد. روزي او را طلب فرموده از روي عتاب به او گفت: که تو قرمطي بوده‌اي؟ بفرمايم تا تو را در زير پاي فيلان هلاک کنند تا جمع قرامطه را عبرت باشد. فردوسي في الحال درپاي سلطان افتاد که من قرمطي نيستم بلکه اهل‌سنت و جماعتم و بر من افترا کرده اند". (تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندي چاپ محمد عبادي). (ت) بعضی از اشعاری که بر شیعه بودن فردوسی دلالت دارند الحاقی هستند و در بعضی از نسخه‎های موجود ضبط نشده‎اند چنانچه در پاورقی شاهنامۀ چاپ وولّرس آمده است که دو بیت زیر:
منم بنده اهل بیت نبی               	ستایندۀ خاک پای وصی
ابا دیگران مر مرا کار نیست              جز این مر مرا راه گفتار نیست
در نسخه c محذوف‎اند و همچنین به ابیات دیگری نیز اشاره شده است.فردوسی چه شیعه باشد و چه سنّی، سرایندۀ شاهنامه است، و شاهنامه منظومه عشق، شور، رنج، درد، آزادگی، میهن دوستی، حماسه سرایی و غلیانهای روحی ایرانیان در طول تاریخ حیات ملی ما است.
در نسخه مثنوی یوسف و زلیخا که بسیاری از محققان ایرانی و خارجی(1) آن را از فردوسی می‌دانند خلفاء چنین ستایش شده‎اند:
صحابان او جمله اخیر بدند               همه هر یکی همچو اختر بودند
ولیکن از ایشان چهار آمدند                  که در دین حق پایدار آمدند
ابوبکر صدّیق شیخ عتیق                 که به روز و شب مصطفی را رفیق
پس از وی عُمَر بُد که قیصر به روم         ز سهمش نیارست خفتن به بوم
سُیم، میر عثمان دین دار بود                    که شرم و حیا زو پدیدار بود
چهارم علی ابن عّم رسول                          سر شیر مردان و جفت بتول
از آزار این چار، دل را بتاب                  که آزارشان دوزخ آرد به تاب(2)
ما در این نوشتار، نمی‎خواهیم خود را با تنگ نظری و تعصّب و جانبداری یک طرفه رنگ آمیزی کنیم و آزادگانی اندیشمند و دانشمند و فاضل را با عینک مذهبی خویش ببینیم بلکه سعی ما 