نائم رافعی شیبانی، هنر علی گونه دارد.
مثل علی خلیفه یزدانی از هنر               فرع علی، خلیفۀ سلطانی از نسب
(37). 
4- در قصیدۀ ذوبحرین(17)  در مدح علاء الدولة اتسز تقارنی میان علم علی و عدل عمر را در ممدوح می‎بیند.
در دل تو مایه علم علی                       بر در تو سایۀ عدل عُمَر
(174).
5- در قصیده‎ای ذوقافیتین(18)  باز سخن از علم علی وعدل عُمَر است.
در علم او ز مایه علم علی اثر                  در عدل او ز سایه عدل عمر نشان
(378).
و باز هم، علم علی و عدل عمر دو ارزش ویژه ممدوحند.
در علم، خاطر تو نهاد علی نهاد                در عدل، سیرت تو طریق عُمَر گرفت
(524)
ممدوح عُمَر وار مجری عدالت و دشمن و نابود کننده ستمگر است.
در بسط عدل و رفع ستم عهد ملک او                 ایام را قرینه عدل عُمَر شده
 (436)
6- تیر ممدوح مانند صلابت فاروق کافران را متفرق می‌کند.
سهم تو چون صلابت فاروق                         جمع کفّار را کند تفریق
(301)
7- صدق ابوبکر صدیق و زهد فاروق، وقف وارثی برای ممدوح است.
هم وقف گشته بر تو ز صدّیق صدق و زهد                 هم ارث مانده ز فاروق زهد و نام
(333)
8- ذوالفقار و علی دو نام وابسته به هم حتی در مدح ممدوح.
تو به حرب اندر خرامیده، بکردار علی                در کف میمون تو تیغی بسان ذوالفقار
(216). 
فرزند حیدری تو و در نوک کلک تو                     یزدان نهاده معجزه(19)  صد چو ذوالفقار
(240). 
تو حیدر رزمی و خنجر تو                          در دین عمل ذوالفقار کرده
(431).
شاهی، که وقف کرد بر اشخاص مشرکان           تیغ چو ذوالفقار ز بازوی حیدری
(456).
در تمام دیوان اشعار رشید، عدل عُمَر و علم و قدرت علی سایه گستر است.
--------------------------------------------------------------------
1) دیوان رشید الدین وطواط- با مقدمه و مقابله و تصحیح سعید نفیسی- ناشر کتابفروشی بارانی شاه آباد 1339.
2) خداوند متعال آنان را از آفتها نگهدارد و از مخافتها حفظ کند. 
3) دیوان رشید الدین وطواط /31،30.  
4) غُرَر جمع غُرّه: پسندیده- برگزیده. غُرَر اقوال: سخنان نیکو و پسندیده، دُرَر جمع دُرّة: مروارید درشت. دُرّه امثال مثلهای نیکو و مروارید گونه 
5) دیوان رشید الدین وطواط/31،32. 
6) اللهُفان: ستمدیده درمانده.
7) نایاب و کم یاب. 
8) شاید از راه خواب بوده باشد. 
9) دیوان رشید الدین وطواط /32،33. 
10) ابرار جمع بُرّ: نیکوکاران. قدوۀ ابرار: پیشوای نیکوکاران. 
11) فِتیان جمع فتی: جوانان – جوانمردان. 
12) زواهر جمع زاهره: درخشانها. ‌
13) براعت: برتری، تفوق و بزرگواری. 
14) روایع جمع رایعه، رایعه مونث رایع است: کسی که مردم را به واسطه زیبایی و خوبی خود به شگفتی بیاورد. 
15) دیوان رشید الدین وطواط/33 . 
16) کلیه اشعار از دیوان رشید الدین وطواط مورد استفاده قرار گرفته است و شماره های پایین ابیات شماره های صفحه های کتاب است. 
17) ذوبحرین شعری است که در دو وزن عروضی خوانده می شود.
18) شعری است که مصراع بیت ها دو قافیه دارند. 
19) متأسفانه در مدایح، اغراقها و مبالغه گوئیها فراوان است چنانکه در این بیت نوک قلم ممدوح از صد ذوالفقار معجزه گر تر است. قطب الدین ابوالمظفّر منصور بن اردشیر سنجی عبادی مروزی، عارف قرن ششم هجری در کتاب «مناقب الصوفیّة» در بارۀ خلفای راشدین چنین می‎گوید:
1- گلیم ابوبکر
«و ابوبکر(رض) را دیدم که گلیمی داشت پاره بر آنجا می‎دوخت»(1) . ممکن است بعضی مردم ساده اندیش این نوع زندگی را بر خلاف پیشرفت و تمدن بدانند در حالیکه لازم است که حیات پیشوایان دینی و رهبران جامعه‎های عقب مانده یا در حال رشد سبکبالتر و بی آلایشتر و دور از اسراف و تبذیر باشد. در عصر حاضر نیز مهاتما گاندی رهبر فقید هندوستان با به کار گیری روش مقاومت منفی خود و جامعه‎اش را از تجمّل گرایی نجات داد.
2- ایثار ابوبکر
دوست باید در سختی‎ها و هنگام بروز مصائب، وجود خود را در طبق اخلاص بگذارد و در راه دوستش فداکاری و ایثار کند چنانکه ابوبکر چنین کرد.
«و این بود که رسول(ص) هجرت کرد. از همه صحابه جز ابوبکر صدیق(رض) کس با وی نرفت. از آنکه به همه وجهی شایسته وی بود و حق تعالی او را یار خواند، ﴿إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا ﴾ (توبه: 40). در غار رفت خود را فدای او کرد. جامه پاره کرد و در سوراخها نهاد، و پاشنه در یک سوراخ نهاد که جامه نمانده بود. مار پاشنه او را زخم کرد و نجنبید و ننالید. از آنکه سیّد(ص) سر بر زانوی او نهاده بود. گفت: نباید که بیدار شود و این طریق محبت بود که می‎سپرد»(2) .
3- عمر و علی نمونه‎های ضد استکبار و اتراف
عُمَر و علی(رض) نمونه‎های ضد استکبار و اتراف و خوشگذرانی بودند. «امیرالمؤمنین علی(رض) جامه‎ای که پوشیدی پاره‎های بسیار بر آن دوختی. گفتند: یا امیرالمؤمنین این چیست؟ گفت: مرقّع پوشیدن، خشوع دل و مذمّت نفس ثمره دهد، برای آن می‎پوشم»(3) .
«و امیرالمومنین عُمَر(رض) جبۀ خود را پاره بر دوخته است. روایت است که وی را دیدند در وقت خلافت جامه‎ای پوشیده و پاره‎های بسیار بر آن دوخته، از آن جمله سه پاره نمد بود بر میان کتف و جامه بر یکدیگر دوخته»(4) .
4- پیامبر و اصحاب صفّه
پیامبر(ص) با آن همه محبتی که به فاطمه زهرا داشت، نیازمندان اصحاب صفّه(5)  را بر آن بزرگوار ترجیح داد.
«امیرالمؤمنین علی(رض) روایت کرد که رسول(ص) وقتی چیزی در حجره آورد. فاطمه(رض) گفت: مرا بده. گفت به تو ندهم و اصحاب صفّه بیرون گرسنه می‎باشند. نخست آنجا برم. آنچه زیادت باشد پیش تو باز آرم»(6) .
5- راضی شدن به قضا و قدر عمر
راضی شدن به قضا و قدر و پذیرفتن مقدّرات الهی، آدمی را از اتکا به غیر خدا باز می‎دارد، و رضا به معنی تسلیم بودن در برابر اراده پروردگار است و با کوشش و تلاش مغایرتی ندارد.
عُمَر(رض) نامه‎ای نوشت با ابوموسی اشعری که همه چیزها در رضاست، اگر توانی راضی باش و إلا صبر کن»(7) .
6- صدق از نظر علی
هیچ نعمتی برای انسان بالاتر از صدق نیست و صدق در سه چیز پدید آید: در قول و در حال و در عمل.
«امیرالمؤمنین علی(رض) چنین گفته است که: برکت صدق، مرد را بهتر از مال بسیار است که مال، خرج راست و به خرج نیست شود. اما زبان راست گوی هر چند راست می‌گوید درجۀ او در دین زیادت می‎شود»(8) .
7- ادراک و فراست مؤمن از نظر عمر
ادراک و فراست و نیروی تفکر و بینش مؤمن رابطه قلب و زبانش را آشکار می‎کند.
«امیرالمؤمنین عُمَر(رض) گفت: رسول(ص) به ابتدا در آن متوقّف بود(9) . پس جبرئیل(ع) بیامد و گفت:
هر چه عُمَر می‌گوید بشنو که ما می‎گوییم: « الحقُّ یَنطِقُ عَلی لسانِ عُمَر»(10) .
آدمی اگر دل را از وسوسه‎ها و آرزوهای نفسانی پاک کند، دلش آینه سا می‌شود.
-----------------------------------------------------------
1) مناقب الصوفیة- قطب الدین ابوالمظفر منصور بن اردشیر سنجی عبادی مروزی- از نوشته های قرن ششم هجری – به کوشش محمد تقی دانش پژوه و ایرج افشار- ناشر کتابخانه منوچهری /ص 72.
2) منبع مذکور/90. 
3) منبع مذکور/73.
4) منبع مذکور/73.
5) اصحاب صفه کسانی بودند از اصحاب که بر روی سکوی مسجد می خوابیدند.
6) منبع مذکور/84.
7) منبع مذکور/116. 
8) منبع مذکور/102.
9) یعنی درباره الهامات قل