ع یکی از ائمه چهار گانه اهل سنت است (150-204 هـ ق). 
8) منبع مذکور/250 . متأسفانه شیخ عطّار برای احادیث و روایات منابع و مآخذی ذکر نمی کند. 
9) منبع مذکور/420.
10) منبع مذکور/149.شیخ شهاب‎الدین سهروردی عارف مشهور قرن ششم و اوائل قرن هفتم هجری به روایت سُبُکی در «طبقات الشافعیة» به پانزده واسطه و به نوشتۀ ابن خلکان در «وَفیاتُ الأعیان» به چهارده واسطه به خلیفۀ اول (ابوبکر صدّیق(رض)) می‌رسد. در فقه و حدیث از محضر عمویش شیخ ضیاء الدین ابوالنجیب سهروردی و ابوالقاسم بن فضلان و ابوالمظفر جلال‎الدین هبة‎الله شبلی و عده‎ای دیگر از فقهاء و محدّثان نیمه دوم قرن ششم هجری استفاده کرده و در تصوف از محضر عمویش شیخ ابوالنجیب و شیخ عبدالقادر گیلانی و شیخ ابوالسعود و شیخ ابومحمد عبدالله بصری تلمّذ(1)  و استفاده نموده است.
اثر مشهور شیخ سهرورد «عوارف المعارف» از آثار درخشان عرفان و تصوف اسلامی است که به زبان عربی نوشته شده و اسماعیل بن عبدالمؤمن ابی منصورماشاد عبدالسّلام کاموی داشته، در سال 665 به فارسی برگردانده است اکنون از نوشته‎های این کتاب(2)  به چند مورد که در بارۀ خلفای راشدین آمده است اشاره می‎کنیم:
1- نقل حدیث نبوی از ابوهریره
ابوهریره حدیثی را از رسول گرامی(ص) روایت می‌کند که سرمشقی برای تمام صلحا و کسانی است که اهل روزه هستند و خود را از اسارت غذاهای لذیذ و افراط و تفریط آزاد می‎کنند.
«رسول‎الله(ص) در سفری بود، طعامی نزدیک وی آوردند، ابوبکر و عُمَر(رض) را گفت بیائید بخورید. ایشان گفتند: ما بروزه‎ایم(3) . گفت: بخورید که چون بروزه باشید ضعیف شوید، و از خدمت کردن باز مانید و محتاج آن شوید که کسی خدمت شما کند»(4) .
2- مسؤلیت انسان در برابر اعمال و رفتارش
انسان در برابر اعمال و رفتار و گفتارش مسؤول است و مسلمان نباید به شیوه‎ای عمل کند که دیگران را وادار به غیبت نماید و صفت زشت تهمت و بدگمانی را در خود و دیگری تقویت کند. «و منقول است از امیرالمؤمنین عُمَر(رض) که گفت: هرکس که خود را در مقام تهمت باز دارد، اگر خلق، گمان بد در حق او جایز دارند، باید که ملامت ایشان نکند که زمام این ملامت، به کف او بوده است، اگر خود را در آن مقام باز ننمودی، هیچکس سنگ ملامت بر سوی وجود او نزدی، پس فرمود که: هرکس که از مناهی شرع احتراز نکند و اوقات نمازهای پنجگانه ضایع کند، و محرّمات شرع، مباح دارد، ما او را رد کنیم، و اگر دعوی کند که: مرا اندرونی به سامان است و سر و کاری و روز بازاری دارم با حضرت عزّت، آن دعوی بروی تاوان بُوَد، و ما او را قبول نکنیم»(5) .
آنچه از سخنان عُمَر فاروق فهمیده می‌شود این است که، عبادت آدمی تنها یک جهت دارد، و آن، جهت خدایی است و اگر مسیر پرستش عوض گردد، هواجس و آرزوهای نفسانی در دفاع از شخصیّت خودِ شخص و ارزشهای بادکنکی پذیرش جامعه سر در می‌آورند و آدمی را از درون به بند می‌کشند. مولانای بلخ در دفتر اول مثنوی می‌گوید:
هرکه داد او حسن خود را مزاد(6)                       صد قضای بد سوی او رو نهاد
دشمنان او را ز غیرت می‎درند                       دوستان هم روزگارش می‎برند
در پناه لطف حق باید گریخت                    کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت
تا پناهی یابی آنگه چون پناه                                  آب و آتش مر ترا گردد سپاه
اگر انسان ارزشها و خوبیها و زیبائیهایش را در معرض نمایش دیگران قرار دهد، در دام کینۀ دشمن و محبت دوست گرفتار می‎شود و نغمه‎های وسوسه انگیز تعریف دوستان و آوای حسادت و حقد دشمنان او را از حرکت بسوی معبود باز می‌دارند، باید به خداوند پناه برد تا زنجیرهای بندگی غیر خدا بریده شود و آدمی از درون آزاد گردد.
3- عثمان و تفسیر آیه‎ای از قرآن
«و در خبر آمده است که امیرالمؤمنین عثمان(رض) از تفسیر آیۀ ﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ (زمر: 63)(7) . از رسول‎الله(ص) پرسید: وی گفت: سؤالی عظیم کرده‎ای غیر تو از من سؤال نکرده، بدانکه کلید آسمانها و زمین‎ها این تسبیح است. «لا إلهَ إلاّ اللهُ واللهُ أکبَرُ سُبحانَ اللهِ والحَمدُلِلهِ وَلا حَولَ ولا قُوّةَ إِلاَّ باللهِ (عَزَّ وَجَلَّ)، اِستَغفِرو اللهَ الأوّلَ الآخِرَ الظاهِرَ الباطِنَ لهُ المُلکُ ولَهُ الحَمدُ بِیَدِهِ الخَیرُ وَهُوَ علی کُلَّ شَیءٍ قدیرٌ»(8) .
4- زدودن ننگ تکدّی گری از جامعه اسلامی
جامعۀ اسلامی باید از ننگ تکدّی و گدائی پاک شود و فقیر، زندگی بهتر داشته باشد: «روزگار امیرالمؤمنین عُمَر(رض) سائلی سؤال می‌کرد، و حاضران او را چیزی نمی‌دادند، ایشان را گفت: چرا به این سائل باز نمی‫دادید؟، گفتند: وی را طعام دادیم، زیادت می‎خواهد. عمر(رض) نظر کرد. در زیر بغل سایل توبره‎ای آویخته بود پر از نان، او را گفت: تو نه سایلی که تو بازرگانی، پس آن توبره از وی بستد و پیش شتر بریخت و او را چند درّه(9)  بزد»(10) .
5- امام علی و فقر
فقیر ضمن اینکه لازم است کوشش کند که خود را از دام تنگدستی رهاند باید اهل صبر باشد و از فقر شکایت نکند، البته وظیفه ثروتمندان و حکومتها نیز در امحای فقر بسیار سنگین است، «امام المتقین و سیّد اولیاء علی مرتضی –کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ – گفته است که: فقر یا سبب مثوبت و سعادت، یا سبب عقوبت و شقاوت است. نشان آنکه واسطه نیل نجات و اعلای درجات باشد آنست که: فقیر به حیلت و زینت اخلاق حمیده مُتَحَلّی باشد. و در طاعات باری سبحانه و تعالی مسارعت نماید و از فقر شکایت نکند. بلکه در کل احوال شاکر حضرت عزّت باشد»(11) .
6- ثروت همفکر در پیشبرد برنامه الهی
ثروتمند همفکر در پیشبرد برنامۀ الهی از بخشش مال خود کوتاهی نمی‌کند، ابوبکر(رض) با بهای گزافی بلال حبشی را می‎خرد و آزاد می‎نماید و در راه اسلام از بذل مال و ایثار جان دریغ ندارد.
«رسول خدا(ص) گفت: هیچکس را از آن منّت نیست بر من که ابوبکر بن ابی قحافه(رض) . و در روایتی دیگر گفت: از هیچ مال چندان نفع به من نرسید که از مال ابوبکر(رض)»(12) .
7- ساده زیستن عمر و علی
صحابۀ کرام کوشش می‎کردند که از حدّاقلّ امکانات رفاهی و ضروریّات زندگی بهره‎مند شوند و از هر نوع افراط و تفریط دوری گزینند.
«آورده‎اند که امیرالمؤمنین علی(رض) جامه‎ای به سه درم بخرید و آستین آن دراز بود، پاره‎ای از وی ببرید. و امیرالمؤمنین عُمَر(رض) گفت: اگر می‎خواهی که صاحب و رفیق رسول(ص) باشی، جامه را رُقعه کن(13)  و نعلین(14)  کهنه را اصلاح کن و در پای می‌کن، و اومید را کوتاه کن و سیر مخور»(15) .
8- سخنی از علی بن ابی طالب
امیرمؤمنان و مقدّم محقّقان مرتضی علی –کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ – گفته است: «قناعت شمشیری است که هرگز کند نشود»(16) .
قناعت، آدمی را از نیاز و اتّکا به دیگران باز می‌دارد و بسوی خودکفائی و استقلال شخصیّت، راهنمایی می‌کند.
9- اندیشیدن مؤمن به خداوند در نماز
باید در نماز به خداوند اندیشید، و این اندیشه همراه با افعال و اقوالی است که ارتباط مخلوق را با خالق برقرار می‎نماید، تسامح در نحوۀ تمرکز فکر و گسستن بند