 الذکر این کار را کرد و به این ترتیب خونریزی بند آمد و زمین (بدن بیمار) خون خود را بلعید و کار به پایان رسید و بیمار شفا یافت.
(( - تأثیر قرائت بر جن زمانی است که علاوه بر نیت شفای بیمار به نیت هدایت جن نیز خوانده شود، که در این حالت، جن به سرعت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد، و بدون جواب دادنِ به صورت مخاطبه، دعوت را می‌پذیرد و نشانه این امر آرامش بیمار بعد از تعویذ است، و نباید با تصور غلط و بدون نیت هدایتِ آن جنی گمراه به سوزاندن و اذیت او بپردازیم و به این شیوه بیمار را نیز آزار دهیم.))
برای افزودن خشوع در نماز، قرائت قرآن و تعویذ بیماران باید همانگونه که صحابه ن قرآن می‌خواندند، عمل کنیم: آنها به هنگام قرائت، بهشت را در سمت راست خود تصور کرده و نعمتهای آن را احساس می‌کردند، جهنم را در سمت چپ خود تصور کرده و بادهای گرم و عذاب آن را احساس می‌کردند، لذا از آن پناه می‌جستند، عرش خدا را در روبرویشان تصور کرده که آنها را فرا گرفته است و در اثر خشوع از درون سینه‌هایشان صدایی بسان جوشیدن دیگ بخار شنیده می‌شد، به گونه‌ای بودند که فراموش می‌کردند در این دنیا هستند و حتی اگر دیوار مسجد هم فرو می‌ریخت، متوجه نمی‌شدند. ما به این تصور، و به این یقین و ایمان نیاز داریم تا بتوانیم از قرآن شفا یابیم. آیا قرآنی که اگر بر کوه نازل می‌شد آنرا از را جا می‌کند، شایستگی شفای بدنی را که از گوشت و خون است، ندارد؟!5- شفا، تنها به دست خداست
گاهی می‌بینیم که همه اسباب مداوا فراهم است، قرآن خوانده شده، داروهای پزشکی مصرف شده، بیمار استعداد پذیرفتن معالجه قرآنی و یا داروهای پزشکی را دارد، ولی با این وجود شفا حاصل نمی‌شود! علت این امر این است که همه این موارد فوق تحت اراده خدا هستند و این مسأله در همه جوانب زندگی وجود دارد، مثلاً زلزله‌ای روی می‌دهد و کسانی در اثر آن می‌میرند، در حالی که بعضی دیگر در همان شرایط [و شاید بدتر] بوده ولی زنده می‌مانند. و گاهی همه اسباب سحر شدن انسانی که او را چشم زده‌اند فراهم است ولی با این وجود به او آسیبی نمی‌رسد، چرا که خداوند فرموده است: ﴿وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ﴾. (البقره: 102).
«نمی‌توانند به کسی زیان برسانند مگر اینکه با اجازه و خواست خدا باشد».
در این مورد نیز گاهی با وجود همه اسباب مداوا، خداوند می‌خواهد که بیماری باقی بماند و البته این کار حکمتی دارد، مثلاً می‌خواهد شخص به مرحله‌ای برسد که کارهای خود را به خدا محول نماید، یا می‌خواهد گناهان مریض را پاک گرداند، و یا شاید ابتلا به بیماری از محبت خدا نسبت به آن شخص ناشی شود، همچنانکه ابراهیم ؛ در آتش انداخته شده و گرمای آن را احساس کرد و در آن لحظه بود که خداوند به آتش فرمود: ﴿‏ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ ‏﴾. (الأنبياء: 69).
«(سرانجام او را به آتش افكندند; ولي ما) گفتيم: اي آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش!» 
آیه می‌رساند که سرد شدن آتش زمانی بوده که ابراهیم در آن انداخته شده است.
ولی آیا با این وجود (عدم مداوای بیمار) قرائت قرآن برای او نفعی خواهد داشت؟
جواب: قرآن با نشستن بر سینه بیمار و ایجاد صبر و یقین به وعده خدا یعنی شفای الهی، به نفس آرامش می‌بخشد گرچه درد و ناراحتی هنوز مرتفع نشده باشد.6- چشم زدن علت اصلی بسياری از بيماري‌هاست
پیغمبر ص فرمودند: «اکثر امت من بعد از قضا و قدر الهی در اثر چشم خوردن وفات می‌کنند» . و نیز فرمودند: «چشم خوردن آدمی را روانه قبرستان و شتر را به ديگ آشپز می‌برد» .
بیماری‌های متنوعی از جمله: بیماری‌های معده، سرطانها، آسیبهای تصادفات و ... که باعث مرگ افراد می‌شوند، اکثراً بیماری‌هایی هستند که در اثر چشم زدن ـ بعد از قضاء و قدر ـ پدید می‌آیند.
در خلال بحث از فراست از بیماری (السفعه = لکه‌ای سیاه در صورت) صحبت کردیم که آن نیز در اثر چشم خوردن ایجاد شده بود.
اکثر بیماران چشم می‌خورند و چشم خوردن همان رشک بردن و حسادت است، و علاج آنها ساده است که ـ إن شاء الله ـ در ادامه توضیح آن می‌آید.
اکثر افرادی که به معالجه بیماران مشغولند با القاء این مطلب که شخص سحر سیاه و یا سرخ شده و یا جنّی‌هایی بر او مسلط شده‌اند، او را مضطرب و در او ایجاد کینه و دشمنی می‌کنند، و این امر در جای خود باعث ناامیدی او از رحمت خدا می‌شود، اذیت کردن بیمار با زدن و خفه کردن [جنّی در بدن او] و مسلط کردن یک جنّ بر او، از طریق وسوسه و تلقین جایی در دین ندارد، بنابراین باید از خدا بترسند و کاری نکنند که همکاران شیطان تلقی شوند.
سحر هم وجود دارد ولی مثل چشم زدن شیوع ندارد و قابل توجه است که سحر از جانب یهودیان منتشر می‌شود و لبید بن الأعصم یهودی، پیغمبر ص را سحر کرد و نیز دریاها و رودخانه‌ها محل انتشار سحرند، زیرا تخت فرانروایی ابلیس بر روی آب قرار دارد و لشکریان خود را از همانجا ارسال می‌کند .
ولی دیوانگی در اثر عشق جنون‌آور بسیار کم است و عاشق شدن جنّ بسیار کم و نادر است. اذیت یک جنّ در اثر اذیتی که از انسان به او رسیده، واقعیت دارد و به وسیله قرآن درمانی علاج می‌پذیرد که البته به زمان و صبر نیاز دارد تا ـ إن شاء الله ـ جنّ دست از سر او بر دارد.
آنچه گفته شد، مهمترین قواعد و گامهای اساسی در تعویذ بیمار است  که لازم است به آنها پایبند باشیم، والله أعلم.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:18.txt">چشم زدن حقيقت دارد</a><a class="text" href="w:text:19.txt">انواع چشم‌زننده‌ها</a><a class="text" href="w:text:20.txt">نکات استنباط شده از حديث عامر و سهل</a><a class="text" href="w:text:21.txt">چشم خوردن چگونه تشخيص داده می‌شود؟</a><a class="text" href="w:text:22.txt">اموری که بيمار مورد معالجه از طريق تعويذ بايد رعايت کند:</a></body></html>فصل دوم: چشم زدن حقيقت دارد

پیغمبر ص فرمودند: «چشم‌زدن حقیقت ‌دارد و شیطان و حسادت انسان باعث آن می‌شوند» .((ابتدای این حدیث: «چشم زدن حقیقت دارد» را بخاری (10/203) روایت کرده ولی ادامة آن: «شیطان و حسادت انسان باعث آن می‌شوند» را امام احمد در مسند (21439) روایت کرده است، و سیوطی در الجامع الصغیر، ترمذی و غیره می‌گویند: الکجی این ادامه را در سنن خود به نقل از ابوهریره روایت کرده است. هیثمی (5/107) می‌گوید: این حدیث را امام احمد نقل کرده و رجال آن ثقه هستند.به هر حال معنی حدیث صحیح بوده، مخالف هیچ حدیث دیگری نیست، تجربه بر درستی آن شهادت داده، واقعیت آن را تأیید می‌کند و مشایخ ما بر این باورند ـ والحمد لله))
به مقتضای این حدیث شریف پیرامون هر انسانی شیاطینی در کمین‌اند تا او را گرفتار سازند و هر انسانی در معرض حسادت قرار دارد و هر کسی را که خدا حفظش نکند چشم می‌خورد.
شیخ ‌الإسلام ابن تیمیه در کتابش، «السلوک» می‌گوید: حسادت یکی از بیماریهای روحی بیماری فراگیری است که کمتر کسی از آن نجات می‌یابند و به همین دلیل گفته شده: هیچ جسدی از حسد خالی نی