يار قديمي، صبح و شام را سپري مي‌کنيم. و اگر آب ابرها باهم تفاوت دارند، ما آب گوارايي داريم که از يک ابر، فرود آمده است. و اگر از نظر اصل و نسب با يکديگر متفاوت هستيم، ديني در ميان ما الفت ايجاد مي‌کند که ما آن را پدر، قرار داده‌ايم).

پس هرگاه، جفايي رخ دهد يا جدايي، پيش آيد، به دين مراجعه مي‌کنيم و به ياد مي‌آوريم که روزانه، پنج بار، نماز مي‌خوانيم، به سوي يک قبله، روي مي‌آوريم، يک پروردگار را پرستش مي‌نماييم، از يک پيامبر اطاعت مي‌کنيم و پايبند يک کتاب و سنت هستيم.

و اگر احياناً ميان دوستان، اختلافي پيش آيد، دوستي آنان را بهم نمي‌زند و دل‌ها را نسبت به يکديگر، تغيير نمي‌دهد. و اينها هم به مشيت خدا انجام مي‌گيرد. ﴿وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ﴾ (الأنعام: 112). (و اگر خداوند مي‌خواست، اين کار را انجام نمي‌دادند). و چه بسا که در اين امور، مصلحت‌هايي وجود داشته باشد که خدا آنها را مي‌داند.

متنبي مي‌گويد:

لعل عتبک محمود عواقبه
  
 وربما صحت الأجساد
 

(شايد سرزنش تو عواقب خوبي داشته باشد. بسا جسم‌ها که با بيماري، شفا مي‌يابد).

شايد ما چيزي را ناپسند بداريم که در آن خير کثيري نهفته باشد و چه بسا که چيزي را دوست مي‌داريم ولي شر زيادي در آن وجود داشته باشد.

لا تدبر لک أمراً
  
 فأولوا التدبير هلكى
 
وأرض بالله حکيماً
  
 نحن أولى بک منک
 

تو براي خود به دنبال تدبير مباش، زيرا صاحبان تدبير، هلاک مي‌شوند. تدبير خداوند با حکمت را بپذير چرا که ما از تو نسبت به خودت، استحقاق بيشتري داريم.

پس هيچ يک از کارهاي خدا را بد و ناپسند نداند زيرا چه بسا اموري که به ظاهر، ضرر دارند ولي در واقع، مفيدند. احياناً حوادثي اتفاق مي‌افتد که مصلحت بزرگي در آنان، نهفته است اما بشر، با عقل و معيارهاي خود، نمي‌تواند آنها را درک کند.

بعضي از اين امور باعث قدرت، رفعت، منزلت، حفاظت، و کفاره‌ي گناهان انسان مي‌شوند در حالي که او آنها را ضربه، مصيبت و عذاب مي‌پندارد. چرا که خدا خودش، کارهايش را بهتر مي‌داند. بدين‌جهت، لازم است که انسان صبح و شام اين رعا را بخواند:

«رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلاَمِ دِينًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيًّا». 

(خدا را بعنوان پروردگار، اسلام را بعنوان دين و محمد -صلى الله عليه وسلم- را بعنوان پيامبر، پسنديدم). 

چنانچه در سنن ابوداود با سند صحيح آمده است که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:

«مَنْ قَالَ رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ».

(هر کس، بگويد: خدا را بعنوان پروردگار و اسلام را بعنوان دين و محمد -صلى الله عليه وسلم- را بعنوان پيامبر، پسنديدم، بهشت برايش واجب مي‌گردد).

بايد دانست که ما با هيچ‌کس بخاطر امور دنيوي و منافع شخصي‌مان اختلاف‌نظر نداريم. زيرا واجب است که انسان مسلمان براي مصلحت اين دين، امت، سرزمين و بندگان خدا تلاش نمايد. و بکوشد تا در جامعه، وحدت و يکپارچگي ايجاد کند، اختلاف را دور بيندازد و فتنه‌ها را از امت، دفع کند تا امت در زير چتر اين آيه، اجتماع کند:

﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا﴾. (آل عمران: 103).

خدايا! ما را از لغزش‌ها، محفوظ نگه دار، از مصيبت‌ها نجات بده و در حادثه‌ي بزرگ قيامت، روسفيد گردان خدايا.

خدايا! ما را ثابت‌قدم، نگه دار، تيرهاي ما را به هدف برسان، پرچم اسلام را به اهتزاز درآور و اسلام را ياري کن.

بارالها! دل‌هاي ما را از کينه‌ي مسلمانان، دشمني با همسايه‌ها و حسادت به هم‌نوعان مان، پاک بگردان. 

پروردگارا! دل‌هاي ما را با آب يقين شستشو ده، ارواح ما را با کوثر دين، آبياري کن و سينه‌هاي ما را از نعمت آرامش، بهره‌مند بگردان.

﴿سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾.

وصلى الله وسلَّم و بارک علي نبينا محمد وعلي آله وصحبه أجمعين.

پايان ترجمه: 22/4/83

عبدالقادر ترشابي
مقدمه
إنَّ الْحَمدَ للهِ نَحْمَدُهُ، ونَسْتَعينُهُ ونَسْتَغْفِرُهُ، ونَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرورِ أنْفُسِنَا، وَمِن سَيِّئَاتِ أعْمَالِنَا، مَنْ يهْدِهِ اللهُ فَلا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلاَ هَادِيَ لَهُ، وأشْهَدُ أنْ لا إِلَهَ‌ إِلاَّ ‌اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيکَ لَهُ وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ صَلَّي اللهُ عَلَيه وَعَلَي آلِهِ وَصَحْبِه وَسَلَّم تَسْليماً کَثيراً، أمَّا بَعْدُ:
دوستي بخاطر خدا، يکي از بزرگترين پايه‌هاي ايمان به شمار مي‌رود همانطور که رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- ارشاد نموده‌اند.
و اين دوستي، پل‌هايي دارد که خداوند آها را ميان مؤمنان، نصب کرده است و دل‌هايشان را توسط آن پل‌ها به يکديگر، وصل نموده است.
خداوند در مواضع متعددي از قرآن، پيرامون اين پل‌ها سخن گفته است. از آن جمله مي‌فرمايد: 
﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ (حجرات: 10)
«همانا مؤمنان، برادر يکديگر هستند».
و در جايي ديگر، مي‌فرمايد:
﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا﴾.  (آل‌عمران: 102)
«همگي به ريسمان خدا، چنگ بزنيد و پراکنده نشويد».
و در سوره‌ي انفال، مي‌فرمايد:

﴿وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾.   (انفال: 63)
«و خداوند در ميان آنان، الفت ايجاد نمود. اگر تو همه‌ي آنچه را که در زمين وجود دارد، صرف مي‌کردي، نمي‌توانستي بين دلهايشان انس و الفت، برقرار نمايي ولي خداوند ميان آنان، انس و الفت ايجاد کرد چرا که او عزيز و حکيم است».
و خداوند، اين دوستي را ويژه مؤمنان قرار داده است چنانکه مي‌فرمايد:
﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾.      (توبه: 71)
«برخي از مردان و زنان مرمن، دوستان و ياوران برخي ديگرند».
و در جايي ديگر مي‌فرمايد:
﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ * وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ﴾.  (مائده: 55-56)
«تنها خدا و پيامبرش و مؤمنان، ياور و دوست شمايند که خالصانه، نماز را برپاي مي‌دارند و زکات مي‌دهند. و هر کس که خدا و پيغمبرش و مؤمنان را ياور و دوست بگيرد، بدون ترديد، حزب خدا پيروز است».
همچنين نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- نه تنها پل‌هاي دوستي را ذکر کرده بلکه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- پايه‌هاي آن را در دل پيروانش تا روز قيامت، استوار ساخته است.
چنانکه مي‌فرمايد:
«حقُّ المسلمِ علي المسلمِ ستٌّ. قيلَ: