رايتان به كمال رساندم» فرمود: اين آيه بر پيامبر خدا  (ص) در شامگاه عرفه در حاليكه (به عبادت) قيام كره بود، نازل شد. 
56-	وقال عليه  السلام فينا والله أهل بدرٍ نزلت ﴿وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ﴾ (الحجر: 47). (رواه السيوطي في الدّرّ المنثور، ج4، ص101).
علي (ع) فرمود: (اين آيه) در بارة ما اصحاب بَدْر، نازل شده‌است: «و كينه ها را از سينه هاي ايشان بر كَنيم، برادرانه روبروي يكديگر بر تختها نشينند». 
57-	 وقال عليه  السلام: إني لأرجو أن أكون أنا وعثمان والزبير وطلحة ممن قال الله: ﴿وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ﴾ (الحجر: 47). (رواه السّيوطي أيضاً في الدّرّ المثنور، ج4، ص101).
علي (ع) فرمود: اميدوارم من و عثمان و زبير و طلحه از كساني باشيم كه خدا در بارة آنان فرموده‌است: «و كينه ها را از سينه‌هاي ايشان بر كَنيم».   
58-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى:﴿ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى﴾ (الفتح: 26) هي لا إله إلا الله. (رواه السّيوطي أيضاً في الدّرّ المنثور، ج6، ص80).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود: «كلمة تقوي را ملازم آنها ساخت» گفت كلمة تقوي: لا إله إلاّ الله‌است.    
59-	وقال عليه  السلام: قيل للنبي هل عبدت وثنا قط؟ قال: لا. قالوا: فهل شربت خمرا قط؟ قال: لا وما زلت أعرف الذي هم عليه كُفْرٌ وما كنت أدرى ما الكتاب ولا الإيمان وبذلك نزل القرآن: ﴿مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ﴾ (الشورى: 52). (رواه السّيوطي في الدّر المنثور، ج6،ص13).
علي (ع) فرمود: از پيامبر ـ (ص) ـ پرسيده شد كه: «آيا هيچگاه بُتي را پرستيده اي؟ گفت: نه. سؤال شد: آيا هيچگاه شرابي آشاميده اي؟ فرمود: نه و پيوسته مي‌دانستم آئيني كه قوم من بر آنند، كفر است و با وجود اين، نمي‌دانستم كه كتاب و ايمان چيست؟ و قرآن نيز به همين معنا نازل شد چنانكه مي‌فرمايد: »تو نمي‌دانستي كه كتاب و ايمان چيست؟.   
60-	 وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ﴾ (القصص: 85) قال: الجنّة. (رواه السّيوطي في الدّرّ المنثور، ج5،ص140).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود: «همانا كسي كه قرآن را بر تو فرض كرد قطعاً تو را به وعده‌گاه باز مي‌گرداند» گفت: مراد از وعده‌گاه، بهشت است.  
61-	و رُوِيَ أن رجلاً قام إلى عليٍّ عليه  السلام فقال: ﴿فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا﴾ (المرسلات: 2). قال: الرياح. (رواه السّيوطي في الدّرّ المنثور، ج6،ص303).
روايت شده كه مردي برخاست و از علي (ع) پرسيد كه مقصود از :«وزنده هاي سخت» چيست؟ فرمود بادها‌است.   
62-	وقال عليه السلام: إن الله - وله الحمد -  افتتح الكتاب بالحمد لنفسه، وختم أمر الدنيا ومجي‏ء الآخرة بالحمد لنفسه فقال: ﴿وقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالحَقِّ وَقِيلَ الحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمِينَ﴾ (الزمر: 75). (رواه ابن بابويه في كتاب التّوحيد، ص32).
علي (ع) فرمود: خداوند ـ كه او را ستايش باد ـ كتاب خود را با ستايش آغاز نموده‌است و پايان كار دنيا و آمدن آخرت را نيز با ستايش خود همراه كرده و فرموده‌است: 
و ميان ايشان به حق داوري خواهد شد و گفته شود:
اَلْحَمْدُ للهِ رَبَّ العالَمين

الهوامش
(98) كه اين برده، سر انجام از سهم زكات مسلمانان آزاد مي‌شود، بدليل آية شريفة: إنَّما الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ و الَمساكينَ و َ العامِلينَ عليها و المؤَلَّفَةِ قُلوبُهُم وَ فِي الرَّقاب الآية (التوبه: 60).
(99) به تفسير مجمع البيان طبرسي، ج6،ص99 نگاه كنيد.
(100) اين حساب، تقريباً درست است زيرا هر سال از سالهاي شمسي و قمري قريب 19 روز با يكديگر تفاوت دارند كه بايد آنرا در عدد 300 ضرب كرد و حاصلش رابر 354 كه تعداد روزهاي قمري باشد تقسيم نمود، در اين صورت همان عدد 9 بدست مي آيد (باقيمانده مختصري كه با عدد 9 همراه است به عنوان ايّام كبيسه بايد حذف شود). 
(101) راجع: كتاب التّسهيل لعلوم التَّنزيل، لمحمّد بن أحمد بن جُزَيّ الكلبي، ج3،ص182.
(102) اين جُزَيّ كلبي از فقهاي اسلام در قرن هشتم هجري شمرده مي شود. وي از اهالي اندلس بوده و داراي تأليفات ارزشمندي است. وفات وي را در سال 741 هجري قمري نوشته اند (به: الاعلام زركلي، ج6، ص221 نگاه كنيد).
(103) راجع: سورة الذّاريات: 1الي 4.
(104) به سورة ذاريات، از آية 1 تا 4 نگاه كنيد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">پيشگفتار مؤلف</a><a class="text" href="w:text:7.txt">1- علي (ع) و قرآن</a><a class="text" href="w:text:8.txt">2- سخنان علي (ع) در وصف قرآن</a><a class="text" href="w:text:9.txt">3- سخن علي (ع) در مذمّت تفسير به رأي!</a><a class="text" href="w:text:10.txt">4- ظاهر و باطن قرآن در سخنان علي (ع)</a><a class="text" href="w:text:11.txt">5- فهم القرآن و رأي علي (ع) در بارة آن</a><a class="text" href="w:text:12.txt">6 - ترتيب سوره هاي قرآن در مصحف علي (ع) </a><a class="text" href="w:text:13.txt">7 - آنچه از علي (ع) در تفسير سورة فاتحه آمده است</a><a class="text" href="w:text:14.txt">8 - آنچه از علي  (ع)  در تفسير حروف مقطَّعه روايت شده است</a><a class="text" href="w:text:15.txt">9- آنچه از علي (ع) در بارة متشابهات قرآن گزارش شده است</a><a class="text" href="w:text:16.txt">10- آنچه از علي (ع) در بارة تفسير سخن گفتن خداوند گزارش شده‌است</a><a class="text" href="w:text:17.txt">11- آنچه از علي (ع) در بارة تفسير سورة توحيد گزارش شده‌است</a><a class="text" href="w:text:18.txt">12- در تفسير آية شريفة: هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ</a><a class="text" href="w:text:19.txt">13- در تفسير آية شريفه وهو معكم أين ما كنتم</a><a class="text" href="w:text:20.txt">14- آنچه از علي (ع) در تفسير «وجه الله» رسيده است</a><a class="text" href="w:text:21.txt">15- در تفسير آية شريفة: و مِنْ كُلّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْن</a><a class="text" href="w:text:22.txt">16- در تفسير آية شريفة: وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ</a><a class="text" href="w:text:23.txt">17-  در تفسير آية شريفة: اتَّقُواْ اللهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَة</a><a class="text" href="w:text:24.txt">18- در بارة آية شريفة: وَمَا كَانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ الله مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ</a><a class="text" href="w:text:25.txt">19- در بارة تفسير آية كريمة: فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى الله وَالرَّسُولِ</a><a class="text" href="w:text:26.txt">20 - در بارة آية: إِن تَنصُرُوا الله يَنصُرْكُمْ ونيز آية: مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضًا حَسَنًا</a></body></html>امام علي (ع) در خلال بسياري از سخنان خود، از قرآن حكيم آياتي را اقتباس مي‌نمود و كلامش را با آنها زينت مي‌بخشيد. در اين فصل، نمونه هايي از آن اقتباسها به نظر خوانندگان مي‌رسد:
1ـ از علي (ع) رسيده كه فرمود: «از گروهي به خدا شكايت مي‌برم كه نادان زندگي مي‌كنند و گمراه مي‌ميرند! در ميانشان كالايي كم بهاتر از كتاب (خدا) نيست هنگامي كه به شايستگي خوانده شود و كالايي سودآورتر و گرانبهاتر از كتاب نيست هنگامي كه به تحريف آن از معاني و مواردش پردازند(105)». 
نويسنده گويد: امام (ع) اين سخن را