یکنوع  دزدی  است  که  شیطان  از  بنده  خدا  می‌کند]‌"‌.  بـه  روایت  احمد  و  بخاری  و  نسائی  و  ابوداود.

از  ابوالدرداء  بطریق  مرفوع  روایت  است ‌که‌،  پـیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" يأيها الناس إياكم والالتفات فإنه لا صلاة للملتفت، فإن غلبتم في التطوع فلا تغلبن في الفرائض   [ای  مردم  از  نگریستن  به  اطراف  در  نماز  پرهیز کنید،  چه ‌کسی‌ که  چنین‌ کند  نمازی  ندارد،  اگر در  نمازهای  سنت  بدین  عمل  مبتلا  شدید  نگذارید که  در  نمازهای  فرض  بر  شما  غلبه  کند  و  چنین  عملی  را  مرتکب  نشوید]"‌.  به  روایت  احمد.

از  انس  روایت  است‌ که ‌گفته  است‌،  پیامبر  صلی الله علیه و سلم  به  من  فرمود:"  إياك والالتفات في الصلاة فإن الالتفات في الصلاة هلكة فإن كان ولا بد ففي التطوع لا في الفريضة  [‌از  نگریستن  به  اطراف  در نماز  پرهیز کنید،  چه  این  عمل  هلاکت  است‌،  اگر حتماً  باید  چنین  چیزی  انجام‌ گیرد  در  نماز سنت  باشد  نه  در نماز  فرض‌]"‌.  ترمذی  آن  را  روایت  کرده  و  صحیح  دانسته  است‌.                                       

در  حدیث  حارث  اشعری  آمده  است‌ که‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" إن الله أمر يحيى بن زكريا بخمس كلمات أن يعمل بها ويأمر بني إسرائيل أن يعملوا بها، فيه: ..وإن الله أمركم بالصلاة فإذا صليتم فلا تلتفتوا فإن الله ينصب وجهه لوجه عبده في صلاته ما لم يلتفت   [‌خداوند  به  یحیی  فرزند  زکریا  دستور  داد که  به  پنج  چیز عمل ‌کند  و  به  بنی‌اسرائیل  نیز دستور دهد که  آنها  را  عمل ‌کنند،  و  در ضمن  آن  آمده  بود:  خداوند  به  شما  دستور  داده  است  که  نماز  بخوانید  و  چون  نماز  خواندید،  در  نماز  به  اطراف  ننگرید  چـه  بی‌گمان  خداوند  در  نماز  روی  در  روی  بنده  خویش  دارد،  مـادام ‌که  به  اطـراف  ننگرد]‌"‌.  به  روایت  احمد  و  نسائی‌.

از  ابوذر  روایت  است  کـه‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" لا يزال الله مقبلا على العبد وهو في صلاته ما لم يلتفت فإذا التفت انصرف عنه  [‌تا  زمانی ‌که  بنده  خدا  در  نماز  است  و  به  اطراف  نمی‌نگرد،  خداوند  به  وی  می گرد  و  روی  در  روی  او  دارد،  چون  به  اطراف  بنگرد،  خداوند  روی  از  وی  بگرداند]"‌.  به  روایت  احمد  و  ابوداود که  او آن  را  صحیح  الاسناد  دانسته  است‌.

تا  اینجا  سخن  از  التفات  و  نگریستن  بود  بدون  اینکه  همه  بدن  بچرخد  و  از  قبله  منصرف ‌گردد.  اما  اگر  چنان  به  اطراف  بنگرد که  همه  تن  او  از  قبله  متحول ‌گردد،  نمازش  باطل  می‌گردد  چه ‌“‌استقبال  قبله‌‌“  واجب  است  و  در آنصورت  خلل  می‌پذیرد  و  همه  علماء  در  آن  اتفاق  نظر  دارند.

3-‌کشتن  مار  و کژدم  و مگسها  و  امثال ‌آن  و  هر  چیزی  که انسان را  زیان  رساند  اگرچه  این ‌کار  مستلزم  عمـل کثیر  نیز  باشد:
از  ابوهریره  روایت  است  کـه‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" اقتلوا الاسودين  في الصلاة: الحية والعقرب  [‌آن  دو  سیاه  را  (‌مار  و کژدم‌)  اگر  در  نماز  به  شما  حمله ‌کردند  بکشید]‌"‌.  این  حدیث  ‌“‌حسن  صحیح‌‌“  را  احمد  و  اصحاب  سنن  روایت ‌کرده‌اند. 

4-‌راه  رفتن  اندک  بوقت  نیاز:
از  عایشه  روایت  است  که‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  منزل  نماز  می‌خواند  و  در  بـه  روی  او بسته  بود،  من  به  منزل  برگشتـم  و در خانه  را  زدم‌،  ایشان  راه  رفت  و در را  به  رویـم ‌گشود  و  به  نمازگاه  خویش  عقب‌گرد  نمود  و  در خانه  در  جهت  قبله  بود‌“‌.  به  روایت  احمـد  و ابوداو‌د  و  نسائی  و  ترمذی ‌کـه  آن  را ‌“‌حسن‌“  دانسته  است‌.  از  سخـن  حضرت  عایشه بر می‌آید  که  نباید  نمازگزار  رویش  را  از  قبله  بگرداند.  لذا  او گفت  در  خانه  در  جهت  قبله  بود.  و  در  تایید  این  مطلب  باز  هم  از  حضرت  عایشه  روایت  شـده  است ‌که‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  منزل  نماز  می‌خواند  هر گاه ‌کسی  در  را  می‌زد،  اگر  در  خانه  در  جهت  قبله  یا  طرف  راست  یا  طرف  چپ  او واقع  می‌شد،  در را  به  روی  او می‌گشود  و به  قبله  پشت  نمی‌کرد‌“‌.  به  روایت  دارقطنی‌.

از  ارزق  بن  قیس  روایت  است ‌که‌:  “‌ابو  برزه  الاسلمی  در  “‌اهواز‌“  برکنار  رودخانه  نماز  می‌خواند  و  لگام  اسبش  را  در  دست  خود  نگه  داشته  و  نماز  می‌خواند،  اسبش  عقب  می‌رفت  و  او  نیز  همراه  آن  عقب  می‌رفت‌.  یکی  از  خوارج ‌گفت‌:  خداوندا  این  شیخ  را  رسوا  ساز،  چگونه  نماز  می‌خواند؟  چون  نمازش  را  بپایان  برد،  بدان  مرد  گفت‌:  سخن  تو را  شنیدم‌،  من  شش  یا  هفت  یا  هشت  (‌سال‌،  بار)  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  جنگ  شرکت  داشته‌ام‌، ‌کارها  و  آسان‌گیری  او  را  دیده‌ام‌،  عقب  رفتن  همراه  اسب  برایم  آسان‌تر  بود  از  اینکه  آن  را  رها  سازم  تا  بدان  جای‌ گریزد که  الفت‌ گرفته  است  و  کار  بر  من  دشوار گردد‌“‌.  ابوبرزه  چون  در  سفر  بود  نماز  بر  را  دو رکعت  خواند.  به  روایت  احمد  و  بخاری و  بیهقی‌.

و  اما  درباره  راه  رفتن  بسیار،  حافظ  ابن  حجر  در “‌الفتح‌“ گفته  است‌:  باجماع  فقهاء  راه  رفتن  بسیار  نماز را  باطل  می‌کند  و  حد‌یث  ابوبرزه  اسلمی  برراه  رفتن  اندک  حمل  می‌شود.  

5-‌برداشتن  بچه  یا اینکه  بچه  خود  را  به  نمازگزار آویزان کند:
از  ابوقتاده  روایت  است ‌که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  می‌خواند  و ‌“‌امامه‌“  دختر  زینب دختر پیامبر صلی الله علیه و سلم  بر دوش  او  بود،  چون  به  رکوع  می‌رفت  وی  را  برزمین  می‌نهاد  و  چون  از  سجده  برمی‌خاست  دوباره  او  را  می‌گرفت  و  بر  دوش  خود  می‌نهاد.  ابوعامر گفت‌:  از  او  سوال  نکردم  چه  نمازی  بود که  پیامبر  صلی الله علیه و سلم می‌گزارد؟  ابن  جـریج‌ گفته  است‌:‌“‌ از  طریق  زید  بن  ابی‌عتاب  از عمرو  بن  سلیـم  برایم ‌گفته  شد که‌:  آن  نماز،  نماز صبح  بود.  

 ابو عبدالرحمن  عبدالله  بن  امام  احمد گفت‌:  ابن  جریح  اسناد  این  حـدیث  را  نیکو  دانسته  است‌.  به  روایت  احمد  و  نسائی  و  دیگران‌.

فاکهانی ‌گفته  است‌:  “‌فلسفه  اینکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در نماز امامه  را  بردوش  نهاد،  این  بود  که  عربها  دختران  را  دوست  نداشتند  و آنها  را  در آغوش  نمی‌گرفتند  و  با  آنها  اظهار  محبت  نمی‌نمودند،  پیامبر صلی الله علیه و سلم با  این  رفتار  عربها  مخالفت ‌کرد  و  حتی  در  نماز  آن  دختر را  روی  دوش  نهاد  تا  عملا آنان  را  به  ترک  این‌ کار وا دارد.  چه  بیان  عملی  بیشتر  از  بیان  قولی  تاثیر  می‌گذارد‌“‌.

عبدالله  بن  شداد  از  پدرش  روایت ‌کرده  است ‌که‌:‌“ ‌روزی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  برای  یکی  از  نمازهای  ظهر یا  عصر به  مسجد  آمد  در حالیکه  حسن  یا  حسین  را  بر دوش‌ گرفته  بود،پیامبر صلی الله علیه و سلم  برای  نماز پیش  افتاد  و او را  بر زمین  نهاد،  سپس  تکبیره‌الاحرام  را گفت  و  به  نماز مشـغول ‌گردید،  در اثنای  نم