اعا أقرع  له زبيبتان  يطوقه يوم القيامة، ثم يأخذ بلهزمتيه - يعني شدقيه - ثم يقول: أنا كنزك، أنا مالك. ثم تلا هذه الاية: ولا يحسبن الذين يبخلون .../[10]      [‌اگر  خداوند  به‌كسی  مالی  را  ارزانی  دارد  و  او  زكات  آن  را  ندهد،  در  روزقیامت  آن  مال  بصورت  یك  مارسمّی  بسیارخطرناك  خالدار،  مجسم  می گردد  و  بدورگردن  صاحب  مال‌،  حلقه  می‌زند  و  او  راگاز  می‌گیرد،  سپس  می‌گوید:  من  همان  مال  و  ثروت  تو  هستم‌كه  زكات  آن  را  نپرداختی‌،  سپس  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آیة  ١٨٠  سورة  آل  عمران  را  خواند ]".

٣-  ابن  ماجه  و  بزاز  و  بیهقی‌كه  متن  این  حدیث  از  اوست  هر  سه  از  عبدالله  بن  عمرو  روایت  كرده‌اند  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:" يا معشر المهاجرين خصال خمس - إن ابتليتم بهن ونزلن بكم أعوذ بالله أن تدركوهن -: لم تظهر الفاحشة  في قوم قط حتى يعلنوا بها إلا فشا فيهم الاوجاع  التي لم تكن في أسلافهم، ولم ينقصوا المكيال والميزان، إلا أخذوا بالسنين  وشدة المؤنة وجور السلطان. ولم يمنعوا زكاة أموالهم، إلا منعوا القطر  من السماء، ولولا البهائم لم يمطروا، ولم ينقضوا عهد الله وعهد رسوله، إلا سلط عليهم عدو من غيرهم فيأخذ بعض ما في أيديهم، وما لم تحكم أئمتهم بكتاب الله، إلا جعل بأسهم  بينهم     [ای‌گروه  مهاجرین‌،  پنج  خصلت  و  صفت  بد  هست  اگر  بدانها  مبتلا  شدید  و  این  صفات  در  میان  شما  پدیدارگردید،  پناه  بر  خدا  از  اینكه  آنها  را  دریابید  یعنی  ازآن  پرهیزكنید:  هرگاه‌گناه  و  آلودگی  زنا  و  بی‌عفتی‌،  در  میان  قومی  آشكارگردد،  بگونه‌ای‌كه  آن  را  علنی  و  آشكارا،  انجام  دهند،  آنوقت  بیماریهایی  در  میان  آن  قوم  پدید  می‌آیدكه  در  میان  پیشینیانشان  وجود  نداشته  است‌.  هر  جماعتی‌كه  در  پیمانه  و  وزنه‌،  خیانت‌كند  و  آنها  راكمتر  از  حد  معمول  بدهد،  آن  قوم  و  جماعت‌،  به  خشكسالی  و  سختی  زندگی  و  پادشاه  و  حكمروای  ستمكار،  دچار  می‌گردد،  هر  قومی  كه  زكات  اموال  خود  را  ندهد،  دچاركم  بارانی  می‌شوند  و  اگر  بخاطر  حیوانات  و  دامهایشان  نبود،  اصلا  بارانی  برآنها  نمی‌بارید،  هرقوم  و  جماعتی  عهد  و  پیمان  خدا  و  رسول  وی  را  بشكند،  خداوند  دشمنی  از  غیرخودشان  را،  بر  آنان  مسلط  می‌سازد،‌كه  بعضی  از  دارائی‌شان  را  نیز  می‌گیرد.  و  هر قومی ‌كه  پیشوایانشان  به‌كتاب  خداوند  عمل  نكنند  و  كتاب  خدا  در  میانشان  حكم  نكند،  آن  قوم  به  جنگ  داخلی  دچار  می‌شود ]".

٤-  شیخین  از  احنف  بن  قیس  روایت  كرده‌اند  كه  گفت‌:  “‌‌با  جماعتی  از  قریشیان  نشسته  بودم‌،‌كه  درآن  هنگام  مردی  با  موی  ژولیده  و  جامه  و  هیاتی  خشن  آمد  و  سلام‌كرد  وگفت‌:  مژده  باد  مال  اندوزانی‌كه  زكات  آن  را  نمی‌دهند،  بدینكه  در  روز  قیامت  سنگها  را  درآتش  جهنم  داغ  می‌كنند  وآن  را  برروی  نوك  پستانشان  می‌گذارند،  تا  اینكه  ازشانه  آنها  بیرون  می‌آید  و  برشانه  آنها  می‌گذارند  تا  از  پستانشان  بیرون  می‌آید،  آنوقت  پریشان  می‌شوند.  سپس  آن  مرد  -‌ابوذر  -‌رفت  و  به  یكی  از  ستونهای  خانه  خدا  تكیه  زد.  من  او  را  دنبال‌كردم  و  نزد  او  نشستم  در  حالیكه  او  را  نمی‌شناختم‌.  به  وی  گفتم‌:  آن  قوم  از  سخن  تو  بدشان  آمد.  اوگفت‌:  آنان  چیزی  نمی‌فهمند.  دوستم  و  محبوبم  به  من‌گفت‌:‌گفتم‌:  محبوب  شماكیست‌؟‌گفت‌:  حضرت  محمد صلی الله علیه و سلم  ‌،  او  به  من‌گفت‌:  آیاكوه  احد  را  می‌بینی‌؟  من  به  خورشید  نگریستم  تا  اینكه  روزتمام  شد.  و  من  فكرمی‌كردم‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    مرا  به  دنبال‌كاری  و  نیازی‌كه  دارد  می‌فرستد.  درجواب  ایشان‌گفتم‌:  آری‌،‌كوه  احد  را  می‌بینم‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:  چقدر  دوست  داشتم  كه  باندازه‌كوه  احد  طلا  می‌داشتم‌،  آنگاه  همه  آن  را  انفاق  می‌كردم  مگر  سه  دیناررا  بلی  اینها  چیزی  نمی‌فهمند.  تنها  در  فكرجمع‌كردن  مال  دنیا  هستند.  بخدای  سوگند  تا  وقتی‌كه  به  لقاء  الله  می‌پیوندم‌،  چیزی  ازمال  دنیا  را  از  آنان  نمی‌خواهم  و  در باره  دین  خود  نیز  ازآنان  استفتاء  نمی‌كنم‌”‌‌.

كسی كه  از  دادن  زكا‌ت  امتناع  ورزد:
باجماع  امت  اسلامی  زكات  از  جمله  واجبات  و  فرایض  دین  اسلام  است  و  از  ضروریات  دین  اسلام  بشمار  است  بگونه‌ای‌كه  اگركسی  وجوب  آن  را  انكاركند  از  دین  اسلام  خارج  و  بعنوان‌كافر  و  مرتدكشته  می‌شود،  مگر  اینكه  تازه  مسلمان  باشد  كه  درآنصورت  چون  احكام  اسلام  را،  بخوبی  نمی‌داند،  معذور  خواهد  بود.  اما  اگر  كسی  به  وجوبیت  زكات  معتقد  باشد،  ولی  از  دادن  آن  امتناع  ورزد،  اوگناهكار  می‌گردد  ولی‌كافر  نمی‌شود  و  از  اسلام  خارج  نیست‌.  بر  حاكم  واجب  است‌كه  بزور  زكات  را  از  او  بگیرد.  و  او  را  تعزیر  و  تنبیه  و  مجازات‌كند.  و  در  اینصورت  حاكم  نباید  بیش  اززكات  مقرر  را  از  او  بگیرد،  ولی  به  نظرامام  احمد  و  بنا  به  قول  قدیم  شافعی‌،  حاكم  علاوه  بر زكات  نصف  مالش  را  نیز  بعنوان  جریمه  و  مجازات  ازاو  بگیرد  -‌اگر  كسی  مال  و  دارایی  خود  را  پنهان‌كرد  تا  زكات  آن  را  ندهد.  سپس  اموال  وی  آشكار  گردید  حاكم  می‌تواند  علاوه  بر زكات  نصف  مالش  را  نیزبعنوان  جریمه  از او  بگیرد.  

چه  احمد  و  نسائی  و  ابوداود  و حاكم  و  بیهقی  از بهز بن  حكیم  و  اواز  پدرش،  روایت  كرده‌اند، ‌كه ‌گفت‌،  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    شنیدم‌كه  می‌فرمود:" في كل إبل سائمة، في كل أربعين ابنة لبون لا يفرق إبل عن حسابها من أعطاها مؤتجرا  فله أجرها، ومن منعها فإنا آخذوها وشطر ماله عزمة  من عزمات ربنا تبارك وتعالى لا يحل لال محمد منها شئ    [‌از  بابت  هر  چهل  شتر  سائمه  -‌شترانی‌كه  در  تمام  فصول  سال  ازعلف  خودرواستفاده  می كنند  -  یك  بچه  شتری‌كه  دو  سال  را  تمام‌كرده  است  و  پا  به  سه  سالگی  نهاده  باشد.  بعنوان  زكات  از  صاحب  شتران‌گرفته  می‌شود.  هیچ  شتری  از  حساب  زكات  استثناء  نمی‌شود.  هركس  به  امید  مزد  و  پاداش  از  خدا،  زكات  را  پرداخت‌كرد، او  مزد  و  پاداش  خود  را  خواهد  یافت‌،  و  هركس  از  پرداخت  زكات  امتناع  ورزید،  بی‌گمان  ما  آن  را  ازاو  می‌گیریم  ونصف  مالش  را  نیزبعنوان  جریمه  خواهیم‌گرفت‌.  این  عمل  را  بعنوان  حقی  از  حقوقات  واجب  پروردگار  بزرگ  انجام  می‌دهیم و  هیچ  چیزی  از  زكات  برای  آل  محمد  حلال  نیست‌]‌". امام  احمد  اسناد  این  حدیث  را  “‌‌صالح‌”‌ دانسته  است‌.  حاكم  ابن  حجرگفته  است‌:  حدیث “‌بهز”‌  صحیح  است‌.  بیهقی  از  امام  شافعی  روایت  كرده  است‌كه  اهل  علم  این  حدیث  را  اثبات  نكرده‌اند  و  اگر  ثابت  می‌شد  ما  بدان  عمل  می‌كردیم‌.  

اگرگروهی  و  قومی  با  اعتقاد  به  وجوب  زكات  ازپرداخت  آن  ممانعت  ورزند  واین  قوم  دارای  قدرت  