شهری‌،  و  مالش  در  شهری  دیگر  باشد،  باید  زکات  را  به  مردم  شهر  محل  آن  مال  بدهد،  چون  درآن  شهرزکات  واجب  شده  و  مستحقان  آن  شهر، بدان  چشم  دوخته‌اند. 

اگر  بعضی  از  اموال  شخصی‌،  در  شهری  باشد،‌که  خودش  سکونت  دارد  و  بعضی دیگر،  در  شهری  دیگر  باشد،  زکات  هر  قسمت  را  در  جای  خود  آن  مال  می‌دهد. تا  اینجا  درباره  زکات  اموال  بود،  اما  زکات  فطریه  را  باید  درهمان  شهری  پرداخت کرد، ‌که  واجب  می‌شود. خواه  مال‌،  ازآن  شهر  باشد  یا  خیر،  چون  زکات  به  خود  شخص  تعلق  می‌گیرد  نه  به  مال‌. اگر اشتباهی  درمصرف  زکات  پیش  آید  چه  بایدکرد؟

قبلا  ازکسانی‌که  زکات  برایشان  حلال  است  وکسانی  که  زکات  برایشان  حلال  نیست‌،  سخن‌گفته‌ایـم‌. حالا  اگر  زکات  دهنده  اشتباه  کرد  و  زکات  را  به‌کسی  داد،‌ که  زکات  برایش  حلال  نیست  وکسی  راکه  زکات  برایش  حلال  است‌،  محروم  ساخت‌،  بدون  اینکه  ازآن  آگاه  شده  باشد. سپس  برایش  روشن  شدکه  اشتباه‌کرده  است‌،  آیا  برای  اوکافی  است  و  زکات  از  ذمه‌اش‌،  ساقط  می‌گردد  یا  اینکه  زکات  بر  ذمه  او  دین  است‌،  تا  وقتی‌که  آن  را  به  مصرف  واقعی  می‌رساند؟  فقهاء  در  این  مساله  اختلاف  نظر  دارند: 

ابوحنیفه  و  محمد  و  حسن  و  ابوعبید  می‌گویند: زکات  از  عهده  او  ساقط  می‌گردد  و  لازم  نیست  زکات  دیگری  از  وی  مطالبه  شود. 
از  معن  بن  یزید  روایت  است‌که‌: پدرم  دینارهایی‌،  برای  صدقه  نزد  مردی  در  مسجد،  نهاده  بود،  من  رفتم  و  آنها  را  آوردم‌،  پدرم‌گفت‌: به  خدای  سوگند،  نمی‌خواستم  آن  را  به  تو  بدهـم‌. او  را  به  داوری‌کشیدم  و  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بردم‌. پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: “‌‌ای  یزید  به  توآنچیز  می‌رسد،‌که  قصدکردی  و  ای  معن  به  تو  نیز  آنچیزی  رسیده  است‌،  که  گرفته‌ای‌”‌‌. احمد  و  بخاری  آن  را  روایت  کرده‌اند. اگرچه  احتمال  داردکه  این  حدیث  درباره  صدقه  غیرفرضی  باشد  ولی  لفظ  “‌‌ما”‌  در  “‌‌لک  ما نوبت‌”‌  مفید  معنی  عام  است‌. البته  این‌گروه  می‌توانند،  به  حدیث  ابوهریره  نیز  احتجاج‌کنند  وآن  را  حجت  برای  خویش  قراردهندکه‌گفته  است‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: “‌‌مردی  از  بنی‌اسرائیل  گفت‌: امشب  صدقه‌ای  خواهم  داد،  شب  صدقه  خویش  را  بیرون  برد  و  بدون  اینکه  بداند،  آن  را  در  دست  دزدی  نهاد. فردای  آن  شب  مردم‌،  گفتند: فلانی  امشب  صدقه  خود  را  به  دزدی  داده  است‌. آن  مرد  گفت‌: خداوندا  ستایش  تراست‌،  صدقه  دیگری  خواهـم  داد،  پس  صدقه  خویش  را،  بیرون  برد  وآن  را  در  دست  زناکاری  نهاد. فردا  مردم‌گفتند: او  صدقه  خود  را  به  زناکاری  داده  است‌. او  گفت‌: خداوندا،  ترا  ستایش  می‌کنم  از  اینکه  آن  را  به  وی  داده‌ام‌. صدقه  دیگری  خواهـم  داد،  فردا  مردم‌گفتند: فلانی  صدقه  خود  را  به  مرد  ثروتمندی  داده  است‌. او  گفت‌: خداوندا  ترا  ستایش  می‌کنم  از  اینکه  به  دزد  و  زناکار  و  ثروتمند  صدقه  داده‌ام‌. آن  مرد  خواب  دید  و  به  وی‌گفتند: صدقه  شما  بدان  دزد  شاید  وسیله‌ای  باشد  برای  اینکه  دزدی  را  ترک‌کند،  و  صدقه  شما  نسبت  به  زناکار،  شاید  موجب‌گرددکه  او  نیز  اززنا  برگردد. وصدقه  شما  نسبت  به  آن  مرد  غنی  شاید،  موجب  عبرت  وی‌گردد  و او  نیز  از  آنچه  که  خداوند،  به  وی  داده  است  انفاق  کند“‌. به  روایت  احمد  و  بخاری  و  مسلم‌. 

و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  مردی‌که  نزد  وی  آمد  و  ازاو  تقاضای  سهمی  از  زکات‌کرد،  فرمود: "  إن كنت من تلك الاجزاء أعطيتك حقك     و  به  دو  مرد  چابک‌که  توانائی‌کار  داشتند  سهمی  از  زکات  داد  و  فرمود:  " إن شئتما أعطيتكما منها، ولاحظ فيها لغني، ولا لقوي مكتسب     [‌اگر  خواستید  ازآن  به  شما  خواهم  داد  وازآن  سهمی  نیست  برای  بی‌نیازو  نیرومندی‌که  قادر  به‌کسب  است  وکسب  دارد]"‌. در  “‌‌مغنی‌“‌گفته  است‌: اگر  حقیقت  غنی  را  معتبر  می‌دانست‌،  به‌گفته  آنان  اکتفاء  نمی‌کرد. 

مالک  و  شافعی  وابویوسف  و  ثوری  و  ابن  المنذرگفته‌اند: اگرکسی  اشتباهاً  زکات را،  به  غیر  مستحق  داد  و  سپس  روشن  شد که  اشتباه‌ کرده  است‌،  زکات  از  عهده  او  ساقط  نمی‌شود،  بلکه  باید  باردیگرآن  را  به  مستحق  بدهد. چون  او  زکات  را  به‌کسی  داده‌ که  استحقاق  دریافت  آن  را  نداشته  و  از  عهده  او  ساقط  نشده  است  همانگونه ‌که وام  انسانها  را،  نیز  تا  پرداخت  نکند،  از  عهده‌اش  ساقط  نمی‌شود. 

امام  احمد  می‌گوید: اگرکسی  به‌گمان  خود  زکات  را  به‌کسی  دادکه  او  را  فقیر  می‌پنداشت‌،  سپس  معلوم  شدکه  فقیر  نیست‌،  دو  روایت  نقل  شده  است  دایر  به  اینکه‌کافی  است  یاکافی  نیست‌. ولی  اگر  معلوم  شده‌که‌گیرنده  زکات  بنده‌،  یاکافر  یا  هاشمی  یا  خویشاوند  زکات  دهنده  است‌،  زکات  اوکافی  نیست‌. چون  تشخیص  فقیر  از  غیر  فقیر  دشوار  است‌،  ولی  تشخیص  این  اصناف  دشوار  نیست‌. قرآن  هم  می‌فرماید: " يحسبهم الجاهل أغنياء من التعفف  [1]  [کسی  که  از  حال  آنان  آگاه  نیست‌،  آنان  را  بی‌نیاز  می‌پندارد،  چون  فقر  خویش  را،  ابراز  نمی‌دارند]"‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -بقره/273	فواید‌ی  که  نياز بدانها  فر‌اوان ‌است

1-‌طنابی‌که  لباس  ناپاک  را  برآن  پهن  می‌کنند،  سپس  آفتاب  يا  باد  آنرا  خشک می‌کند،  اشکال  ندارد، ‌که  بعد  از آن‌،  لباس  پاک  را  بر آن  پهن‌ کنند.  

2-‌اگر  چیزی  بر  روی  انسان  بریزد  و  نداند که  آب  است  یا  ادرار؟  بر  وی  واجب است‌ که  از آن  سوال‌ کند،  و اگر پرس  و  جو  نمود،  بر مسؤول  واجب  نیست‌ که  به  وی پاسخ  دهد،  اگرچه  بداند که  آن  ناپاک  بوده  است‌،  بر  او  نیز  واجب  نیست‌ که  آنرا بشوید.  

٣-  اگر  شب  پای  انسان  یا  دامنش  به  چیز  مرطوبی  برخورد کرد  و  او ندانست‌ که  است‌؟  بر  وی  واجب  نیست  که  آنرا  بو كند  و  به  دنبال  شناخت  آن  باشد،  زیرا  رو‌ایت  شده  است‌ که  عمر رضي الله عنه روزی  از جائی  مي‌گذشت‌ که  چیزی  از  ناودان  بر وی ریخت‌،  یکی  از همراهان  وی  از صاحب  ناودان  پرسید که  آن  آب  پاک  بوده  است  یا ناپاک؟  عمر گفت: ‌‌"ای  صاحب  ناودان‌،  به  ما  نگو،  و  رفت"‌.  

٤-‌واجب  نيست  آنچه  را که ‌گل  و  لای  راهها  بدان  برخورد کند،  بشویند. کمیل  بن  زیاد گفته  است‌:  "‌علی رضي الله عنه  را  دیدم ‌که  پاهایش  با گل  و  لای  باران  آلوده  بود  سپس  به  مسجد  در آمد  و  نماز  خواند،  بدون  اینکه  پاهایش  را  بشوید“‌.

٥-  هرگاه  انسان  نمازش  را  به  پایان  برد  و  بعد  از  آن  نجاستی  را  روی  لباس  یا  بدن  خود  دید که  قبلاً از  آن  آگاه  نبود،  یا  اینکه  آگاه  بوده  ولی  فراموش‌ کرده  بود،  یا  فراموش نکرده  بود  لیکن  نمی‌توانست  آنرا  از  بین  ببرد،  در  همه‌ي این  حالات  نمازش  صحیح  است  و ‌ا