م  و روایت  دومی  از امام  مالک  می‌گویند:  

 وقت  وجوب  زکات  فطر طلوع  فجر روز عید  فطر است‌.

فایده  اختلاف  در  آنست‌که  آیا  بچه‌ای‌که  پیش  از  طلوع  فجر  روز  عید  و  بعد  از  غروب  خورشید  آخرین  روزرمضان  متولد  شد،  زکات  فطریه  بروی  واجب  است  یا  خیر؟  بنا  به  رای  اول  زکات  فطریه  واجب  نیست  چون  بعد  ازوقت  وجوب  آن  زاده  شده  است‌.  و  بنا  به  رای  دوم  زکات  فطریه  وی  نیزواجب  است  چون  پیش  ازوقت  وجوب  آن  زاده  شده  است‌.تعجیل  در  پرداخت  زکات  فطریه  و  پرداخت ‌آن  پیش  از  وقت  وجوب:

جمهور  فقهاء  برآن  هستندکه‌:  یک  روز  یا  دو  روز  پیش  از  عید  می‌توان  زکات فطریه  را  پرداخت‌کرد.  
عبدالله  ابن  عمرگفت‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  ما  دستور  دادکه  زکات  فطریه  را،  پیش  از  بیرون  رفتن  برای  نماز  عید  بپردازیم‌‌“‌.

نافع‌ گفته  است‌:  ابن  عمرهمواره  یک  روز  یا  دو  روزپیش  از  عید  زکات  فطریه  را  پرداخت  می‌کرد.  برای  پرداخت آن  پیش  از  عید  بیشتر  از  دو  روز  اختلاف  است‌:  امام  ابوحنیفه  می‌گوید:  می‌توان  آن  را  پیش  از  ماه  رمضان  پرداخت‌.  امام  شافعی  گفته  است‌:  از  اول  ماه  رمضان  به  بعد  می‌توان  آن  را  پرداخت‌.

امام  مالک  و  مشهور  مذهب  امام  احمد:  فقط  یک  یا  دو  روز  پیش  ازعید  می‌توان  آن  را  پرداخت‌.

همه  پیشوایان  فقه‌،  معتقدند،‌که  بعد  ازاینکه  زکات  فطریه  واجب‌گردید  با  تاخیر  انداختن  آن  ساقط  نمی‌گردد،  بلکه  بصورت دین  و  وام  در  ذمه  شخصی‌که  بر  وی  واجب  شده  است‌،  باقی  می‌ماند  تا  زمانی‌که  آن  را  پرداخت‌کند  ولو  اینکه  درآخر  عمرش  باشد.  و  اتفاق  دارند،براینکه  تاخیرآن  از  روز  عید  فطر  جایز  نیست‌.  لیکن  از  ابن  سیرین  و  نخعی  روایت  شده  است‌که‌گفته‌اند:  تاخیرآن  از  روز  عید  فطر  جایز   است‌.  امام  احمد  گفته  است‌:  امید  است‌که  اشکالی  نداشته  باشد.  ابن  رسلان‌گفته  است‌:  باتفاق  این  تا‌خیر  حرام  است‌،  چون  تاخیر  زکات‌گناه  است  و  فطریه  نیز  زکات  است‌،  پس  همانگونه  که  تاخیر  نماز  واجب  از  وقت  آن‌گناه  و  حرام  است‌،  تاخیر  فطریه  از  روز  عید  نیز  حرام  وگناه  است‌.  قبلا  نیزگفتیم‌که  در  حدیث  آمده  است‌:" من أداها قبل الصلاة، فهي زكاة مقبولة، ومن أداها بعد الصلاة، فهي صدقة من الصدقات  [هرکس  آن  را  پیش  ازنمازعید  پرداخت‌،  زکات  او  پذیرفته  است‌،  و  هرکس  آن  را  بعد از  نماز  عید  پرداخت‌،  او  یک  صدقه  معمولی  پرداخته  است‌]‌"‌.مصرف  زکات ‌فطریه‌:  

زکات  فطریه  به  همان  اصنافی  داده  می‌شودکه  بدانان  زکات  داده  می‌شود  و  در  آیه‌:"  إنما الصدقات للفقراء و المساکین...[1]"  ،  ذکر  شده‌اند.

پرداخت  آن  به  فقراء  بهتر  از  دیگران  است‌،  چون  در  حدیث  آمده  است  که‌: پیامبر صلی الله علیه و سلم    زکات  فطریه  را  واجب  نمود،  تا  بدینوسیله  روزه‌گیرنده  ازگناه  سخنان  یاوه و  زشت  پاکیزه‌گردد،  و  خوراکی  نیز  نصیب  درماندگان  و  مساکین  شود.  

و  بیهقی  و  دارقطنی  از  ابن  عمر  روایت  کرده‌اند،‌که  گفته  است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    زکات  فطریه  را  فرض  نمود  و  فرمود:"  أغنوهم في هذا اليوم  [‌در  این  روز  فقیران  را  بی‌نیاز کنید  ]‌".  

در  روایت  دیگری  از  بیهقی  آمده  است‌:" أغنوهم عن طواف هذا اليوم  [‌آنان  را  از  طواف  امروز  بی‌نیازکنید  (‌یعنی  نگذارید  امروزگدائی  کنند  و  برای  سیرکردن  شکمشان  این  در  و  آن  در  بروند)‌]"‌.

قبلا گفتیم ‌که  محل  توزیع  آن ‌کجا  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -توبه/60.آیا  می‌توان  به  شخص  ذمی  زکات  فطریه  داد؟‌

زهری  و  ابوحنیفه  و  محمد  و  ابن  شبرمه  روا  داشته‌اندکه  فطریه  به  ذمی  داده  می‌شود،  چون  خداوند  می‌فرماید:" لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين ولم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم وتقسطوا إليهم إن الله يحب المقسطين  [1]  [خداوند  شما  را  منع  نمی‌کند  ازاینکه  نیکی‌کنید  وعدالت  بورزید  نسبت  به‌کافرانی‌که  درراه  دین  با  شما  نجنگیده‌اند  و  شما  را  از  دیارتان  بیرون  نکرده‌اند،  بی‌گمان  خداوند  دوست  دارد  عدالت  پیشگان  را]"‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -ممتحنه/8.قضای  حاجت

برای  قضای  حاجت  آدابی  است‌ که  بشرح  زیر  خلاصه  مي‌شود:

1-  نباید  شخص  چیزی  را که  اسم  “‌الله‌“‌  در  آن  است‌،  همراه  داشته  باشد،  مگر  اینکه  از ضایع  شدن  آن  ایمن  نباشد  یا  اسم  “‌‌الله‌“‌  در دعائی  باشد که  همراه  وی  است‌،  زیرا  انس‌ رضي الله عنه  گفته  است‌:  (أن النبي صلى الله عليه وسلم لبس خاتما نقشه محمد رسول الله، فكان إذا دخل الخلاء وضعه،  [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم  انگشتری  بدست  داشت‌ که  روی  نگین  آن  “‌محمد  رسول  الله‌“  کنده  شده  بود،  هر وقت  به  محل  قضای  حاجت  می‌رفت  آنرا  از دست  بیرون  می‌آورد  و  می‌گذاشت‌]‌‌.  چهار  نفر  از  محدثین  بزرگ  آنرا  روایت‌ کرده‌اند.  حافظ‌ گفته  است‌ که  این  حدیث  “‌‌معلول‌“‌  است‌،  و  ابوداود گفته  است‌:  “‌‌منکر”‌  است  و  جزء  اول  آن صحیح  است‌.

2-  باید  از  دید  مردم  دور  شد  و  خود  را  پنهان ‌کرد،  بویژه  بوقت  قضای  حاجت  بزرگ،  تا کسی  صدا  و  بوی  آنرا  نشنود.  جابر رضي الله عنه  گفته  است‌:  (خرجنا مع النبي صلى الله عليه وسلم في سفر فكان لا يأتي البراز حتى يغيب فلا يرى)   [‌در  سفری  همراه  پیامبر صلي الله عليه و سلم  بیرون  رفتیم‌،  ایشان  به  محل  قضای  حاجت  نمی‌رفتند  مگر  اینکه  از  دیده‌ها  پنهان  باشند  و  دیده  نشود]‌‌.  ابن  ماجه  آنرا  روایت ‌کرده  است‌.  ابوداود  متن  حدیث  را  چنین  روایت‌ کرده  است‌:  (كان إذا أرك البراز انطلق حتى لا يراه أحد)  [هرگاه  مي‌خواست  به  محل  قضای  حاجت  برود،  می‌رفت  تا  از  دید  همه  ناپدید  می‌شد]‌‌.  باز  هم  او  روایت‌ کرده  است‌:  (أن النبي صلى الله عليه وسلم كان إذا ذهب المذهب أبعد). [پیامبر صلي الله عليه و سلم هرگاه  بدان  محل  می‌رفت  دور  می‌رفت‌].

٣-‌بوقت  داخل  شدن  در  ساختمان  محل  قضای  حاجت  و  در  فضای  باز  بوقت  بالا  زدن  لباس‌،  بایستی  با  صدای  آشکار  “تسمیه‌“‌  و  “‌‌استعاذه‌‌“‌ گفت  (‌بدان  شیوه‌ که  در  حدیث  زیر نقل  مي‌شود)‌،  زیرا  انس رضي الله عنه گفته  است‌:  پیامبر صلي الله عليه و سلم  هر وقت  مي‌خواست  به  محل  قضای  حاجت  برود  مي‌گفت‌: : (بسم الله، اللهم إني أعوذ بك من الخبث  والخبائث)  [‌بنام  الله‌،  خداوندا  به  تو  پناه  می‌برم  از  شیاطین  نر  و  ماده  و  از  پلیدی  و  پلیدیها]‌‌.  همه‌ي محدثین  آنرا  روایت کرده‌اند. 

٤-‌در  محل  قضای  حاجت  باید  از  هر  نوع  حرف  زدن  خودداری ‌کرد  خواه  ذکر  باشد  یا  غیرآن‌،  پس  نباید  جواب  سلام  و  جواب  موذن  را  داد،  مگر  اینکه  حرف  زدن  ضروری  باشد  مانند  راهنمائی ‌کوری ‌که  خوف  هل