ت  مستغلات  بسیار  متفاوت  است‌ [1]‌.  فقهاء  در  این باره  به  دوگروه  تقسیم  می‌شوند:  

گروه  اول‌:  این‌گروه  می‌گویند:  اموال  زکوی  وسیله  پیامبر صلی الله علیه و سلم    مشخص  و  معین گشته  است‌،  بنابراین  مستغلات  و  اموال  کرایه‌ای‌،  اموال  زکوی  نمی‌باشند.  و  فقهای  مسلمین  طی  ادوار  مختلف‌،  رای  به  وجوب  زکات  در  آنها  را  نداده‌اند  و  بصراحت گفته‌اند: ‌که  ازخانه‌های  مسکونی  و  ابزار  حرفه  و کسب  و  چهارپایان  سواری  و  اسباب  و  اثاث  منزل‌،  زکات  واجب  نیست‌.  بنابراین‌،  به  رای  این  گروه‌،  ازکارخانجات  تولیدی  و  ساختمانهای  بزرگ  و  آپارتمانها  و  آسمان  خراشها  و  ماشینهای ‌کرایه‌ای  و  هواپیماها  وکشتیهای  تجارتی  و  حمل  و  نقل‌ کالا  و  مسافر،  زکات  واجب  نیست‌.  اگرچه  درآمد  آنها  فراوان  و  سرشار  هم  باشد!!.  

 ولی  اگر  درآمد  آنها،  وصول  و  یکسان  بر  آن  بگذرد،  حکم  زکات  نقدین  دارد  و  شرایط  مدون  آن  بر  آنها  جاری  می‌گردد.  و  اگر  تا  پایان  سال  حدنصاب  یا  آنچه‌که  نصاب  راکامل  می‌کند  باقی  نماند  چیزی  بر  صاحبان  آنها  واجب  نیست‌!!.  این  رای  از  قدیم  معروف  بوده  و  بعضی  از  سلف  بدان  رای  داده‌اند.  و  ابن  حزم  اندلسی  و  شوکانی  و  صدیق  حسن  خان  آن  را  پذیرفته‌اند  تا  جائیکه‌گفته‌اند  ازکالاهای  تجارتی و  میوه‌جات  و  سبزیجات  زکات  واجب  نیست‌.!!  

گروه  دوم‌:  می‌گویند:  باید  ازهمه  مستغلات  زکات  داده  شود.  بعضی  ازمالکیها  و  حنبلی‌ها  و  بعضی  از  شیعه  زیدیه  و  بعضی  از  استادان  معاصر  مانند  ابوزهره  و  عبدالوهاب  خلاف  و  عبدالرحمن  حسن  نیز  این  رای  را  پذیرفته‌اند.  من  نیز  -‌دکتر  یوسف  قرضاوی  -‌بدلایل  زیراین  رای  را  می‌پذیرم‌:

1-‌خداوند  در  هرمالی  حقی  یا  زکات  یا  صدقه‌ای  واجب  نموده  است‌: "‌والذین  فی  ا‌موالهم  حق  معلوم [2]‌،  و " خذ من أموالهم صدقة... [3]‌،  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌فرماید:  ’‌’  ادوا  زکاة ا‌موالکم‌"،  در  این  نصوص‌کلمه  مال  بطور  مطلق  و  بدون  فرق  میان  اموال‌،  بکار  رفته  است‌.  ابن  عربی  می‌گوید:  کلمه  اموال  عام  و  مفهوم  فراگیر  دارد،  اگرکسانی  بخواهند  آن  را  تخصیص  بدهند،  باید  دلیل  داشته  باشند.

2-‌علت  وجوب  زکات  در  اموال‌،  نمو  و  افزایش  و  بهره‌دهی  آنها  است‌.  همانگونه  که  فقهاء‌گفته  و  در  قیاس  بدان  عمل‌کرده‌اند  و  اکثریت  قریب  باتفاق  فقهاء  باستثنای عده  اندکی  از  ظاهریه  و  معتزله  و  شیعه  چنین‌ گفته‌اند.  بنابراین  از  خانه  مسکونی  شخصی  و  لباس  شخصی  وزینت‌آلات  و  جواهرات  معمولی  و  وسایل‌ کار  و کسب  و  اسبان  جهاد  و  اشتران  و گاوان ‌که  از  آنها  کار  می‌کشند،  زکات  را  از  آنها  واجب  ندانسته‌اند.  چون  آنها  برای  افزایش  درآمد  و  بهره‌دهی  نیستند.  پس  اگر  علت  وجوب زکات  بهره‌دهی  و  نمو  مال  باشد،  هرجا  این  علت  وجود  داشته  باشد،  وجوب  زکات نیز وجود  خواهد  داشت‌،  و  برعکس  نیز.  

 ٣-‌فلسفه  و  حکمت  تشریع  زکات‌که  تزکیه  نفس  و  تطهیرو  پاک  سازی  صاحبان  مال  از  بیماری‌های  روحی  بخل  و  حسد  است  و  همچنین‌کمک  و  مساعدت  به  نیازمندان  و  سهیم  بودن  درحمایت  ازدین  ودولت  اسلامی  وکمک  به  انتشار دعوت اسلامی  است‌،  بنابراین  ایجاب  می‌کند  که  صاحبان  اموال‌،  احتیاط  کرده  و  روح  و  نفس  خویش  را  تزکیه  و  تطهیر نموده  و  به  فقراء  و  نیازمندان  و  دین  و  دولت  اسلامی کمک  نمایند.  پس  بهتر  است‌ که  زکات  را  در  همه  اموال  واجب  بدانند. کاشانی ‌گفته  است‌:  فرضیت  پرداخت  یک  دهم  از  محصولات  زمین‌،  از  نظر  دلالت  عقلی  بدان  علت  است‌که  ازوجود  نعمت  خدا  سپاس  بعمل  آید،  و  بینوایان  قادر  به  زندگی  و  انجام  فرایض  و  تکالیف  خویش‌گردند.  و  صاحبان  اموال‌،  باید  از  بیماری‌های  بخل  و  حسد  و  طمع  وگناه  پاکیزه‌گردند.  و  این‌کار  شرعا  و  عقلا  لازم  است‌.  ‌“‌پایان  سخن  کاشانی‌“‌.

آیا  معقول  است‌که  شرعا  و  عقلا  لازم  باشد  صاحبان  محصولات‌کشاورزی  و  میوه‌ها،  خویش  را  با  پرداخت  زکات  از  بیماری  بخل  و  طمع  وگناه  پاک  سازند  ولی  صاحبان  کارخانجات  بزرگ  و  ساختمانها  و  آپارتمانها  و  آسمانخراشها  و کشتیها  و  هواپیماها  و  ماشین‌ها  و  امثال  آن  که  چندین  برابر  صاحبان  فراورده‌های  دامی  و  کشاورزی  و  باغات  درآمد  دارند،  شرعاً  و  عقلا  موظف  به  چنین  عملی  نباشند،  در  حالیکه  زحمات‌کمتری  نیز  می‌کشند؟‌!!  

نقد  دلایل کسا‌نیکه  زکا‌ت  مستغلات  را  واجب  نمیدانند:
آنان  می‌گویند:  تنها  از  چیزهایی  زکات‌گرفته  می‌شودکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    ازآنها  زکات گرفته  باشد.  در  جواب  می‌گوئیم‌:  عدم  تصریح  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به‌گرفتن  زکات  از  مالی‌،  دلیل  برعدم  وجوب  آن  نیست‌،  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    تنها  ازاموال  نامیه‌ای  نام  برده  است‌که  درجامعه  عربی  آن  روز،  وجود  داشته  است  مانند  شتر  وگاو  وگوسفند  وگندم  و  جو و  خرما  و  مویز  و  مسکوکات  نقره‌ای‌.  با  این  حال‌،  مسلمانان  با  قیاس  بر  این  اموال‌،  زکات  اموالی  راکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    ازآنها  اسم  نبرده  است  نیز  واجب  می‌دانند.  چه  آنان  به  مفهوم  عام  وفراگیرنصوص  عمل‌کرده  و  فلسفه  وجوب  و  علت  فرضیت  زکات  را مورد  توجه  قرار  داده‌اند:  

الف  -  امام  شافعی  در  ‌“‌الرساله‌‌“  درباره  زکات  طلا  می‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   زکات  مسکوکات  نقره‌ای  را  فرض  نموده  است‌.  مسلمانان  بعد  ازپیامبر صلی الله علیه و سلم    ازشمش  طلا  نیز زکات‌گرفته‌اند.  یا  حدیثی  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بدانان  رسیده  است‌که  ما  آن  را  ندیده‌ایم  و  یا  اینکه  از  روی  قیاس  این  عمل  را  انجام  داده‌اند.  چون  مردم  پیش  از  اسلام  و  بعد  ازآن  طلا  را  نیز  همچون  نقره  می‌اندوختند  و  در  داد  و  ستد  بعنوان  بهای‌کالا  آن  را  بکار  می‌بردند.  ‌“‌پایان  سخن  امام  شافعی‌“‌.

احتمال  اینکه  حدیثی  در  اینباره  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    رسیده  و  امام  شافعی  آن  را  ندیده  باشد،  بسیار  ضعیف  است‌.  بنابراین  باید  به  قیاس  عمل‌کرده  باشند.

قاضی  فقیه  ابوبکر  ابن  العربی  در  شرح  ترمذی‌گفته  است‌:  چون  بیشترین  معاملات  و  داد  و  ستد  مردم  با  مسکوکات  نقره‌ای  بود،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نقره  و  حدنصاب  زکات  و  مقدارزکات  آن  را  ذکرفرموده  است  و  ازطلا  و  امثال  آن  نامی  نبرده  است  چه  آنها  را  به  قیاس  برنقره  می‌توان  فهمید.

ب  -‌نص  صریحی  درباره  وجوب  زکات  ازکالاهای  تجارتی  نیامده  است‌.  با  این  حال‌،  ابن  المنذر گفته  است‌:  به  اجماع  علما  از کالاهای  تجارتی  زکات  واجب  می‌باشد  و  بجز  علمای  ظاهریه‌ کسی  با  وجوب  زکات  از کالاهای  تجارتی  مخالفت نکرده  است  و  ظاهر