  میت  پذیرائی  نمایند.  زیرا  سنت  و  عمل  اهل  خیر  است‌.  دانشمندان  می‌گویند  مستحب  است‌که  بر  آنان  اصرار کرد  که  غذا  بخورند  مبادا  از  روی  شرم  و  حیا  و  اندوهگینی  از خوردن  غذا  خودداری ‌کنند  و  ضعیف  و  لاغر  شوند.  ولی  جایز  نیست  از  زنان  نوحه‌گر،  پذیرائی  نمود.  زیرا  اعانه  بمعصیت  است‌.  پیشوایان  فقه  مکروه  می‌دانند  که  خانواده  میت  برای  دیگران  طعام  درست‌کنند  و  پذیرائی  نمایند،  زیرا  این  کار  علاوه  بر  خسارت  و  زیان‌،  بر  مصیبت  وگرفتاری  آنان  می افزاید  و  رفتاری  است  مانند  رفتار  مردمان  جاهلیت‌.  جریرگفته  است‌:  ما  جمع  شدن  در  خانه  میت  و  غذا  خوردن  بعد  از  دفن  در  خانه  وی  را،  از  جمله  نوحه‌گری  می‌دانیم‌.  بعضی  از  علماء  این  عمل  را  حرام  می‌دانند.  ابن  قدامه‌گفته  است  اگر  این  کار  بجهت  نیاز  و  ضرورت  باشد.جایزاست‌،  زیراگاهی‌کسانی  برای  تسلیت  و  مراسم  بخاک  سپاری  از  شهرها  و  روستاها  و  مناطق  دوردست  بخانه  میت  می‌آیند  و  شب  می‌مانند،  لذا  نمی‌توان  از  پذیرائی  آنان  خودداری  نمود.آما‌ده  سا‌ختن کفن  و گور  پیش ‌از  مرگ  جا‌یز  میبا‌شد

امام  بخاری  تحت  عنوان‌: ‌“‌کسانی‌که  در  زمان  پیامبر صلی الله علیه و سلم    کفن  خود  را  آماده‌کرده  و مورد  انکار  واقع  نشده‌اند‌“  از  سهل  روایت‌کرده  است‌که  زنی  یک  قطعه  پارچه  بافته  شده  را،  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آوردکه  یکنوع  عبا  ولباس  پشمینه  بود  وگفت‌:  آن  را  با  دستان  خود  بافته‌ام  و  آورده‌ام  تا  به‌کسی  بپوشانم‌.  پس  پیامبر صلی الله علیه و سلم   که  بدان  نیازمند  بود،  آن  را  گرفت  و  برای  خود  از  آن  لباسی  دوخت‌.  یکی  از  یاران  آن  را  پسندید  و  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  چقدرزیبا  است‌،  آن  را  به  من  بده‌.  مردم‌‌گفتند:‌کارخوبی  نکردی‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  را  پوشیده  و  بدان  نیاز  داشت  و  تو  می‌دانی‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به‌کسی  جواب  رد  نمی‌دهد  و  آن  را  از  او  درخواست‌کردی‌.  آن  شخص‌گفت‌:  بخدای  سوگند  آنرا  برای  پوشیدن  تقاضا  نکردم‌،  بلکه  آن  را  برای‌کفن  خود  می‌خواهم‌.  سهل‌گوید:  سرانجام  آن  پارچه کفن  وی  شد.

حافظ‌گفته  است‌:  بخاری  قید: "‌فلم‌  بنکر  علیه"  را  آورده  است  تا  اشاره‌ای  باشد  بدینکه  انکاری‌که  واقع  شده  ازطرف  اصحاب  بدین  جهت  بوده  است‌که  آن  پارچه  را  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    درخواست  نمود.  ولی  وقتی  که‌گفت‌:  آنرا  برای  کفن  خود  می‌خواهم‌،  دیگرکسی  بر  وی  انکار  نکرد.  از  آن  برمی‌آید  که  انسان  می‌تواند،  کفن  و  امثال  آن  را  پیش  از  مرگ  تهیه‌کند.  و  این  سئوال  پیش  می‌آیدکه  آیاکندن  قبر  هم  پیش  از  مرگ  جایز  است‌؟  سپس  می‌گوید:  ابن  بطال‌گفته  است‌:  از  این  حدیث  مستفاد  می‌گرددکه  می‌توان  هر  چیز  مورد  نیاز  را  پیش  از  مرگ  آماده  ساخت‌.  سپس  ادامه  می‌دهد  و می‌گوید:‌گروهی  از  افراد  صالح  پیش  ازمرگشان  برای  خودگورکنده  بودند،  ولی  زین  بن  خیرگفته  است‌:  هیچیک  ازیاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم    پیش  از  مرگ  برای  خودگورنکنده‌اند.  اگر  این‌کار  مستحب  می‌بود،  آنان  چنین‌کاری  را  می‌کردند.

عینی‌گفته  است‌:  ازاینکه  هیچ‌کس  ازاصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم    این  عمل  را  انجام  نداده  است‌،  لازم  نمی‌آیدکه  جایزهم  نباشد،  زیرا  هرچیزی‌که  مسلمانان  آن  را  نیکو  بدانند  آن  چیزنزد  خداوند  نیزنیکو  است‌،  بویژه  اگرگروهی  از  علمای  برگزیده‌،  آن  را  انجام  داده  باشند.  امام  احمدگفته  است‌:  اشکال  نداردکه  انسان  زمینی  را  برای  جای‌گورش  خریداری‌کند  و  توصیه  نمایدکه  اورا  درآنجا  دفن‌کنند.  ازحضرت  عثمان  و  حضرت  عایشه  و  عمر  بن  عبدالعزیز  روایت  شده  است‌که  چنین‌کاری  را کرده‌اند.

مستحب  است‌که  انسا‌ن ‌آرزو کند  درحرم  مکه  ی  حرم  مدینه  بمیرد  مستحب  است‌که  انسان  آرزوی  مرگ  در  یکی  از  حرمین  شریفین  را  بنماید.  زیرا  بخاری  از  حضرت  حفصه  روایت‌کرده  است‌که  حضرت  عمر  بن  خطاب‌گفت‌:  

“‌خداوندا  شهادت  در  راهت  را  نصیبم‌ کن‌.  و  مرگم  را  در  شهر  پیامبرت‌ صلی الله علیه و سلم   قرار  بده‌.  من  به  وی‌گفتم‌:  اینکار  چگونه  است‌؟  اوگفت‌:  اگر  خدا  بخواهد  آن  را  روزی  من‌،خواهد  ساخت‌.  

طبرانی  از  جابر  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" من مات في أحد الحرمين بعث آمنا يوم القيامة     [‌هرکس  دریکی  از  حرمین  شریفین  بمیرد،  ازعذاب  روزقیامت  ایمن  خواهد  بود]‌’‌’‌.  در  اسناد  این  حدیث  موسی  بن  عبدالرحمن  می‌باشد  که‌-  ابن  حبان  او  را  از  جمله  اشخاص  موثوق  به  ذکرکرده  است‌.  دراسناد  این  حدیث  عبدالله  بن  المومل  نیزهست‌که  امام  احمد  او  را  ضعیف  دانسته  و  ابن  حبان  او  را  موثوق  به  دانسته  است‌.مرگ  مفا‌جا‌ت =  مرگ  نا‌گها‌نی

ابوداود از  عبید  بن  خالد  سلمی  -‌یكی  ازاصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم    روایت‌كرده  است ‌كه  او  یكبار  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    و  یكبار  از  عبید  روایت ‌كرده  است‌:"  موت الفجأة أخذة آسف   [1]  [مرگ  مفاجات  جان‌ گرفتن  با  خشم  است‌]"‌.  این  حديث  از  عبدالله  بن  مسعود  و  انس  بن  مالك  و  ابوهریره  و  عایشه  نیزروایت  شده  است‌كه  درآن  جای  سخن  است‌.  ازدی گفته  است  اسناد  این  حدیث  طرق ‌گوناگون  دارد  و  هیچكدام  بمرتبه  حدیث  صحیح  نرسیده‌اند.  رجال  اسناد  حدیث  عبیدكه  ابوداود  آنها  را  بیرون  آورده  است  موثوق  به  می‌باشند.  اگرچه  “‌موقوف‌”  است  ولی  اشكالی  ندارد  زیرا  رای  اشخاصی  مثل  او  جای  سخن  نیست  بویژه‌ كه  یكبار آن  را  بصورت  “‌مسند”  آورده  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - بدانجهت  مرگ  ناگهانی  را  دوست  ندارند  چون  بیماری‌كفاره‌گناهان  است  و  سبب  میگرددكه  انسان توبه‌كند  و  به  عمل  صالح  روی  آورد.ثواب‌ كسی‌ كه  فرزندش  بمیرد

1-‌بخاری  از  انس  روایت‌كرده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:" مامن الناس من مسلم يتوفى له ثلاثة لم يبلغوا الحنث (3) إلا أدخله الله الجنة بفضل رحمته إياهم    [‌هر  مسلمانی‌كه  سه  تا  بچه‌اش‌كه  به  سن  بلوغ  نرسیده  باشند،  پیش  از  خودش  بمیرند،  خداوند  بخاطر  ترحم  برآن  بچه‌ها  او  را  به  بهشت  می‌برد]"‌.

٢-‌بخاری  و  مسلم  از  ابوسعید  خدری  روایت  كرده‌اند  كه‌گفت‌:  روزی  زنان  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفتند:  روزی  را  برای  موعظه  ما  قرار  بده‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  موعظه‌اش  فرمود:" أيما امرأة مات لها ثلاثة من الولد كانوا لها حجابا من النار  [هر  زنی‌كه  سه  تا  بچه‌اش    پیش  از  وی  بمیرند  این  بچه‌ها  برای  او  در  برابرآتش  دوزخ  پرده‌ای  خواهند  شد  و  مانع  ورود  وی  به  دو