هند  شد.  و  این‌کار  در  جامعه  اسلامی  مدیون  همین  قانونگذاری  اسلامی  است‌.

براستی  در  میان  جوامعی‌که  چند  همسری  را  حرام‌کرده  و  ممنوع  می‌دانند  مشاهده  شده  است  که‌:  

1-‌فسق  و  فجور  شایع‌گردیده  وگسترش  یافته  است‌،  تا  جائی‌که  در  بعضی  جاها  تعداد  زنان  فاحشه  و  بدکاره‌،  بیش  از  زنان  شوهرکرده  و  دارای  شوهر  می‌باشد.  

2-‌بدیهی  است  اینکار  موجب  می‌شودکه  تعداد  فرزندان  نامشروع  فزونی  بیشتری  داشته  باشد.  حتی  در  بعضی  مناطق  تعداد  فرزندان  نامشروع  (‌پنجاه  درصد  ( 50%‌)  بیش  از  فرزندان  مشروع  است‌.  در  ایالات  متحده  آمریکا  هر  سال  بیش  از  دویست  هزار  فرزند  نامشروع  و  غیرقانونی  متولد  می‌شوند.  در  روزنامه  “‌الشعب‌”  ماه  اوت  ١٩٥٩  میلادی  آمده  است  که‌:  “‌آمار  وحشتناک  فرزندان  نامشروع  در  ایالات  متحده  بار  دیگر  موضوع  انحطاط  سطح  اخلاق  در  آمریکا  و  بدوش‌کشیدن  بار  سنگین  مالیات  دهندگان  آمریکائی  را،  مطرح  ساخته  است  و  مورد  جدال  و  سر  و  صدا  قرارگرفته  است  چون  باید  بارسنگین  تامین  هزینه‌ای  طاقت  فرسای  این  سپاه  فرزندان  نامشروع  را  بدوش‌کشند  و  جای  شگفتی  نیست‌که  اینگونه  نگران  و  پریشان  خاطر  باشند،  زیرا  تعدادشان  سالیانه  از  مرز  دویست  هزارگذشته  است‌.

در  رویاروئی  با  این  مشکلات‌،  مقامات  رسمی  در  بعضی  جوامع  مسئله  عقیم  کردن  زنانی‌که  ازتعالیم  و  رهنمودهای  دینی  سرپیچی  می‌کنند  را،  بررسی  می‌نمایند  (‌یعنی  چاره  را  در  این  می‌بینندکه  اینگونه  زنان  عقیم  شوند  تا  از  تعداد  فرزندان  نامشروع  کاسته  شود)‌.  

و  در  بعضی  جاهای  دیگر  پیرامون  پیشنهاداتی‌،  مباحثه  و  مجادله  در  جریان  است  که  بموجب  آنها،  باید کمک  بزنانی ‌که  بیش  از یک  بچه  نامشروع  بدنیا  می‌آورند،  قطع  گردد.  وزارت  بهداشت  و  آموزش  و  امور  اجتماعی  ایالات  متحده  می‌گوید:

مالیات  دهندگان  آمریکائی‌،  امسال  باید  برای  تامین  هزینه  نگاهداری  فرزندان  نامشروع‌،  بارسنگین  مبلغ  (  ٠  ٢١)  میلیون  دلار  را  بدوش‌کشند  یعنی  برای  هرکودک   ماهیانه  ٢٧  دلار  و  ٢٩  سنت‌.  بموجب  آمارهای  رسمی‌،  تعداد  آمار  این‌گونه  فرزندان  نامشروع‌،  از  هفتاد  و  هشت  هزار  و  نهصد  نفر  در  سال  ١٩٣٨  بتعداد  دویست  و  ده  هزار  و  هفتصد  نفردر  سال  ١٩٥٧  افزایش  یافته  است‌.  و  در  سال  ١٩٥٨  وزارت  امور  اجتماعی  تعداد  اینگونه  اطفال  را،  دویست  و  پنجاه  هزار  نفر  ذکرکرده  است‌،  ولی  آگاهان  معتقدند  که  رقم  صحیح  آن  اطفال‌،  خیلی  بیش  از  این  تعداد  می‌باشد.  از  آخرین  آمارها  چنین  برمی‌آید،‌که  میانگین  تولید  فرزندان  نامشروع  در  طی  دو  نسل  اخیر،  در  هریک  هزار  نفر  سه  برابر  افزایش  یافته  است  و  این  مطلب  توام  با  افزایش  تعداد  پسران  و  دختران  در  شرف  بلوغ‌،  موجب  خطر  بیشتری  می‌باشد.

و  دانشمندان  جامعه‌شناس‌،  حقیقت  دیگری  را  اعلام  کرده‌اند،‌که  بموجب  آن‌،  خانواده‌های  ثروتمند  معمولا  تولد  فرزند  نامشروع  دختران  خود  را  پنهان  می‌کنند  و  بآرامی  و  بدون  سر  و  صدا  آن  بچه  را  بخانواده  دیگری  می‌سپارند  تا  آن  را  بفرزند خویش  بپذیرند.  پایان  نوشته  رورنامه  "الشعب‌”‌.

٣-‌بثبوت  رسیده  است‌که  این  پیوندهای  نامشروع  آلودگی  جنسی‌،  موجب  بروز  بیماریهای  جسمی  و  عقده‌های  روانی  و  نابسامانی‌های  عصبی  می‌گردد.  

٤-‌از راه  این  تماسهای  جنسی  نامشروع  عوامل  سستی  و  ضعف  وانحلال  و از هم  گسیختگی‌ روانی  به همه  سرایت ‌می‌کند.

5-اساس  پیوندهای  محکم  و  استوار  بین  زن  و  شوهر  ازهم‌گسیخته  می‌شود  و  زندگی  زناشوئی  دچار نابسامانی  و آشفتگی  می‌گردد  و  روابط  و  پیوندهای  خانوادگی  آنقدر  از  هم  گسسته  می‌شود،  که  چیزی  باارزش  بحساب  نمی‌آید.  و  اصولا  نظام  خانواده  متلاشی  می‌گردد.

6-شجره  صحیح  نسب‌،  تباه  می‌شود  تا  جائیکه  شوهرنمی‌تواند  با  جزم  و  یقین  بگوید:  این  فرزندانی‌که  اوآنان  را  پرورش  می‌دهد،  براستی  از  نطفه  صلبی  او  هستند.  این  مفاسدی‌که  برشمردیم  و  مفاسد  دیگری  از  این  قبیل‌،  نتیجه  طبیعی  مخالفت  با  فطرت  صحیح  بشری  وانحراف  ازتعالیم  و  رهنمودهای  درست  الهی  است  و  اینجا  بهترین  و  نیرومندترین  دلیل  می‌باشند  بر  اینکه  راه  انتخابی  اسلام‌،  برای  پیوند  زناشوئی  و  چند  همسری‌،  بهترین  و  سالمترین  راه  است  و  این  قانونگذاری  اسلام،  مناسب‌ترین  قانون  برای  بشری  است‌که  بر  روی‌کره  زمین  زندگی  می‌کند  و  برای  فرشتگان  آسمان  نیست‌.  این  مطلب  را  با  ذکر  دو  پرسش  و  پاسخ‌که  “‌الفونس  اتیین  دینیه‌”  مطرح‌کرده  است  پایان  می‌دهیم‌که  می‌گوید:

آیا  ازبین  رفتن  چند  همسری  هیچ‌گونه  فایده  اخلاقی  دارد؟
سپس  خود  پاسخ  می‌دهد:  براستی  این  امر مشکوک  بنظر می‌رسد،  زیرا  فحشاء  و  ارتکاب  اعمال  نامشروع  جنسی‌،  که  در  بیشتر کشورهای  اسلامی  بندرت  دیده  می‌شود،  از این  ببعد  در  میان  آنها  نیز شیوع  پبدا  می‌کند  و  نتایج  مخرب  آن  آشکار و  گسترش  می‌یابد.  و  همچنین  در کشورهای  اسلامی  مشکل  تازه‌ای  پدید  می‌آید،‌ که  قبلا  با  آن  آشنا  نبوده‌اند.  و  آن  عبارت  است  از  تجرد  و  انصراف  از  ازدواج  با  زنان‌ که  آثار  فاسد  و  مخرب  آن  در کشورهائی‌ که  تنها  ازدواج  با  یک  زن  جایز  است‌،  پدیدار  گردیده  و  این  آثار  تباه  به  نسبت  بسیار  وحشتناکی  در کشورهای  اسلامی  پدید  آمده  است‌،  بویژه  در  دوران  بعد  از  توقف  جنگها [3]‌.

چند  همسری  دارای  قیودی  است  
اجرای  بد  قوانین  و  عدم  رعایت  تعالیم  اسلامی‌،  بهانه‌ای  و  دلیلی  شده  است‌،  برای‌کسانی‌که  می‌خواهند،  چند  همسری  را  بقیودی  مقید  سازند  و  تنها  وقتی  بکسی  اجازه  بدهند  تا  با  بیش  از  یک  زن  ازدواج‌کند،‌که  قاضی  دادگاه  یا  مقامات  مربوط  بدینکار،  احوال  و  اوضاع  و  میزان  قدرت  مالی  او  را  بررسی‌کرده  و  از  آن  اطمینان  حاصل  نماید  و  آنوقت  اجازه  ازدواج  را  صادر  نمایند.  زیرا  زندگی  خانوادگی  هزینه‌های  کمرشکنی  را  ایجاب  می‌کند،  پس  هرگاه  با  تعداد  زوجات  تعداد  افراد  خانواده  فزونی  یابد،  مرد  رئیس  خانواردرتهیه  هزینه  زندگی  دچاراشکال  می‌گردد  و  بخوبی  از  عهده  هزینه  سنگین  زندگی  برنمی‌آید  و  نمی‌تواند  افراد  خانواده  خود  را  بگونه‌ای  تربیت‌کند،‌که  افراد  صالح  و  شایسته  باشند  و  بنوبه  خود  از  عهده  تکالیف  سنگین  زندگی  و  عواقب  آن  برآیند.  پس  اینکار  سبب  می‌گردد،‌که  جهل  و  نادانی  و  بیکاری  افزایش  یابد  و  عده  فراوانی  از  افراد  ملت  منحرف‌گردند  و  بصورت  میکرب  فساد  جامعه  پرورش  یابند  و  فساد  در  جامعه  ریشه  دواند.  بعلاوه  اینروزهاکسی  با  بیش  ازیک  زن  ازدواج  نمی‌کند،  مگربرای  شهوترانی  یا  طمع  مالی  پس  فلسفه  ت