  وي  همبستر  شده  سه  طلاقه  بحساب  مي‌آيد. امام  شافعي‌ گويد: اگر  طلاق  دهنده  يک  طلاق  را  اراده‌کند  يک  طلاق  بحساب  مي‌آيد  و  مي‌تواند  بزنش  رجوع ‌کند  و  اگر  دو  طلاق  را  اراده‌کند  يا  سه  طلاق  را  اراده‌کند  نيت  وي  معتبر  است  و  برابر  نيت  او  رفتار  مي‌شود. طلاق  رجعي  و  طلاق  بائن  

بطور کلي  طلاق  يا  رجعي  است  -‌که  بعد  ازآن  مراجعت  بزن  و برگرداندن  وي  بزير عصمت  نکاح  ممکن  است  -‌يا  طلاق  بائن  مي‌باشد  -‌که  جدائي  زن  و  شوهربدنبال  آن  قطعي  است  -‌طلاق  بائن  نيز  بطلاق  بائن  صغري  و  طلاق  بائن‌کبري  تقسيم مي‌شود. هريک  ازاقسام  مذکور در فوق  حکم  خاص  و  ويژه  خود  داردکه  بشرح  زير  بيان  مي‌گردد: طلاق‌رجعي 

طلاق  رجعي  طلاقي  است‌که  شوهرآن  را  درباره  همسرخودکه  بطورحقيقي  با  وي  همبستر  شده  است‌،  اعمال  مي‌کند  بدون  اينکه  در  برابر  مال  يا  چيزي  باشد. و مسبوق  بطلاق  نباشد  يا  تنها  مسبوق  بيک  طلاق  باشد. خواه  اين  طلاق  به  وسيله  الفاظ  صريح  يا  به  وسيله  الفاظ‌کنائي  طلاق‌،  واقع  شده  باشد  فرق  نمي‌کند. بنابر اين   هرگاه  شوهر نسبت  بزن  خودکه  با  وي  همبسترنشده  يا  اگربا  وي  همبسترشده  است در برابر مال  او را  طلاق  دهد  يا  طلاق  مکمل  طلاق  ثلاثه  باشد  يا  طلاق  بائن  باشد  در  همه  اين  احوال  اين  طلاق  رجعي  نيست‌. و  بدنبال  آن  رجوع  بزن  ممکن  نمي‌باشد. در  ماده  پنج  قانون  شماره  ٢٥  سال  ١٩٢٩  مصر  آمده  است‌ که‌:

هر طلاقي  رجعي  است‌،  مگر طلاقي‌ که  مکمل  سه  طلاقه  باشد  يا  طلاق  پيش  از  وقوع  همبستري  زن  و شوي  باشد  يا  طلاق  دربرابرمال  باشد  يا  بموجب  اين  قانون  و  قانون  شماره  ٢٤  سال  ١٩٢٠  (‌مصر)  طلاق  بائن  شناخته  شود، “‌طلاقي ‌که  بموجب  اين  دو  قانون  طلاقي  بائن  بشمار مي‌رود،  عبارت  است  از  طلاقي‌ که  بسبب  عيب  در  شوهر  يا  غيبت  شوهر  يا  حبس  و  زندان  شوهر  يا  براي  پرهيز از  زيان  و  ضرر  واقع  مي‌گردد  و  صورت  مي‌گيرد.

دليل  اين  مطلب  آيه  زير  است‌:" الطلاق مرتان فإمساك بمعروف أو تسريح بإحسان... [طلاق  رجعي  دو  باراست  بعد  ازآن  دو  بار،  ديگر  مراجعت  جايزنيست  يا  بايد  زن  را  به  نيکي  وبطورشايسته  نگاه  دارد  و  يا  به  نيکي  و  بطورشايسته  اورا  آزاد  کند  و  از  او  جدا  شود]‌’‌’‌.

يعني  طلاقي‌که  خداوند  بدان  رخصت  داده  است  و  قانون  شرع  است‌،  آنست‌که  بتدريج  و  بدفعات  صورت‌ گيرد  و  براي  شوهر  جايز باشد، ‌که  بعد  از  طلاق  اول  و  بعد  ازطلاق  دوم  اگر پشيمان  شد  پيش  ازانقضاي  عده  به  وي  رجوع‌کند  و  بطور شايسته  و  نيکو  او را  نگاه  دارد  و او را  بنکاح  خويش  برگرداند  و  به  نيکي  با  وي  معاشرت‌کند. البته  وقتي  شوهر  اين  حق  را  داردکه  طلاق  رجعي  باشد. خداوند  مي‌فرمايد:" والمطلقات يتربصن بأنفسهن ثلاثة قروء ولا يحل لهن أن يكتمن ما خلق الله في أرحامهن إن كن يؤمن بالله واليوم الاخر، وبعولتهن أحق بردهن في ذلك إن أرادوا إصلاحا  ... [و  زنان  مطلقه  بايد  بعد  ازطلاق  به  مدت  سه  بارعادت  ماهانه  و  يا  سه  بارپاک  شدن  از حيض  انتظار  بکشند  و  عده  نگهدارند  تا  روشن  شودکه  حامله  نيستند  و  اگر  درايمان خود  صادق  هستند  و  راست  مي‌گويندکه  به  خدا  و  روز  رستاخيز  باور  دارند،  براي آنان  حلا‌ل  نيست‌که  خدا  آنچه  را  اعم  از  جنين  يا  خون  ماهانه  در  رحم  ايشان  آفريده  است‌،  پنهان‌کنند  و  شوهران  آنان  براي  برگرداندن ايشان  به  زندگي  زناشوئي  و  از  سر  گرفتن  آن  در  اين  مدت  عده  از  ديگران  سزاو‌ارترند،  در  صورتي‌که  شوهران  براستي  خواهان  اصلاح  باشند  ونخواهند  به  همسران  خود  زيان  برسانند  و  خيانت  نمايندکه  در  اين  صورت  سر  و کارشان  با  خدا  است  ]‌’‌’‌. و  در  حديث  نيز  آمده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به  عمرگفت‌: به  عبدالله  امرکن‌که  بزنش  مراجعه‌کند‌“‌. اين  حديث  متفق  عليه  است‌. اما  به  استثناي  حالات  سه‌گانه‌اي‌ که ‌گذشت‌،  از  طلاق  رجعي  بنص  قرآن‌کريم  ثابت  شده  است‌: طلاقي‌که  مکمل  سه  طلاقه  باشد،  موجب  جدائي  زن  و  شوي  از  هم  بطور  قطعي  است  و  ديگر  اين  زن  بعد  از  اين  طلاق  بر  شوهر  حرام  است  و  او  نمي‌تواند  او  را  مجددا  بزير  نکاح  خويش  درآورد،  مگر  اينکه  بدون  قصد  تحليل  شوهر  ديگري  اختيارکند  و  بعدا  از  او  طلاق  بگيرد  که  بعد  از  انقضاي  عده‌،  نکاح  مجدد  او  براي  شوهر  اولش  بلامانع‌  است‌،  خداو‌ند  مي فرمايد:"  و إن طلقها فلا تحل له حتى تنكح زوجا غيره   [‌هرگاه  شوهرزن  خود  را  طلاق  سوم  داد  ديگراين  زن  بعد  ازسه  طلاقه  براي  شوهر  خود  حلال  نيست‌،  مگر  اينکه  شوهر  ديگري  اختيارکند  سپس  بعد  از  طلاق  از  او  و  انقضاي  عده‌،  براي  شوهر  اولش  مجددا  مي‌تواند  بعقد  نکاح  درآيد  ]‌’‌’‌.

يعني  اگر  بعد  ازدو  طلاق  اولي  براي  بار  سوم  آن  را  طلاق  داد  بعد  از  اين  طلاق مکمل  سه  طلاقه‌،  براي  شوهرش  حلال  نيست  مگراينکه  با  نکاح  صحيحي  با  شخص  ديگري  ازدواج‌کند  و  پس  ازطلاق  و  اتمام  عده  از  شوهردوم  به  نزد  شوهر  اول  برگردد  و  با  وي  ازدواج  نمايد.

طلاق  اگر  پيش  از  همبستري  صورت‌گيرد،  موجب  جدايي  قطعي  زن  و  شوي  مي‌گردد  چون  زن  دراين  حالت  عده‌اي  ندارد  و  مراجعت  بزن  تنها  درحال  عده  ميسر  است‌،  وقتي‌که  عده  نباشد،  مراجعت  ميسر  نيست‌.

خداوند  مي‌فرمايد:" يا أيها الذين آمنوا إذا نكحتم المؤمنات ثم طلقتموهن من قبل أن تمسوهن فما لكم عليهن من عدة تعتدونها.فمتعوهن وسرحوهن سراحا جميلا   [‌ا‌ي‌‌کساني که  ايمان  آورده‌ايد،  هنگامي  که  زنان  باايمان  را  ازدواج  کرديد،  و  قبل  از  همبستر  شدن‌،  طلاق  داديد،  عده‌اي  براي  شما  بر  آنها  نيست‌،‌که  بخواهيد  حساب  آنرا  نگاه  داريد، آنها  را  با  هديه  مناسبي  بهره‌مند  سازيد  و  به  طرز  شايسته‌اي  آنها  را  رهاکنيد]‌”‌. 

زني‌که  پيش  ازهمبستري  و  بعد  از  خلوت  با  وي  طلاق  داده  شود،  طلاق  موجب  جدائي  قطعي  است  و  طلاق  بائنه  است  ولي  براي  احتياط  عده  بر  و‌ي  واجب  است‌،  ليکن  مراجعت  به  وي  صحيح‌ نيست‌. 

و  طلا‌قي ‌که  در برابر مال  باشد  و  زن  بوسيله  مالي  و  پولي  نفس  خويش  را  ازبند  شوهر رها  سازد،  اين  طلاق  بائن  است  و واجب  جدائي  قطعي  است‌. چون  زن  اين  مال  را  داده  تا  عصمت  خويش  را  آزاد  سازد  و  خود  را  برهاند  و  اين  وقتي  است‌که  طلاق  قطعي  و  بائنه  باشد  خداوند  مي فرمايد:" فإن خفتم ألا يقيما حدود الله فلا جناح عليهما فيما افتدت به   [‌پس  اگر  اي‌گروه  مومنان  بيم  داشتيدکه  حدود  الهي  را  رعايت  کنيدگناهي  بر  ايشان  نيست‌که  زن  فديه  و  عوضي  بپردازد  و  در  برابر  آن  طلاق  بگيرد ...]‌’‌’.حکم  طلاق ‌رجعي  

طلاق  رجعي  مانع  اين  نيست‌ که  شوهر پس  از آن  از زنش  بهره ‌گيرد،  چون  اين  نوع  طلاق  عقد  ازدواج  و زناشوئي  را  بکلي  از  ب