شيد  اگرچيزي  اضافه  مي‌آمد  -‌براي  اينکه  تخمير  نشود  آن  را  دورمي‌ريخت  يا  ظرف  را  ازآن  خالي  مي‌کرد  وشب  مجدداً  نبيذ  تازه‌اي  برايش  مي‌ساخت‌که  بعد  از  صرف  صبحانه  از  آن  مي‌نوشيد.

اوگفت‌: صبح  و  شب  ظرف  آن  را  مي‌شست‌. و  اين  سخن  با  حديث  ابن  عباس  منافات  نداردکه‌گفت‌: از  آن  امروز  و  فردا  و  پس  فردا  مي‌نوشيد  تا  شب  سوم  چون  کلمه  “‌ثلاث‌”  مشتمل  است  بر  زيادتي‌که  منافي  با  آن  نيست  و  همه  آنها  روايات  صحيحي  مي‌باشند[1].

و  از  سيره  پيامبر صلي الله عليه و سلم    چنان  معلوم  است‌که  هرگز  شراب  نخورده  است  نه  قبل  از  بعثت  ونه  بعد  ازبعثت‌،  بلکه  ازاينگونه  نبيذي  نوشيده  است‌که  هنوزشراب  نشده  و  تخمير  در  آن  بعمل  نيامده  است  همانگونه  که  در  اين  احاديث  بدان  تصريح گرديده  بود. 

 باده‌اي‌که  به  سرکه  تبديل  شود
در  “‌بدايه  المجتهد”  آمده  است‌. علماء  اجماع  دارند  بر  اينکه  هرگاه  مي  “‌خمر”  بخودي  خود  تبديل  به  سرکه  شود،  خوردن  و  استعمال  آن  جايز  است  و  اشکالي ندارد  . 

اما  اگر  باده  بقصد  سرکه  شدن‌،  نگاه‌داري  شود،  درآن  اختلاف‌کرده‌اند  و  سه  قول  درآن  وجود  دارد. حرمت‌،‌ کراهيت  و  مباح  بودن[2]  اين  اختلاف  ازمعارضه  قياس  با  “‌اثر“  اخبار  نقل  شده  از  ياران  و  تابعين  و  از  اختلاف  در  مفهوم  اثر  پديد  آمده  است‌. 

زيرا  ابوداود  و  مسلم  و  ترمذي  از  انس  بن  مالک  نقل‌کرده‌اندکه  ابوطلحه  درباره  يتيماني‌که  خمر  را  به  ارث  برده  بودند  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم پرسش  نمود؟‌.

پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود:" أهرقها "،  آن  را  دور  بريز. ابوطلحه‌گفت‌: آن  را  به  سرکه  تبديل  نکنم‌؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: نخير.[3]

کساني‌ که  نهي  و منع ‌کردن  پيامبر صلي الله عليه و سلم را  درتبديل  مي  مال  يتيم  به  سرکه‌،  حمل  بر  پيش‌گيري  از  فساد کرده‌اند،  اين  عمل  را  مکروه  مي‌دانند. و کساني ‌که  علتي  براي  نهي  از  آن  را  نفهميده‌اند،  آن  را  حمل  بر  حرمت‌کرده‌اند.

و  بعضي  معتقد  هستندکه  نهي  ازچيزي  دليل  برفساد  “‌منهي  عنه‌”  نيست  نهي  از  چيزي  دليل  برفساد  آن  چيز  نيست  -‌پس  قول  اين  دسته  بر  قول‌کساني‌که  قايل  بتحريم  هستند،  اشکال‌گرفته  مي‌شود.

قياسي ‌که  بموجب  آن  تبديل  خمر به  سرکه  حرام  است‌،  اينست ‌که‌: 

 بضرورت  شرعي  دانسته  شده  است  که  احکام  مختلف‌،  براي  ذات  اشياء  مختلف‌،  وضع  شده  است  يعني‌.هرچيزي  حکم  خاص  خود  را  دارد  و  بديهي  است  که  ذات  خمر  غير از  ذات  خل =  سرکه  است  و  باجماع  علما  سرکه  حلال  است  بنابراين  هرگاه  ذات  خمرکه  حرام  است  به  ذات  سرکه ‌که  حلال  است‌،  تبديل  يافت  بايستي  حلال  باشد  و  اين  فرق  نمي‌کند که  اين  خمر و  مي  بهر  وسيله‌اي  به  سرکه  تبديل‌گردد،  اين  حکم  برايش  ثابت  مي‌شود[4]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -الروضته الندیه ص ج 1/202
[2] - از  جمله  کسانی‌که  آن  را  مباح  دانسته‌اند.  عمر  بن  خطاب‌،  امام  شافعی‌،  احمد،  سفیان  ثـوری  و  ابن  المبراک  و  عطاء  ابن  ابی‌رباح  و  عمر  بن  عبدالعزیز  و  ابوحنیفه  هستند.
[3] - خطابی‌ گفته  است  بطور  وضوح  از  این  حدیث  برمی آیدکه  تبدیل‌کردن  خمر  به  سرکه  جائز  نیست  اگر  جایز  می‌بود  حفظ  و  نگاهداشت  مال  یتیم  از  اولویت  خاص  برخوردار  است  و  پیامبر(‌ص‌)  از  اصناعه  و  تباهی‌ کردن  مال  نهی  فرموده  است‌،  بدیهی  است  دور  ریختن  ضابع‌ کردن  مال  است‌،  پس  پیامبر(‌ص‌)  که  دستور  داد  آن  را  دور  بریزند،  بدینجهت  بوده  است‌که  تبدیل‌کردن  آن  به  سرکه  آن  را  پاک  نمی‌کند  و  مال  بودن  را  بدان  برنمی گرداند. 
[4] -بدایه المجتهد ج 1/438.مخدرات  

اين  بود  حکم  خمر و  مشروبات‌ که  از  آن  سخن  رفت‌،  اما  چيزهائي  ديگري  نيز  هستند که  نوشيدني  نيستند  ولي  عقل  را  زايل  مي‌کنند  مانند: بنگ  و حشيش  و ديگر  چيزهايي‌ که  تخديرآور  و  مخدر  هستند،  اينها  نيز  حرام  مي‌باشند،  چون  مست  کننده‌اند  و  قبلا گفتيم‌ که  مسلم  روايت‌ کرده  است‌ که  پيامبر صلي الله عليه و سلم  ‌گفت‌: " كل مسكر خمر، و كل خمر حرام  [‌هر  چيز  مست‌کننده  و  مخدر  “‌خمر”  است  و  هرخمري  حرام  است‌]"‌. ازشيخ  عبدالمجيد  سليم  مفتي  سرزمين  مصر در‌باره  حکم  شرعي  مواد  مخدر بشرح  زير  سوال  شده  بود که  حکم  شرعي  سوالات  زير  است‌؟

1-استعمال  مواد  مخدر؟
٢-‌تجارت  با  مواد  مخدر  و  منافع  حاصله  از  تجارت  با  مواد  مخدر؟  
٣-‌کشت  و  زراعت  خشخاش  و  حشيش‌،  بقصد  فروش  يا  بقصد  استخراج  مواد  مخدر از آنها  براي  مصرف  شخصي  يا  براي  فروش  و  تجارت‌؟
٤-‌سود  حاصله  از اين  طريق‌،‌ که  آيا  اين  سود  و  ربح،  حلال  است  يا  سود  و ربح  آن  حرام  است‌؟

آن  بزرگوار  بشرح  زير  پاسخ‌گفته  بود.  

1 - استعمال  مواد  مخدر
هيچ‌کس  شک  وگمان  ندارد  در  اينکه  استعمال  اين‌گونه  مواد،  حرام  است‌،  زيرا  زيانهاي  جسمي  و  مفاسد  اخلاقي  و  روحي  اين  مواد  فراوان  است‌،  اين  مواد  عقل  را  زايل  و  فاسد  مي‌کنند  و  زيان  و  فساد  جسمي  فراوان  بهمراه  دارند،  پس  امکان  ندارد  که  شريعت  اسلام  استعمال  آنها  را  روا  دارد،  زيرا  شريعت  اسلام  چيزهائي  را  حرام  کرده  است‌،‌که  فساد  و  زيان  آنها  از  فساد  و  زيان  مواد  مخدرکمتر  است‌،  لذا  بعضي  ازعلماي  حنفيه  گفته‌اند: 

“‌کسي‌که  حشيش  را  حلال  بداند،  زنديق  و  بدعت‌گذاراست‌”‌. و  اين  دليل  آشکار  و  واضح  است‌،  بر  حرمت  آنها،  بعلاوه  بيشتر  اين  مواد  مخدر  عقل  را  زايل‌کرده  و  مي‌پوشانند  و  آنچنان  لذت  و  طرب  و  خوشحاليي  در  استعمال  کنندگان  آنها  پديد  مي‌آورند  که  بدان  عادت  مي‌کنند  و  معتاد  مي‌شوند،  و  پيوسته  آن  را  استعمال  مي‌نمايند-  و  ترک  نمي‌کنند  و  آنها  جزو  چيزهائي  هستندکه  خداوند  درکتاب  عزيز  خويش  آنها  را  حرام  نموده  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نيزگفته  است‌. که  هرمسکري  خمر  و  هرخمري  حرام  است‌. 

شيخ  الاسلام  ابن  تيميه  درکتاب  خود  “‌السياسه  الشرعيه‌”  در  اين  باره  به  تفصيل  سخن‌گفته  است‌که  خلاصه  آن  چنين  است‌.

“‌بيگمان  حشيش  حرام  است  و  هرکس  آن  را  استعمال‌کند،  بايد  بروي  حد  جاري  شود،  همانگونه‌که  بر  شارب  خمر  و  مي‌خوار  حد  شرعي  اجراء  مي‌گردد. حشيش  پليدتر و  خبيثتر از باده  است  زيرا که  هم  عقل  و  هم  مزاج  را  تباه  مي‌کند  تا  جائي‌که  استعمال‌کننده  آن‌،  در  قوه  جنسي  ناتوان  مي‌شود  و  بديوثي  و  زن  بمزدي  و  مفاسد  ديگر  مي‌کشاند  و  مانع  از  ذکر  خدا  و  نماز  خواندن  است‌،  بنابراين  جزو  چيزهائي  است‌که  خدا  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آنها  را  حرام‌کرده‌اند  و  لفظا  و  معنا  حکم  آنها  را  دارد. ابوموسي  اشعري‌گفت‌. اي  رسول  خدا  دباره  دو مشروب ‌که  در  يمن  مي‌ساختي