اجرا گردد. 

و  آنان  با  دو  حديث  مروي  از  حضرت  عمر  استدلال‌کرده‌اندکه  او  درحالي  حد  را  بر  “‌قدامه‌”  اجرا  کردکه  بيمار  بود. اوگفت‌: سبب  اختلاف  از  معارضه  ظواهر  مفهوم  حد  ناشي  گرديده  است  که  اقامه‌کننده  حد  ظن  غالب  ندارد  باينکه  نفس  شخصي  حد  خورده  تلف  مي‌گردد. پس‌کساني‌که  تنها  امر  به  اقامه  حدود  را  بطور  مطلق  در نظر  مي‌گيرند،  بدون  استثناء  مي‌گويند  بايد  بر  مريض  نيز  حد  جاري‌گردد  و‌کساني‌که  به  مفهوم  حد  توجه  دارند  مي‌گويند  بيمارتا  اينکه  بهبودي  مي‌يابد  نبايد  حد  درباره  او  اجرا  شود  و  در  شدت‌ گرما  و  سرما  نيز نبايد  حد  را  جاري  ساخت‌. 

شوکاني ‌گويد  درکتاب  “‌البحر”  اجماع  نقل  شده  بر  اينکه  زاني  غير محصن  را  و  زاني  بيماري  راکه  اميد  شفاي  او  مي‌رود  بايد  مهلت  داد  تا  اينکه  شدت‌گرما  و  سرما  از  بين  مي‌رود. اگر  بيمار  بگونه‌اي  باشدکه  اميد  شفاي  او  نرود  و  از  او  مايوس  باشند امام  هادي  و  ياران  شافعي‌گفته‌اند: او  را  بايد  با  شاخه  خرما: “‌عثکول‌”  حد  زد  اگر  تحمل  آن  را  داشته  باشد. ناصر  از  پيشوايان  زيديه  و  المريد  بالله  نيزگفته‌اند: بيمار  را  نبايد  حد  زد  ولو  اين  از  بهبودي  او  مايوس  باشند  و  قول  اول  ظاهرتراست  بعلت حديثي ‌که  از  ابي  امامه  بن  سهل  بن  حنيف  روايت  شده  است‌:‌ کسي ‌که  بايد  مورد  رجم  قرار گيرد،  هرگاه  عذر  بيماري  و  غير  آن  را  داشته  باشد،  پيشوايان  اهل  بيت  و  علماي  شافعيه  و  حنفيه  و  مالک ‌گفته‌اند  نبايد  بعلت  بيماري  يا  غير آن  به  وي  مهلت  داد،  بلکه  بايد  حد  را  درباره  او  اجرا  نمود،  چون  اتلاف  و  هلاک  او  مقصود  است‌. 

مروز‌ي ‌گفته  است‌: بعلت  شدت ‌گرما  يا  سرما  يا  بيماري  اجراي  حد  زاني  بتاخير  انداخته  مي‌شود  خواه  با  قرار  خود  شخص  ثابت  شده  باشد  يا  بوسيله ‌گواهان‌.

اسفرائني‌گفته  است  تنها  بعلت  بيماري  حد  بتاخير  انداخته  مي‌شود  و  درگرما  و  سرما  فورا  يا  بعد  ازثبوت  بوسيله‌گواهان‌،  حکم  رجم  اجرا  مي‌شود  امّا  بعد  از  ثبوت  به  اقرار  خود  شخص  يا  عکس  آن  حکم  اجرا  نمي‌شود. زني‌که  مرتکب  زنا  شده  و آبستن  باشد  حکم  رجم  درباره  اواجرا  نمي‌شود  تا  اينکه  بچه  را  بزايد  و بوي  شيردهد  اگرکسي  نباشدکه  بچه  را  شيردهد،  آنگاه  پس  ازاتمام  دوره  شيرخوارگي  بچه‌،  حکم  درباره  او  اجرا  مي‌گردد.

ازعلي  بن  ابيطالب  روايت  است‌که‌کنيزي  ‌از آن  پيامبر  صلي الله عليه و سلم    مرتکب  زنا  شده  بود، پيامبر صلي الله عليه و سلم  به  من  دستورداد  تا  وي  را  حد  بزنم‌. وقتيکه  پيش  اورفتم  دريافتم‌که  مدتي  از دوره  نفاس  او نگذشته  بود  ترسيدم‌ که  اگر او را  حد  بزنم  بميرد  لذا  اورا  رهاکردم  و  ماجري  را  براي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بازگفتم‌. فرمود  خوب‌کاري‌کردي‌. او  را  بحال  خود  بگذار  تا  اينکه  بهبودي  مي‌يابد  و  تندرست  مي‌گردد”‌. بروايت  احمد  و  مسلم  و  ابوداود  و  ترمذي‌که  آن  را  صحيح  دانسته  است‌.                   
-------------------------------------------------------------------------------
[1] -ج2/  411.کندن  خندق  و  چاه  براي‌ کسي ‌که  رجم  مي‌شود

احاديث  در  اين  باره  با  هم  اختلاف  دارند  در  بعضي  احاديث ‌کندن  خندق  و  گودال  براي  او  تصريح  شده  و  در  بعضي  ديگر  بدان  تصريح  نشده  است‌. امام  احمد  گفته  است‌: بيشتر  احاديث  برآن  هستند که ‌کندن  حفره  لازم  نيست‌. از  همين  اختلاف  احاديث  اختلاف  فقهاء  پديد  آمده  است‌. مالک  و  ابوحنيفه ‌گفته‌اند  براي  شخصي ‌که  رجم  مي‌شود  حفره‌اي ‌کنده  نمي‌شود  و  ابوثور گفته  است  براي  او  حفره ‌کنده  مي شود آنگاه  او  را  رجم  مي‌کنند. 

از  حضرت  علي  روايت  شده‌که  او  هنگامي‌که  دستور  داد  تا  “‌شراحه  همدانيه‌”  را  رجم‌کنند  او  را  بيرون  آورد  و  حفره‌اي  برايش‌کندند  و  او  را  داخل  حفره  قراردادند  و  مردم  بدور  او  حلقه  زدند  و  شروع‌کردند  برجم ‌کردن  او.

و  اما  شافعي  قابل  باختيار  شده  است  و  بويژه  براي  زن  از وي  روايت  شده  است‌که  حفره‌کنده  مي‌شود. و  بمذهب  اهل  بيت  مستحب  است‌که  براي  مرد  تا  ناف  و  براي  زن  تا  پستان  خندق  و  حفره‌اي‌کنده  شود  آنگاه  برجم  آنها  اقدام‌گردد. و  مستحب  است‌که  لباس  زن  را  محکم  بر  وي  ببندند  بگونه‌اي‌که  اگر  برايش  خندقي  نکنده باشند  بوقت  تکان  خوردن  و  اضطراب  نشان  دادن  از  او،‌کشف  عورتي  نشود. باتفاق  علما  زن  بوقت  رجم‌ کردن  بايد  نشسته  باشد  و  جمهور علما  برآن  هستند که  بوقت  رجم  مرد  بايد  ايستاده  باشد  و مالک ‌گويد  مرد  نيز بايد  نشسته  باشد  و  ديگران ‌گفته‌اند  امام  مختار  است  که  کدام  راه  را  انتخاب کند.حضور  امام  و  حاکم  و  شاهدان  بوقت  رجم[1]

شوکاني  در  نيل  الاوطار گويد: صاحب  “‌بحر”  از  عترت  و  امام  شافعي  حکايت کرده‌که  براي  امام  و  حاکم  لازم  نيست  بوقت  رجم‌کردن  زاني  حضور بهم  رساند  و اين  راي  حق  است  چون  دليلي  براي  وجوب  نيست  و  قبلا  نيز گفتيم‌ که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    دستور  داد که  “‌ماعز”  را  رجم‌کنند  و  خود  همراه  مردم  بيرون  نرفت‌. و  برابر اقرار خود  “‌ماعز”  زناي  او  به  ثبوت  رسيده  بود. و  برخلاف‌گمان  بعضي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در رجم  “‌غامديه‌”  نيزحضور  بهم  نرسانيد. 

صاحب  تلخيص‌گفته‌: در  هر  دو  حديث  نيامده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    حاضر  شده  باشد  و  از  بعضي  از  سلسله  روات  اين  حديث  برمي‌آيد که  حاضر نشده  است‌. و  امام  شافعي  بدين  مطلب  جزم  دارد  و گفته‌: از  سنن  ابوداود  و  ديگران  برمي‌آيد که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  وقت  رجم‌کردن  “‌غامديه‌”  حضور  نداشت  بنابر اين  معلوم  مي‌گردد که  حضور  براي  شاهدان  و  امام  واجب  نيست‌. ليکن  ابن  دقيق  العيد  حکايت‌کرده  است  که  فقهاء  مستحب  مي‌دانندکه  اگر  زناي  محصن  به  وسيله  اقرار  و  اعتراف  خود  شخص  زاني  ثابت  شده  باشد  امام  رجم  را  آغازکند  و  اگر  به  وسيله  شهود  باثبات  رسيده  باشد  شاهدان  رجم  را  آغازکنند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - ابوحنیفه  گوید:  هرگاه  زنای  محصن  باگواه  ثابت  شده  باشد  واجب  است  پیش  از  همه  شاهد  سنگ  انداختن  به  سوی  زانی  را  آغازکند  و  امام  او  را  بر  این‌کار  مجـبور  می‌کند  تا  از  سهل‌انگاری  منع  شود  و  نسبت  به  ثبوت  آن  تشویق  بعمل  آید. و  هرگاه  زنای  محصن  از  طریق  اقرار  خود  اشخاص  ثابت  شود،  واجب  است  امام  یا  نائب  او  سنگ  انداختن  را  آغاز  کند.  مولفحاضر  شدن ‌گروهي  از  مومنين  در  وقت  رجم

در  سوره  نور  آيه  (‌٢)  مي‌فرمايد:" الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة، ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر، وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين [بر  هر  يک  از  زن  و  مرد  زن