زمانها تناسب داشته باشد [‌تفصیل آن به  خود مردم واگذار شده است تا خود در پرتو ‌آن اجمال برحسب منافع و مقتضیات روز آن را تاویل و تفسیر كنند] و مسوولان امور با توجه بدان‌، حق و عدالت را بجای آورند و آن را اجرا نمایند. 
٣-‌همه تعالیم واصول دین اسلام بمنظور حفظ دین و حفظ ذات و حفظ عقل و حفظ نسل و حفظ مال‌، وضع شده است‌. بدیهی است‌ كه این مطالب با فطرت سلیم وعقول و پیشرفت و ترقی و تحولات جهان تناسب و همگامي ‌كامل دارد و برای هر دوره و زمان و هر جا و مكانی‌، شایستگی  و صلاحیت دارد. خداوند می‌فرماید: "(قل من حرم زينة الله التي أخرج لعباده والطيبات من الرزق، قل هي للذين آمنوا في الحياة الدنيا، خالصة يوم القيامة، كذلك نفصل الايات لقوم يعلمون. قل إنما حرم ربي الفواحش ما ظهر منها وما بطن، والاثم والبغي بغير الحق، وأن تشركوا بالله ما لم ينزل به سلطانا، وأن تقولوا على الله ما لا تعلمون)[4] [‌بگو چه كسی زینتهای الهی را كه برای بندگان خود آفریده و روزیهای پاكیزه را، حرام ‌كرده است‌؟ بگو اینها در زندگی دنیا، برای ‌كسانی است كه ایمان آورده‌اند (‌اگرچه دیگران با آنها مشاركت دارند ولی‌) در قیامت خالصاً -‌برای مومنان - خواهد بود، این چنین آیات خود را برای ‌كسانی كه آگاهند، شرح مي‌دهیم‌، بگو خدا تنها، اعمال زشت را، چه آشكار باشد، چه پنهان‌، حرام كرده است‌، و  (‌‌همچنین‌) ‌گناه و ستم بناحق‌، و اینكه چیزی را كه خداوند دلیی برای آن نازل نكرده است‌، شریك او قرار دهید، و به خدا مطلبی نسبت دهید كه نمی‌دانید، (‌حرام كرده است‌)‌]‌‌’‌. و خداوند باز هم می‌فرماید: "(ورحمتي وسعت كل شئ فسأكتبها للذين يتقون، ويؤت ون الزكاة، والذين هم بآياتنا يؤمنون. الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مكتوبا عندهم في التوراة والانجيل، يأمرهم بالمعروف وينهاهم عن المنكر، ويحل لهم الطيبات، ويحرم عليهم الخبائث، ويضع عنهم إصرهم والاغلال التي كانت عليهم، فالذين آمنوا به وعزروه ونصروه، واتبعوا النور الذي أنزل معه، وأولئك هم المفلحون)[5]
[و رحمتم همه چیز را فراگرفته و آنرا برای آنها كه پرهیزكارند و زكات را می‌پردازند و آنها كه به آیات ما ایمان می‌آورند و زكات را می‌پردازند و آنها كه به آیات ما ایمان می‌آورند مقرر خواهم داشت‌، آنها كه از فرستاده‌ي خدا، پیامبر امی‌، پيروی می‌كنند،‌ كسی‌ كه صفاتش را در تورات و انجيلی
كه نزدشان است‌، می‌یابند و آنها را به معروف امر می‌كند و از منكر و زشتی  باز می‌دارد، پاكیزه‌ها را برای آنان حلال می‌شمرد، ناپاكها را تحریم می‌كند و بارهای سنگین و زنجیرهایی را كه بر آنها بود (‌از دوش و گردنشان‌) برمی‌دارد، آنها كه به او  ایمان آوردند و حمایتش‌ كردند و یاریش نمودند و از نوری ‌كه با او نارل شده‌، پیروی كردند، آنان رستگارانند ]‌”‌. 
 
فايده و هدف از رسالت اسلام 
فایده و هدف مورد نظر از رسالت اسلام‌، عبارت است از تزكیه‌ي نفس و صفای روح از طریق شناخت خدا و عبادت وی و تحكیم پیوندهای انسانی مبتنی‌، بر اساس محبت ومهر و برادری و برابری وعدالت وازاین طریق انسان سعادت دنیا و آخرت را بدست می‌آورد، خدا می‌فرماید: "(هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم، يتلو عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة، وإن كانوا من قبل لفي ضلال مبين)[6] [اوست كه در میان مردم درس ناخوانده‌، پیامبری از خودشان برانگیخت‌، كه آیت‌های او را، بر آنها می‌خواند وآنان را از بدیها پاك می‌كند، و ایشان را كتاب و حكمت می‌آموزد و اگرچه پیش از این در گمراهی آشكار بودند ]"، "(وما أرسلناك إلا رحمة للعالمين)[7]. [و ما ترا تنها بعنوان رحمت برای جهانیان فرستادیم‌]‌"‌٠ و درحدیث نبوی آمده است‌: "(أنا رحمة مهداة) [من رحمت اهدائی خدایم‌]"‌.
 
قانونگذاری در اسلام‌: 
فقه
قانونگذاری در اسلام یكی از جنبه‌های بسیار مهمی است‌، ‌كه رسالت اسلام بدان نظم و سامان بخشیده است و این قسمت‌، نمایانگر جنبه‌های علمی رسالت اسلامی می‌باشد. قانونگذاری و تشریع در احكام‌، صرفا دینی‌، مانند احكام عبادات‌، تنها از طریق وحی خداوند به پیامبرش‌: قرآن با سنت نبوی یا اجتهاد پیامبر، صورت می‌گیرد، و وظیفه‌ي پیامبر از دایره‌ي تبلیغ و اعلان و بیان و تفصیل وحی‌، تجاوز نمی‌كند و هرچه بگوید ازطرف خداوند است‌. چه خداوند گوید: 
(وما ينطق عن الهوى. إن هو إلا وحي يوحى)[8] 
[پیامبر از روی هوای  نفس خود سخن نمی‌گوید، آنچه‌كه می‌گوید براو وحی می‌شود و ازخود او نیست‌]‌.
اما قانونگذاری‌، نسبت به امور دنیوی‌، از جمله امور قضائی و سیاسی و نظامی‌، به پیامبر دستور داده شده است‌ كه درباره‌ي آنها با مردم به مشورت و رایزنی‌، بنشیند، گاهی پیش می‌آمد كه پیامبر رای می‌داد ولی وقتی می‌دید رای یارانش‌، درست بنظر می‌آید، بخاطر رای آنها از رای خود صرف نظر می‌كرد، همانطوری‌ كه عملا در جنگ “‌بدر‌“ و “‌احد‌“ پیش آمد. 
و یارانش برای هر چیزی كه نمی‌دانستند، به ایشان مراجعه می‌كردند و از او سوال می‌نمودند و اگر در معانی نصوص (‌كتاب و سنت‌) ابهامی و اشكالی پیش  می‌آمد از ایشان استفسار می‌كردند و آنچه را كه خود از نصوص می‌فهمیدند، بر ایشان عرضه می‌‌نمودند كه ‌گاهی بدانچه كه فهمیده بودند، صحه می‌گذاشت و  گاهی موارد اشتباهشان را در فهم نصوص‌، بیان می‌كرد. و برایشان توضیح می‌داد. 
قواعد عمومی كه اسلام وضع‌ كرده است‌، تا مسلمانان در پرتو آن‌،‌گام بردارند، بدین شرح است‌: 
1-اسلام (‌در زمینه‌ي مسائل عبادتی‌) به مسلمانان دستور می‌دهد، كه درباره‌ي پیش‌آمدهایی‌ كه هنوز بوقوع نپیوسته‌اند، پرس و جو نكنند تا اینكه آن مسائل روی می‌دهند، آنگاه درباره‌ي آنها پرس و جو كنند. خداوند گوید: (يا أيها الذين آمنوا لا تسألوا عن أشياء إن تبدلكم تسؤكم، وإن تسألوا عنها حين ينزل القرآن تبدلكم عفا الله عنها، والله غفور حليم)[9]  بعد از اینكه آیةي: (الیو‌م اكملت لكم دینكم (‌مائده / ٣)‌، بر پیامبر صلي الله عليه و سلم نازل شد، یاران احساس‌ كردند كه هنگام رحلت  ایشان نزدیك است‌، لذا شروع ‌كردند به پرس و جو درباره‌ي وقایعی‌ كه هنوز روی نداده بود و پیامبر می‌ترسید، كه مبادا درباره‌ي این وقایع كه هنوز روی نداده است‌، آیاتی نازل ‌گردد و آن وقت تكالیف مسلمانان سنگین‌تر گردد و دشواری پیش آورد، لذا به یاران خود پیشنهاد كرد كه درباره‌ي وقایعی‌كه روی نداده است‌، سوال نكنند و آنوقت این آیه نازل‌ گردید:[10] "[‌ای كسانی ‌كه ایمان آورده‌اید از مسایلی سوال نكنید كه اگر برای شما آشكار گردد، شما را ناراحت ‌كند و اگر بوقت نزول قرآن از آنها سوال ‌كنید، برای شما آشكار می‌شود، خداوند آنها را بخشیده (‌و از آنها صرف نظركرده است و درباره‌ي آنها مسئولیتی ندارید) و خداوند بسیار آمرزنده و حلیم است‌]‌‌’‌. و در حدیث نبوی نیز 