کساني  که  پيش  از  دستگيري  توبه‌ کنند  و  پشيمان  شوند  و  بدانيدکه  خداوند  بخشنده  و  مهربان  است‌]"‌.     
٢-‌حق  تعليم  و راي  و ابراز آن‌ 

و  همچنين  از  جمله  حقوق  حق  تعليم  مي‌باشدکه  هرفردي  حق  دارد  آنقدر  آموزش  و  تعليم  بيندکه  خردش  را  روشن‌ کند  و وجود  خويش  را  ارتقاء  دهد  وسطح  فکري  خود  را  بالا  ببرد.
و  همچنين  هرانساني  حق  دارد  راي  خويش  را  بيان‌کند  و  حجت  واستدلال  خود  را  بگويد  وحق  را  آنگونه‌که  هست  برملا سازد.  اسلام  مصادره  راي  و جنگ  با  فکر  آزاد  را  ممنوع  ساخته  است‌،  مگر  اينکه  راي  آن  شخص  و  فکر  و  انديشه  او،  براي  جامعه  زيانبخش  باشد.

پيامبر صلي الله عليه و سلم    هنگام  بيعت  با  ياران  خود  با  آنان  شرط  مي‌کرد،‌که  حق  را  پنهان  نکنند  و  آن  را  آشکار  سازند،  اگر چه  تلخ  و  بزيان  خودشان  نيز  باشد  و  همچنين  ازآنان  بيعت  مي‌گرفت‌که  در  راه  رضاي  خدا،  از  سرزنشگران  و  طعنه  طعنه‌کنندگان  نترسند  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   خبر  مي‌دهد  که‌:

" الساكت عن الحق شيطان أخرس     [‌کسي‌که  از  حق  سکوت  مي‌کند  و آن  را  برملا  نمي‌سازد  او  شيطان  لال  است‌]"‌.  و  قرآن‌کريم  مي‌گويد:" إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينات والهدى من بعد ما بيناه للناس في الكتاب أولئك يلعنهم الله.ويلعنهم اللاعنون - إلا الذين تابوا وأصلحوا وبينوا فأولئك أتوب عليهم وأنا التواب الرحيم   بقره 196-195  [‌براستي ‌کساني ‌که  پنهان  مي‌کنند  دلايل:  روشن  و  هدايتي‌که  ما  نازل  کرده‌ايم  بعد  از  آنکه  آنها  را  درکتاب  خويش  براي  مردم  بيان  داشته‌ايم‌.  اينان  را  خداوند  لعنت  مي‌کند  و  لعنت‌کنندگان  نيزآنان  را  لعنت  مي‌کنند،  مگر کساني ‌که  اين   کتمان  حق  را  مرتکب  شده  و  سپس  پشيمان  شده  و  توبه‌کرده  و کار  خويش  را  با  اعمال  نيک  اصلاح  و  جبران  نموده  و  خطاء  و  اشتباه  وگناه  خود  را  نيزبرملا  ساخته  و  برگردند  من  اينان  را  مي‌بخشم  و  توبه‌شان  را  مي‌پذيرم  و  من  بسيار  توبه  پذير  و  مهربانم‌]"‌.  و  سرانجام  و  نه  بعنوان  آخرين  حقوق‌،  اسلام  مقرر  مي‌داردکه  هرگرسنه  حق  داردکه  اطعام‌گردد  و  هر  برهنه  حق  داردکه  لباس  پوشانيده  شود  و  هر  بيماري  حق  داردکه  مداوا گردد  و  هر  شخص  ترسان  و  نگراني‌،  حق  داردکه  بدون  فرق  بين  رنگ  و  دين  و  زبان  و  نژاد  به  وي  تامين  و  امنيت  داده  شود،  همه  مردم  دراين  حقوق  مساوي  هستند.  اينها  است  تعاليم  و  رهنمودهاي  اسلام  در  تثبيت  و  تقرير  و  بيان  بعضي  از  حقوق  انسان  و  اينها  تعاليمي  است‌که  مصلحت  و  خير  همه  را  دراين  دنيا  دربر  مي‌گيرد  و  بالاترين  امتيازي‌که  در  اين  حقوق  است  اينست‌که  از  همه  مکتبها  و  مذاهبي‌که  از  حقوق  انسان  سخن‌گفته‌اند  پيشي‌گرفته  است  و  اسلام  اين  تعاليم  و  رهنمودها  را  بعنوان  ديني‌که  موجب  تقرب  بخداوند  است  مقرر  داشته  و  قرار  داده  است  همانگونه‌که  نماز  و  ساير  عبادت  موجب  تقرب  بخدا  است  اين  تعاليم  نيز چنين  هستند.  مجازات  پايمال ‌کردن  حقوق  ديگران

بيگمان  هرکس  حقوقي  دارد  و  اين  حقوق  هستندکه  به  انسان  اجازه  مي‌دهند که در افقهاي ‌گسترده  رها  شود  تا  بکمال  خويش  برسد  و پيشرفت  و  ترقي  ممکن  خود  را  بدست  آورد،  خواه  پيشرفت  و  ترقي  مادي  يا  معنوي  و  ادبي  و  اخلاقي  باشد.

بنابراين  هرگونه  تقويت  و  تنقيص  و  در  معرض  فوت  قرار  دادن  و کاهش  بوجود آوردن  در  حقي  از  حقوق  انسان‌،  جرم  وگناه  بحساب  مي‌آيد  و  بدين  جهت  است‌که  اسلام  جنگ  را  بهرشکل  و  صورتي  باشد،  منع  مي‌کند،  چون  جنگ  با  توجه  باينکه  تجاوز و  تعدي  بحق  مقدس  و حيات  و زندگي  است‌،  و هر چيزي ‌که  زندگي  را  اصلاح  کند،  ويران  مي‌نمايد  لذا  اسلام  جنگ‌،  توسعه  طلبي  وگسترش  نفوذ  و اقتدار و  سلطه جوئي  و  سيادت  طلبي  را،  منع‌کرده  است  و  مي‌گويد:

" تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض ولا فسادا، والعاقبة للمتقين  ‌...  [‌آري  اين  سراي  آخرت  را  تنها  براي  کساني  قرار  مي‌دهيم  که  اراده  برتري  جوئي  در  زمين  و  فساد  و  تباهي  را  ندارند  و  عاقبت  و  سرانجام  نيک  براي  پرهيزگاران  است  ]"‌.

و  اسلام  جنگ  انتقام  و  عدوان  و  ظلم  را  نيز منع ‌کرده  و گفته  است‌: " ولا يجر منكم شنآن قوم أن صدوكم عن المسجد الحرام أن تعتدوا وتعاونوا على البر والتقوى ولا تعاونوا على الاثم والعدوان واتقوا الله إن الله شديد العقاب     مائده  ٢  [‌و خصومت  وکينه  به  جمعيتي‌ که  شما  را  از آمدن  به  مسجدالحرام  (‌در  سال  حديبيه‌)  مانع  شدند،  نبايد  اين  خصومت  شما  را  وادار به  تعدي  و  تجاوز کند  و  همواره  در راه  نيکي  و  پرهيزگاري  با  هم  تعاون  و  همکاري‌کنيد  و  هرگز  در  راه‌گناه  و  تعدي  همکاري  ننمائيد  و  از  خداوند  بپرهيزيد  و  تقواي  او  پيشه ‌کنيد که  مجازاتش   شديد  است‌]"‌.  و  اسلام  جنگ  و  ويرانگري  و  تخريب  و  تدمير را  نيز منع  ساخته  و گفته  است‌:" ولا تفسدوا في الارض بعد إصلاحها     [پس  از  اينکه  در  روي  زمين  اصلاح  برپا  شد،  فساد  و  تباهي  نکنيد]"‌.  چه  موقع  جنگ  مشروع  و  جايز  است‌؟

از  نظر  اسلام  قاعده‌ کلي  و  اصلي  آنست‌که  سلامتي  و  امنيت  برقرار  باشد  پس  جنگ  حالت  استثنائي  دارد  و  براي  آن  هيچ  مجوزي  نيست‌،  مگراينکه  دريکي  ازدو  حالات  زير  باشد:
حالت  اول‌:  وقتي ‌که  جان  و  آبرو  و  مال  و  ميهن‌،  مورد  تجاوز قرار گيرد که  براي  دفاع  از  اين  مقدسات  جنگ  مشروع  و  روا  است‌.  خداوند  مي‌فرمايد:" وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم. ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين    [‌در  راه  خدا  بجنگيد  باکساني‌که  با  شما  مي‌جنگند  يعني‌کساني‌که  مانع  برپائي  راه  خدا  هستند،  بخاطر  آن  با  آنان  بجنگيد  و  در  اين  جنگ  تدافعي  مرتکب  تجاوز  بحقوق  ديگران  وگذشت  از  حق  و  عدالت  نشويد،  چون  براستي  خداوند  متجاوزان  را  دوست  نمي‌دارد  و گذشت  از  حق  و  عدالت  پسنديده  خداوند  نيست‌]"‌.  از  سعد  بن  زيد  روايت  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" من قتل دون ماله، فهو شهيد، ومن قتل دون دمه، فهو شهيد، ومن قتل دون دينه، فهو شهيد، ومن قتل دون أهله، فهو شهيد    [‌هرکس  درموقع  دفاع  از مال  و  جان  و  دين  و  خانواده  و  ناموس  خودکشته  شود  او  شهيد  است  يعني  دفاع  و  جنگ  در  اينگونه  موارد  مشروع  است‌]"‌.  بروايت  ابوداود  و  ترمذي  و  نسائي‌.  و  خداوند  مي‌فرمايد:" ومالنا ألا تقاتل في سبيل الله وقد أخرجنا من ديارنا وأبنائنا  [‌ما  را  چه  شده  است‌که  در  راه  خداوند  جهاد  و  جنگ  نمي‌کنيم  در  حاليکه  ما  را  از  ديارمان  و  از  ميان  فرزندانمان  رانده‌اند،  پس  شرايط  جهاد  محقق  شده  است  برايمان‌،  پس  بايد  بجنگيم‌]"‌.

حالت  دو‌م‌:  جنگ  براي  دفاع  از  دعوت  به  سوي  خدا  و  حمايت  از  تبليغ  دين  خدا،  بنابراين  هرکس  مان