  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" المائد  في البحر له أجر شهيد، والغرق له أجر شهيدين    [هرکس  در  دريا  دچار  تهوع  و  قي‌گردد  اجر  و  مزد  يک  شهيد  دارد  و  هرکس  غرق ‌گردد  اجر  و  مزد  دو  شهيد  دارد]"‌.
٢-  ابن  ماجه  از  ابو  امامه  روايت  کرده  است  که  گفت  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    شنيدم  که  مي‌گفت‌:" شهيد البحر مثل شهيدي البر والمائد في البحر كالمتشحط في دمه في البر وما بين الموجبتين كقاطع الدنيا في طاعة الله، وإن الله وكل ملك الموت بقبض الارواح، إلا شهيد البحر فإنه يتولى قبض أرواحهم.ويغفر لشهيد البر الذنوب كلها إلا الدين، ويغفر لشهيد البحر الذنوب والدين    [اجر  يک  شهيد  در  دريا  دو  برابراجر  شهيد  در  خشکي  است  و  کسيکه  در دريا  دچار سرگيجه  و تهوع  شود  اجرش  مانندکسي  است‌که  درخشکي  در  خون  خويش  بغلطد  وکسي‌که  فاصله  ومسافت  دوموج  را  طي‌کند  مانندکسي  است  که  دنيا  را  باطاعت  خدا  بپايان  برده  باشد  و  خداوند  ملک  الموت  عزرائيل  -‌را  مامور  قبض  ارواح‌کرده  است‌،  مگر  شهداي  در  دريا  راکه  خود  قبض  ارواحشان  مي‌کند  و  همه‌گناهان  شهيدان  خشکي  را  مي‌آمرزد  مگر  بدهکاري  را  و  همه  گناهان  شهداي  دريا  را  باضافه  بدهکاري  مي‌آمرزد]"‌.صفات  فرمانده جهاد  

فخري  صفاتي‌که  بايد  در  يک  فرمانده  جنگي  سپاه  وجود  داشته  باشد،  بقرار  زير  برشمرده  است‌:  
“‌برخي  از  حکيمان  ترک‌گفته‌اند:  فرمانده  سپاه  بايد  ده  خوي  و  خصلت  حيوان  را  داشته  باشد:  جرات  وشجاعت  شير،  وحمله  و  صولت  خوک‌،  و  مکاري  ونيرنگبازي روباه  و  شکيبائي  سگ  برزخم  و  جراحت  و  غارت  و  شبيخون‌گرگ‌،  و  پاسداري  و  حراست‌کرکي=  ‌کلنگ  وسخاوت  خروس  و  شفقت  خروس  برجوجه‌ها  و  پرهيزو  احتياط  زاغ  و  چاقي  تعروکه  هرچه  بيشتر  رنج  سفر  ببيند  چاقتر  مي‌شود  يعني  نبايد  سفر  و  رنج  فرمانده  را  لاغر  و  خسته  نمايد”‌. 

جهاد  همراه  نيکوکاران  و  بدکاران  
در  جهاد  شرط  نيست‌که  حاکم  عادل  باشد  يا  فرمانده  نيکوکار  باشد،  بلکه  در  هر  صورت  جهاد  واجب  است‌.  وگاهي  پيش  مي‌آيدکه  مرد  فاجر  و  تبه‌کار،  در  ميدان  جنگ  دلاورتر  وکارآزموده‌تر  از  ديگران  است‌.

وظيفه  فرمانده  سپاه  در  جهاد  
وظايف  و  تکاليف  واجب  فرمانده  نسبت  به  سربازان  بشرح  زير  است‌:
1-‌با  آنان  مشورت‌کند  و راي  آنان  را  بپرسد  و نبايد  مستبد  به  راي  خويش  باشد  و  بدون  آنان  تصميم  بگيرد.  چون  خداوند  مي‌فرمايد: " " وشاورهم في الامر    [‌و  با  ايشان  مشورت  کن  درکار]"‌.  از  ابوهريره  نقل  است  که  گفت‌:  “‌کسي  را  نديده‌ام  که  باندازه پيامبر صلي الله عليه و سلم    با  ياران  خويش  مشورت‌کرده  باشد.  احمد  و  شافعي  اين  روايت  را آ ورده‌اند.  
٢-‌فرمانده  بايد  با  سپاهيان  خويش  مهربان  و  ملايم  باشد  حضرت  عايشه‌گفت‌:  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   شنيدم  که  مي‌گفت‌:"  اللهم من ولي من أمر أمتي شيئا فرفق بهم، فارفق به    [‌خداوندا  هرکس  از  امت  من  بر  سرکاري  ولايت  و  فرماندهي  يافت  و  با  زيردستان  خود  ملايم  و  مهربان  رفتارکرد،  تو  نيز  با  وي  مهربان  باش‌]"‌.  مسلم  آن  را  آورده  است‌.  از  معقل  بن  يسار  روايت  است‌که  گفت‌:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ما من أمير يلي أمور المسلمين، ثم لا يجتهد لهم، ولا ينصح لهم، إلالم يدخل الجنة    [‌هرکس  فرمانده  مسلمانان  باشد  و  براي  آنان  تلاش  وکوشش  نکند  و  از  نصيحت  و  خيرخواهي  آنان  دربغ‌  ورزد،  او  داخل  بهشت  نخواهد  شد]‌".  ابوداود  ازجابر  روايت‌کردکه‌گفت‌:  “‌پيامبر صلي الله عليه و سلم   ازمسير سپاه  عقب  مي‌ماند  و  ضعيف  را کمک  مي‌کرد  و  با  خود  مي‌برد  و  بر  ترک  مرکوب  خويش  مي‌نشاند  و  راهنمائي  مي‌کرد”‌.  
٣-‌فرمانده  بايد  سپاهيان  تحت  فرماندهي  خويش  را  امر  بمعروف  و  نهي  از  منکر کند  تا  در  معاصي  وگناهان  نيفتند.  
٤-  فرمانده  بايد  گاه  و  بيگاه  سپاهيان  را  بازرسي‌کند  تا  از  سربازان  خويش  اطلاع  درست  داشته  باشد  و  مردان  و  ابزارهائي‌ که  براي  جنگ  صلاحيت  ندارند  از  رده خارج‌کند  وکساني  راکه  سربازان  را  وادار  به  ترک  جنگ  مي‌کنند  يا  شايعات  مي‌پراکنند  از  صف  سپاه  خويش  بيرون‌کند  و  بگويد  اينان‌کمک  نمي‌توانندکرد  و  قدرتي  ندارند  و  همچنين  تصميماتي  بگيرد  درباره ‌کساني  که  اخبار  و  اسرار  نظامي  افشا  مي‌کنند  و  فتنه  انگيزي  مي‌نمايند.
٥-‌فرماندهان  جزء  را  معرفي‌کند.  
٦-‌پرچم  و  علمها  را  بدست  خويش  ببندد.
٧-‌قرارگاههاي  شايسته  انتخاب ‌کند  و  بخوبي  از  آنها  حفاظت  و  حراست  نمايد.
٨-  براي  شناسائي  حال  دشمن  و  اخبار آنها  جاسوسان ‌گسيل  دارد.  

از  جمله  راهنمودهاي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آن  بود،‌که  هرگاه  اراده  جنگي  مي‌کرد،  از  آن  نام  نمي‌برد،  بلکه  از  غيرآن  نام  مي‌برد،  يعني  ازجنگ  محلي  سخن  مي‌گفت  و  قصد  جاي  ديگري  مي‌کرد،‌که  قبلا  براي  آن  تصميم‌گرفته  بود.  و  جاسوساني  مي‌فرستاد  تا خبردشمن  را  برايش  بياورند  و خود  سپاهيان  را  مرتب  مي‌کرد  و خود  پرچمها  و لواها  را  مي‌بست‌.  ابن  عباس‌گفت‌:  پرچم  پيامبر صلي الله عليه و سلم    سياه  و لواي  او سفيد  بود.  ابوداود  آن  را  روايت  کرده  است‌.  

وصيت‌ها  و  سفارشات  ييامبر صلي الله عليه و سلم بفرماندهانش
ابوموسي  اشعري‌گويد:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    هرگاه  يکي  از  يارانش  را  براي‌ کاري  گسيل  مي‌داشت  مي‌فرمود:"  بشروا، ولا تنفروا، ويسروا، ولا تعسروا     [هرکس  را که  به  اسلام  آوردن  او  اميدوار هستيد  و هر کس  را که  توبه ‌کند  و  ايمان  بياورد  و  عمل  صالح  پيشه  کند  بوي  مژده  رحمت  خدا  بدهيد  و  با  تهديد  و  تخويف  مردم  را  متنفر  وگريزان  مسازيد  و بر مردم  آسان  بگيريد  و شدت  و سختي  بخرج  ندهيد،  چون  اين  شيوه  بهتر  است  براي  جلب  مردم  بدين‌]"‌.

باز  هم  اوگويد:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    من  و  معاذ  را  به  يمن  روانه  نمود  وگفت‌:

’‌’ يسروا ولاتعسروا، وبشروا ولا تنفروا، وتطاوعا، ولا تختلفا   [‌آسان  بگيريد  و  سخت  مگيريد  مژده  بدهيد  وگريزان  مسازيد  با  هم  موافق  باشيد  و  اختلاف  مکنيد]"‌.  هردو  حديث  را  شيخين  روايت‌کرده‌اند  انس‌گويد:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" انطلقوا باسم الله، وبالله، وعلى ملة رسول الله، ولا تقتلوا شيخا فانيا   ولا طفلا صغيرا، ولا امرأة  ، ولا تغلوا، وضموا غنائمكم، وأصلحوا، وأحسنوا   إن الله يحب المحسنين بروايت  ابوداود  [‌برويد  با  خدا  و  بنام  خدا  و  بر  دين  رسول  خدا،  پير مردان  از کار  افتاده  را  مکشيد  -  مگر  اينکه  در  جنگ  شرکت‌کنند  يا  صاحب  راي  و  تدبير  جنگي  باشند،  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم    دستور  داد که  زيد بن  صمّه  راکه  بيش  از  يکصد  و  بيست  سال  داشت  و داراي  راي  و تدبير  بود  بکشند  -  و کودکان  را  مکشي