" (صلوا كما رأيتموني أصلي) [بهمانگونه  نماز  بخوانید که  مرا  می‌بینید کـه  نماز  می‌گزارم‌]"  بمانند  من  نماز  بگزارید.  بخاری  آن  را  روایت ‌کرده  است‌.

 

بسمله =‌بسم‌ الله ‌الرحمن  الرحیم

همه  علماء  (‌فقهاء  و  مفسرین‌)  اتفاق  دارند،  بر  اینکه  بسمله  جزو  آیه‌ای  است  در  سوره  «‌نمل‌»  و  در‌باره  بسمله  در  اول  همه  سوره‌های  قرآن  اختلاف  است ‌که  سه  مذهب  و  رای  مشهور  هستند:

اول‌:  بسمله  آیه‌ای  است  از  سورة  فاتحه  و  همچنین  در  تمام  سوره‌های  قرآن‌.  

بنابر این  خواندن  بسمله  در  سوره  فاتحه  در  نماز  واجب  است  و  حکم  فاتحه  را  دارد.  چه  بصورت  سری  (‌نهانی‌)  و  چه  بصورت  جهری  (‌آشکار)[4]‌.  قویترین  دلیل  این  مذهب  حدیثی  است ‌که  از  نعیـم  مجمّر  روایت  شده‌ که ‌گفته  است‌:  “‌پشت  سر  ابوهریره  (‌یعنی  به  امامت  ابوهریره‌)  نماز  می‌خواندم  که  نخست بسم الله الرحمن الرحيم  را  خواند  سپس  فاتحه  را،  تا  آخر  حدیث‌.  و  در آخر آن  حدیث‌ گفت‌:" والذي نفسي بيده أني لاشبهكم صلاة برسول الله صلى الله عليه وسلم [سوگند  به  آنکس‌ که  جانم  در  دست  اوست‌،  نماز  من  بیشتر  از  همه  به  نماز  پیامبر  نزدیک  است  و  بدان  شباهت  دارد]"‌.  نسائی  و  ابن  خزیمه  و  ابن  حبان  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.  حافظ  در  “‌الفتح‌“ ‌گفته  است  این صحیح‌ترین  حدیث  است  درباره  نماز  جهری  و  بسمله‌.

دوم‌:  بسمله  خـود  آیه‌ای  است‌،  مستقل ‌که  برای  تیمن  و  فاصله  سوره‌های  قرآن  از  یک  دیگر،  نازل  شده  است‌.  بنابر این  مذهب‌،  قراء‌ت  آن  در  فاتحه  جایز،  بلکه  مستحب  است  ولی  بلند  خواندن  آن  سنت  نیست‌،  زیرا  انس ‌گفته  است‌:  “‌پشت  سر پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  پشت  سر  ابوبکر  و  عمر  و  عثمان  -‌رضی  الله  عنهم  -‌نماز  خوانده‌ام‌ که  

هیچیک  با  صدای  بلند،  بسـم  الله  الرحمن  الرحیـم  را  نمی‌خواندند“‌.  نسائی  وابن  حبان  و  طحاوی  با  اسناد  برابر  شرایط  ‌“‌صحیحین‌“  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.

سوم‌:  بسمله  نه  آیه‌ای  است  ازسوره  فاتحه  و  نه  از  سوره‌های  دیگر،  و  خواندن  آن  در نمازهای  فرض  چه  جهری  و  چه  سری‌،  مکروه  (‌ناپسند)  است  بخلاف  نمازهای سنت‌.  این  مذهب  قوی  نیست‌. 

ابن  القیم  بین  مذهب  اول  و  دوم  تلفیق  نموده  و گفته  است‌:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  (‌در  نماز)  گاهی  بسـم  الله  الرحمن  الرحیم  را  آشکارا  و گاهی  نهانی  می‌خواند  و  بیشتر  نهانی  می‌خواند،  بدون  شک  هرگز  در  همه  نمازهای  پنجگانه  در  شبانه  روز  چه  در  سفر  و  چه  در  حضر،  آن  را  آشکارا  و  با  صدای  بلند،  نخوانده  است  و الا  برخلاف  راشدین  و جمهور  اصحاب  و  مردم  عربستان  پنهان  نمی‌ماند“‌. 

 

 کسی‌ که  نمی‌تواند  بـخوبی  فاتحه  را  بخواند

خطابی  گفته  است‌:  اصل  بر  آن  است  که  نماز  بدون  قراء‌ت  و  خواندن  فاتحه‌،  کفایت  نمی‌کند  و  جایز  نیست‌.  و  معقول  آنست ‌که  قراء‌ت  فاتحه‌،  برای ‌کسی  واجب  است‌ که  آن  را  بخوبی  و  نیکو  بداند،  پس  هرگاه  نمازگزار،  نتواند  فاتحه  را  بخوبی  بخواند  و  غیر  آن  را  از  قرآن  بخوبی  بداند،  بر  وی  فرض  و  واجب  است‌ که  باندازه هفت  آیه  از قرآن  بخواند.  زیرا  بهترین  ذکر  بعد  از فاتحه‌،  آیات  دیگر  قرآن  است‌.

 اگر نمازگزار،  بطور کلی  بنا  بعلتی ‌که  در مزاج  اوست‌،  یا  بنا  به  سوء  حافظه  یا گنگی  و  نقصی‌ که  در زبان  اوست  یا  بنا  به  عارضه‌ای ‌که  برایش  پیش  آمده  است‌،  نتواند کـم  و  زیاد  قرآن  را  یاد  بگیرد  و  بیاموزد،  بهترین  ذکر  و  دعا،  بعد  از  قرآن‌،  چیزی  است‌ که  

پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  مردم  یاد  داده  است‌.  از  جمله‌:  تسبیح  و  تحمید  و  تهلیل‌.  چه  از او  روایت  شده  است  که‌:" (أفضل الذكر بعد كلام الله، سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلا الله، والله أكبر) (‌پایان  سخن  خطابی‌)  [‌بهترین  ذکر  بعد  از  سخن  خدا  این‌ کلمات  است‌:  پاک  و  

منزه  است  خداوند،  همه  ستایش  سزاوار  او است‌،  هیچ  معبود  بحقی  نیست  جز  الله‌،  الله  بزرگتر  از  هر  چیزی  است‌ که  شما  تصورکنید]".

حدیث  رفاعه بن رافع  سخن  خطابی  را  تایید  می‌کند که  می‌گوید:  “‌‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  را  به  مردی  یاد  داد  و  فرمود:" (إن كان معك قرآن فاقرأ وإلا فاحمده وكبره وهلله ثم اركع) [اگر  چیزی  از  قرآن  می‌دانی  آن  را  بخوان‌،  چنانچه  از  قرآن  چیزی  نمی‌دانی  خدای  را  حمد  و  تکبیر و  تهلیل ‌گوی‌]"‌.  ابوداود  و  ترمذی  و  نسائی  و  بیهقی  آن  را  روایت ‌کرده  و  ترمذی  آن  را  ‌“‌حسن‌“  دانسته  است.

5-رکو‌ع
فرضیت  آن  مورد  اجماع  فقهاء  است‌،  زیرا  خداوند  می‌فرماید:"  يأيها الذين آمنوا اركعوا واسجدوا  [5]  [ ای‌ کسانیکه  ایمان  آورده‌اید  (‌در نماز)  به  رکوع  بروید  و  سجده کنید]".

چگونه  رکـوع  تحقق  می‌یابد؟
با  خمیده  شدن  بگونه‌ای ‌که  دستها  به  زانو  برسد،  رکوع  تحقق  می‌یابد،  طمانینه  و  آرامش  در  رکوع  لازم  است‌،  ز‌برا  در  حدیث‌:" المسئ في صلاته آمده  بودکه‌: (ثم اركع حتى تطمئن راكعا) [سپس  به  رکوع  برو  تا  اینکه  آرامش  و  سکون  می‌یابی‌]"‌.  از  ابوقتاده  روایت  شده  است‌ که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرموده‌:" أسوأ الناس سرقة الذي يسرق من صلاته  [بدترین  دزد  کسی  است  که  از  نماز  خویش  می‌دزدد]"‌. گفتند  ای  پیامبر  خدا،  چگونه  از  نمازش  دزدی  می‌کند؟  فرمود:" (لا يتم ركوعها ولا سجودها)  یا  فرمود:" لا يقيم صلبه في الركوع والسجود)  [رکوع  و  سجود  خود  را  بدرستی  انجام  نمی‌دهد  یا  در رکوع  وسجود  پشتش  بطور مستقیم  قرار نمی‌گیرد =  طمانینه  را  مراعات  نمی‌کند]"‌.  احمد  و  طبرانی  و  ابن  خزیمه  و  حاکم  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.  و  حاکم  آن  را  “‌صحیح  الاسناد“  دانسته  است‌.

ابومسعود  بدری‌ گفته  است ‌که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرموده  است‌:" (لا تجزئ صلاة لا يقيم الرجل فيها صلبه في الركوع والسجود) [نمازی ‌که  نمازگزار  در آن  در  رکوع  و  در  سجود،  پشتش  را  راست  نکند  و آرامش  و  سکون  در آنها  را  مراعات  نکند، ‌کفایت  نمی‌کند  و  

قبول  نیست‌]"‌.  هر  پنج  نفر  از بزرگان  محدثین  و  ابن  خزیمه  و  ابن حبان  و  طبرانی  و  بیهقی  آن  را  روایت ‌کرده‌اند،  و  بیهقی‌ گفته  است‌:  اسناد  آن  صحیح  است‌.  و  ترمذی  گفته  است‌:  ‌“‌حسن  و  صحیح‌“  است‌.  و  دانشمندان  اصحاب  و  پیروان  آنان  بدین‌گونه  عمل  نموده‌اند  و رایشان  بر این  بوده  است‌ که  در  رکوع  و  سجود،  پشت  باید  بصورت  مستقیم  و کشیده  قرار گیرد.  از حذیفه  نقل  شده  است ‌که‌:  او  مردی  را  دید که ‌رکوع  و  سجود  را  ناقص  انجام  می دهد،  به  وی ‌گفت‌:  تو  نمازت  را  نخواندی‌،  اگر  بمیری  بر  دین  غیر  دین  محمد  می‌میری‌“‌.  بخاری  آن  را  روایت ‌کرده  است‌.

6-برخاستـن  از  رکوع  و  راسـت  ایستادن  و  توقف کوتاه  (