 پنج حالت دارند:
1-‌اگر دختر پسر تنها باشد و ولد صلبي همراه او نباشد نصف تركه را مي‌برد. 
٢-‌اگر دختران پسر دو نفر يا بيشتر باشند و ولد صلبي همراه نداشته باشند دو  سوم از ارث مي‌برند. 
٣-‌اگريكي يا بيشترباشند ويك دخترصلبي متوفي همراه آنها باشد يك ششم ‌مي‌برند تا دو ثلث‌كامل‌گردد مگر اينكه‌كسي با آنها باشدكه دردرجه آنها است يعني پسرپسر نيزهمراه آنها باشدكه عصبه مي‌شوندكه بعد از نصيب و سهم دختر متوفي باقيمانده ازآن آنها خواهد بودكه سهم مذكر دو برابر سهم مونث مي‌باشد.
٤-‌با وجود پسر متوفي ارث نمي‌برند.
٥-‌با وجود دو دختر يا بيشتر صلبي متوفي ارثي نمي‌برند مگر اينكه پسرپسر همراه داشته باشند كه در درجه آنها باشد يا پايين‌تر از آنها باشد كه عصبه مي‌شوند[5]‌.

احوال مادر
خداوند مي‌فرمايد:" ولابويه لكل واحد منهما السدس مما ترك إن كان له ولد فإن لم يكن له ولد وورثه أبواه فلامه الثلث فإن كان له إخوة فلامه السدس  نساء ١٠ [هريك از  پدر و مادر ميت يك ششم از ارث او مي‌برند اگر فرزندي داشته باشد و اگر ميت فرزندي نداشته باشد و تنها پدر و مادرش از او ارث مي‌بردند مادرش يك سوم و پدر باقي‌مانده را مي‌برد و اگر ميت برادراني داشت مادرش يك ششم مي‌برد]"‌. مادر سه حالت دارد:                       

1-‌مادريك ششم مي‌برد وقتي‌كه همراه او فرزند متوفي يا فرزند پسرش يا دو نفر برادرش يا خواهرانش باشند خواه اين برادران و خواهران از جهت پدر و مادر يا ازجهت پدرتنها يا ازجهت مادرتنها باشند. فرق نمي‌كند. 
٢-‌اگر هيچيك از آنهاكه نام برديم همراه مادر نباشد يك سوم همه تركه را مي‌برد.           
٣-‌اگرآنهاكه نام برديم همراه مادرنباشند يك سوم باقيمانده بعد از سهم يكي از زوجين را مي‌برد و اين در دو مساله‌كه غرائيه ناميده مي‌شوند مي‌باشد.
اول در حالي است‌كه متوفي زن باشد و شوهر و والدين را بجاي بگذارد. 
دوم اينكه متوفي شوهر بوده و همسر و والدين را بجاي بگذارد.

احوال جده‌ها = مادر پدر و مادر مادر = مادربزرگها
از قبيصه بن ذويب روايت شده است‌كه‌گفت‌: جده‌اي نزد ابوبكر آمد و از او ميراث خود را خواست‌، ابوبكرگفت‌: دركتاب خدا ازسهم شما حرفي زده نشده و چيزي‌ نداري و در سنت پيامبر صلي الله عليه و سلم  نيز چيزي سراغ نداريم‌، برگرد تا اينكه از مردم سوال‌كنم‌. لذا در اين باره از مردم سوال‌كرد. مغيره بن شعبه‌گفت‌: من در حضور پيامبر صلي الله عليه و سلم  بودم‌كه يك ششم بجده داد. ابوبكرگفت‌: آياكسي با تو حاضر بود؟ محمد بن مسلمه انصاري برخاست سخني همچون سخن مغيره زد. لذا ابوبكريك ششم بدان جده داد. قبيصه ‌گفت‌: سپس جده‌اي ديگرآمد نزد عمر خطاب و از او ميراث خود را طلبيد. عمرگفت‌: تو دركتاب خدا سهمي‌ نداري ولي اين سهم يك ششم هست‌كه اگرشما دو جده باشيد اين يك ششم بين شما است و هركدام تنها  باشد از آن او است و من چيزي برآن نمي‌افزايم‌. بروايت پنج نفر از صحاح جز نسائي و بتصحيح ترمذي‌.
جدات صحيح سه حالت دارند:[6]
1-‌اين جدات يك ششم دارند خواه يكي تنها باشد يا بيشتر باشند و اگر درجه آنها مساوي باشد مانند مادر مادر و مادر پدر دراين يك ششم ‌بطور مساوي شريك هستند. 
 ٢-‌جدات قريب و نزديك از هر جهت باشند جدات بعيده را حجب و محروم مي‌نمايند مثلا مادر مادر، مادر مادر مادر را و همچنين مادر پدر پدر را نيز حجب و محروم مي‌نمايد.
٣-‌جدات هرجهتي داشته باشند خواه ازجهت پدر يا مادر، به وسيله مادر ميت ساقط مي‌شوند وهركس ازجانب پدرميت با ميت پيوند داشته باشد به وسيله پدر ميت ساقط مي‌شود، ولي‌كسي‌كه ازجانب مادربا وي پيوند داشته باشد به وسيله پدرساقط نمي‌شود، جد مادرش را حجب مي‌كند چون مادرجد بسبب جد نسبت به ميت قرابت يافته است‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌مراد  از  ولد  فرع  وارث  است  خواه  مذكر  یا  مونث  و از  آیه  استفاده  می شود كه  اگر  متوفی  ولد  نداشته  باشد  یك  سوم  از آن  مادر  و باقی  از  آن  پدر است‌.  مولف
 پدرسه  احوال‌ برایش  پیش‌ می‌آید:  حالتی‌كه  بطریق  فرض ‌و سهم  معین  شده  ارث  می‌برد.  و حالتی‌كه  بطریق  خویشاوندی  و عصبیت  و تعصیب  ارث  می‌برد  وحالتی‌كه  در آن  بطریق  فرض‌ و تعصیب  هردو  با  هم ‌ارث  می‌برد  و ارث  به  اوتعلق  می‏‎گیرد  پس  درسه  حالت  و از سه  جهت  بپدر ارث  تعلق  می‌گیرد:  
حالت  اول‌:  در  این  حالت  بطریق  فرض  وسهم  معین  ارث  می‌برد  و آن  وقتی  است‌كه  همراه  او فرزند  مذكر متوفی  تنها  یا  همراه  با  غیر خود  با  او وجود  داشته  باشد  دراین  حالت  سهم  معین  پدر 6/1‌است‌.  
حالت  دوم‌:  در  این  حالت  پدر  بطریق  تعصیب  ارث  می‌برد  و  آن  وقتی  است‌كه  متوفی  فرزندی  نداشته  باشد  خواه  مذكر  یا  مونث‌.  در  این  حالت  اگر  پدر  تنها  باشدكل  تركه  میت  را  می‌برد  و  اگر  یكی  از  صاحبان  فروض‌با  وی ‌موجود باشدباقیمانده‌ از سهام ‌معین ‌آن  را  می‌برد.
حالت  سوم‌:  در  این  حالت  پدر  بطریق  فرض  و  تعصیب  هر  دو  ارث  می‌برد  و  این  وقتی  است‌كه  همراه  پدر  متوفی  فرزند  مونث  نیز  داشته  باشد  دراین  حالت  یك  ششم  را  بطریق  فرض  و  سهم  معین  می‌برد  و  باقیمانده  سهام  اصحاب  فروض  را  بطریق‌تعصب  می‌برد.  درهر  سه  حالت  مقصود  از  فرزند  فرع  وارث  و  فرزند  ارث  برنده  است‌.  نه  فرع  غیر وارث‌. 
[2] -‌برای  تحقیق‌كافی  و روشن  نمودن  این  مساله  مشكل  و  غامض  واختلافات  و  صورتهای  مختلف  آن  و  مثال  واضح  و  روشن  مراجعه  شود  به  ارث  در  اسلام ‌كانیمشكابی  ص  ١٣٢-‌121 . خدا  رحمتش‌كندكه  بسیار  نیكو  توضیح  داده  است‌كه  اینجا  جای  این  تفصیل  نیست‌.  مترجم
[3] -‌كلاله‌:‌ كسی‌ كه  بمیرد  و  پدر و  فرزندی  نداشته  باشد.  وارثی‌ كه  پدر  یا  فرزند  مرده  نباشد.كلاله  به‌كسانی  اطلاق  می‌شودكه  از  میت  ارث  می‌برند  و  واجب  النفقه  هستند  یعنی  پدر  و  مادر  یا  فرزند  و  نوه  میت  نیستند كلاله  در  این  آیه  درمورد  برادر  و  خواهر  به‌كار  رفته  است  چون  تا  وقتی‌كه  طبقه  اول  ارث  پدر  و  مادر  به  بالا  و  فرزند  و  نوه  بپایین  موجود  باشند  نوبت  ارث  به  برادر  و  خواهر  نمی‌رسد.
پس ‌كلاله‌ كسی  است‌كه  پدر  و  فرزند  پسر  یا  دختر  ندارد  و  مقصود  از  برادر  و  خواهر  اینجا  برادران  مادری  است  و  از  این  آیه  معلوم  می‌شودكه  این  برادران  و  خواهران  مادری  سه  حالات  دارند: 
 1-‌اگر  یكی  باشد  خواه  مرد  یا  زن  6/1‌سهم  از  تركه  میت  می‌برد.
٢-‌اگر  ٢  نفر  یا بیشتر  ازدو  نفر  باشند  همگی  مذكر  و  مونث  بطورمساوی  در3/1‌ تركه  شریك  هستند. 
 ٣-‌این  برادران  وخواهران  مادری  با  فرع  وارث  میت  مانند  فرزندش  یا  فرزند.پسرش  و  با  اصل  ارث  گیرنده  مذكر  مانند  پدرمیت  یا  جد  میت  محروم  می‌شوندازارث  و  چیزی  نصیبشان  نمی‌شود  ولی  با  مادر  و  جده  متوفی  محجوب  و محروم  نمی‌شوند.  مترجم 
[4] - برادران  و  خواهران  ابوینی  