از هیچکس پروائی نداشته باش».
و از اینجاست که عمر (رض) دولت را دستور میدهد که همه هموطنان را تحت نظر و مراقبت داشته باشد، تا هیچکس از حق خود و نیاز خود تجاوز نکند.
چون هر کس بیش از کفایت خود داشته باشد به هموطن دیگر خود تجاوز کرده و حق او را غصب کرده است و در این مورد می فرماید:
(و اکتف بما یکفیه من الکفاف) «و باید با داشتن قوت اکتفا نماید».
این شعاههایی از انوار آن خطبه پر ارج است ... ، از سوسیالیزم با ابعاد مختلفش گسترده‌تر است، و اصول کامل آسمانی را برای بشر مطرح می نماید، و با اعجازی شگفت انگیز میان حق خدا و حق بندگان خدا پیوندی ناگسستنی ایجاد می نماید. اگر همه کمونیستها به صف نزد ما بیایند، و بگویند که سوسیالیزم عمر و اسلام کجاست؟ بالفور و شتاب خواهیم گفت:
(أخذ الحق من کل أحد علیه حق وتأدیة الحق إلی کل أحد له حق).
«حق را باید از هر غاصب گرفت و به مستحق پرداخت».
(ولا تصانع فی ذلک أحداً، واکتف بما یکفیه من الکفاف) «و در گرفتن حق از هیچکس شرم و حیا نداشته باشد، و باید با داشتن قوت اکتفا کند».
و حالا ما به گفتاری عجیب تر می پردازیم ... به یک نظام سوسیالیزم که امیرالمؤمنین حضرت عمر آن را بطور بی نظیر تنظیم و مجسم می فرمایند.در فتح قادسیه حضرت عمر سخنرانی بلیغی بیان فرمود:
(إنی حریصٌ علی أن لا أدع حاجة إلّا سددتها، ما اتسع بعضنا البعض، فإذا عجز ذلک عنا تآسینا فی عیشنا، حتی نستوی فی الکفاف).
«من حریصم بر اینکه هر کس حاجتی داشته باشد آن را برایش برآورده کنم، تا زمانی که بعضی از ما بتوانند بعضی دیگر را در میان خود جای دهند. پس اگر وضع چنان شود که نتوانیم خواهشهای همدیگر را برآورده کنیم باید در زندگی و رفاه مانند هم باشیم. تا اینکه کسی بر دیگری برتری نداشته باشد و همه به خودکفائی برسند. حضرت عمر (رض) روش رسیدن به خودکفایی کامل را تشریح فرموده خود کفایی را به صورتی جدی و دقیق درجه بندی نموده است. (إنّی حریصٌ علی أن لا أدع حاجة إلا سددتها ...).
«حرص من این است که هر حاجت مشروعی را برآورده سازم». دولت جمهوری اسلامی بریاست حضرت فاروق (رض) حریص است که حاجت هر شهروند را بر آورد.
(ما اتسع بعضنا لبعض) «تا اندازه ای که بعضی از ما از عهدة آن برآئیم».
تا زمانی که از عهده دولت و تولیدات و خزانه دولت برآید، باید نیازهای همه مردم را برآورده سازد، و هر گاه که دولت از برآوردن حاجات و نیازهای عموم مردم عاجز شد:
(تآسینا فی عیشنا) «به صورت مساوی با هم زندگی خواهیم کرد» همه با هم برابر در همه امکانات شریک خواهیم شد؛ همة هموطنان زندگی یکسانی خواهند داشت، «و بالا شهری و پایین شهری نخواهد بود». و بر دولت لازم است که مساوات و برابری همه هموطنان را رعایت کند. چرا؟
(حتی نستوی فی الکفاف) «تا اینکه به کفاف برسیم» تا اینکه به درجه ای برسیم که همه به حالت خودکفایی برسند و حد خودکفایی به منطق عمر (رض)  و منطق اسلام همین است.
و ما به شرق و غرب اعلان می کنیم که ما این گنج پر بها را از عدالت عمر، عدالت اسلام بدست آورده ایم و کمونیستها با دیدن دژهای گرانقدر این گنج به حالت تشویق فریاد زده خواهند گفت: ما تا به حال نمی دانستیم که اسلام این چنین دستورات عجیبی دارد !
و نظام سرمایه داری با دیدن غرایب این گنج مبهوت شده دهانش را باز نگه داشته و با تعجب و لرز خواهد گفت: اگر همه بشریت با همکاری همدیگر خواسته باشد نظام اقتصادی همچون نظام اسلام بوجود آورد هرگز نمی تواند.
پس چه شده است که ما مسلمانان با داشتن چنین گنجینه های پُر بها چیزی را از آن برای خود انتخاب نمی کنیم؟.
من به همة جهان اعلام می کنم که اگر کمونیستها و یا سرمایه داران خواسته باشند نظامی بیابند که مذهب اقتصادی خود را با آن درست کنند از اسلام استفاده کنند، و با الهام از اسلام سوسیالیزم صحیح و سرمایه داری صحیح را پایه ریزی نمایند. چون حضرت عمر (رض) می فرماید: (لا أدع حاجة الا سددتها، ما اتسع بعضنا لبعض، فإذا عجز ذالک عنا تآسینا فی عیشنا، حتی نستوی فی الکفاف) «هر گاه حاجتی یافتم آن را برآورده کنم ، تا موقعی که با همکاری همدیگر از عهده آن برآئیم».
 سپس اگر از برآوردن آن عاجز شدیم تا زمان رسیدن به خودکفائی همه با هم زندگی یکسانی خواهیم داشت. بعد از این تعلیم عمر رضی الله عنه برای کمونیستها چه سرمایه ای می ماند؟ و بعد از اینکه حضرت عمر رضی الله عنه با گفتارش بر علیه سرمایه داری اعلام جنگ سخت نمود، دیگر سرمایه داران چه چیزی برای گفتن خواهند داشت؟
قسم به پروردگار آسمان و زمین که ما از نظر سیاسی و فکری و اقتصادی و ادبی و اجتماعی استعداد رهبری و پیشوایی را داریم.
در آنچه که تقدیر، استعدادِ آن را به ما داده هرگز نباید زیاده روی و افراط کنیم. ما امت وسط و میانه هستیم ... نه به سوی شرق و نه به سوی غرب؛ بلکه میزان و سنجش نزد ماست. 
ترازوی آسمانی پیش ما است ... ما عدالت داریم ... عدالت از پروردگار آسمانها ... پس با داشتن این همه فضایل به شرق کج نمی شویم و به غرب انحنا نمی یابیم و فقط به طرف حق، و بر حق، و به خاطر حق، زندگی خواهیم کرد.
ای فرزندان دولت اسلامی بزرگ! از اینکه از پایه های بزرگی خود غافل شوید بپرهیزید ... و بدانید که اگر عدالت عمر در مقابلش رژیمهای کمونیستی و یا سرمایه داری قد علم کنند، آن دو مانند کودکانی می مانند که در برابر قهرمانی بزرگ ایستاده باشند. رئیس جمهوری اسلامی حضرت امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه در برابر رؤساء سمیناری ترتیب می دهند. در این سمینار فرمانداران و فرماندهان سپاه اسلام حضور بهم می رسانند ... در این سمینار حضرت رئیس جمهور و خلیفة بر حق رسول خدا خطابی ایراد فرمودند. که در آن آمده است : (ألا وإنی لم أبعثکم اُمراء و لا جبارین، ولکن بعثتکم أئمة الهدی، یعتدی بکم، فأدروا علی المسلمین حقوقهم، ولا تضربوهم فتدلوهم، ولا تحمدوهم فتفتنوهم، ولا تغلقوا الأبواب دونهم، فیأکل قویهم ضعیفهم).
«بدانید که من شما را دستور دهنده و ستمگر و مجبور کننده بر مردم نفرستادم، و لیکن من شما را به عنوان پیشوایان هدایت دهنده فرستادم، تا مردم در کارهایشان به شما اقتدا کنند، پس حقوق مسلمانان را بپردازید، و آنها را نزنید که دلشکسته و ذلیل خواهند شد، و زیاد آنها را مدح نکنید که به فتنه خواهند افتاد، و درها را بر روی آنها نبندید که در آن صورت قلدران ضعیفان را از بین خواهند برد».
پس از آن همه ملت را مورد خطاب قرار داده فرمود:
(أیها الناس، إنی أشهدکم علی أمراء الأمصار، إنی لم أبعثهم إلا لیفقهوا الناس دینهم، ویقسموا علیهم فیئهم، ویحکموا بینهم، فإن أشکل علیهم شئ رفعوه إلیَّ).
«ای مردم! من شما را بر امیران خود در همه جا گواه می گیرم، من آنها را نفرستادم مگر به این خاطر که مردم را در دین خود آگاه سازند و اموال را میانشان تقسیم کنند و میان آنها به عدالت داوری کنند سپس اگر در مسائلی مشکلی پیش آمد مرا با خبر کنند.
این قسمتی از سخنرانی آن بزرگ مرد در میان نمایندگانش می باشد