جا هم مدرسه‌ای بنا کردم، و در آبادی مزهر شهر حکمیین –حکامیه– مدرسه‌ای بازکردم و در اول رجب هم مسجد آن‌جا را تعمیر کردم که اولین مسجدی بود در تهامه تعمیر می‌شد، سپس در اوایل ماه شعبان به صامطه برگشتم و در منزل ناصر خلوفه که از برجسته ترین و گرامی ترین شاگردان آنجا بود و توان آمد و رفت نداشت و نمی‌خواتستم او را به تکلّف و مشقت وادارم دوّمین مدرسه را دایر کردم و تا کنون هم در آن‌جا مستقر شده‌ام.علی رغم این‌که شیخ قرعاوی(رح) با مشکلات زیادی مواجه که به سبب افراد حسود و تلبیس افراد مغرض به وجود آمد، اما در حقیقت حکومت-خداوند توفیق خیرش دهد- از او غافل نماند بلکه هیئتی را ارسال نمود تا از نزدیک ماجرا را بررسی نمایند، اما جهد و کوشش استاد قرعاوی هیئت بازرس را شگفت‌زده کرد و گزارشی که تهیه کردند از از دعوت شجاعانه‌ی ایشان خبر می‌داد که که متکی بر کار و فعالیت و خلوص نیت و سلامت هدف بود، این گزارش تأثیر زیادی بر مسئولین نسبت به او گذاشت ...، بنابراین ملک عبد العزیز(رح) در سال (1367هــ) نسبت به کار و فعالیت استاد قرعاوی خوشحال شد و در سال (1367هـ) دستور داد حقوق و هزینه‌های جهت پیشبرد کار ایشان در نظر گرفته شود، و ولی‌عهد ملک سعود(رح) در سال (1363 هـ) کمکهایی برای استاد فرستاد و به کارگراران و قضات هم سفارش کرد که به صورت سالانه ادامه داشته باشد. قبل از انتقال «امیر خالد سدیری» از امارت جازان در سال (1362 هـ) واسطه‌گری کرد که حکومت طلاب علوم دینی را مساعده‌ی مالی کند، لذا (300)ریال حقوق ماهیانه از سوی حکومت جهت ایشان تعیین شد، و از دارایی صامطه برای (30) نفر طلبه خرج می‌شد، همان‌گونه که امیر خالد کل هزینه‌های دفتر و ادوات مدرسه را بر عهده گرفت، و هنگامی که امیر محمد بن احمد سدیری در سال(1364) به جازان آمد، از خط مشی برادرش خالد پیروی کرد و تاکید نمودند که تمامی قضات و کارگزاران حکومتی از هیچ کمکی نسبت به شیخ قرعاوی دریغ نکنند. سپس شیخ عبدالله قرعاوی در منطقه جازان در بخش معارف در سال (1373هـ) به عنوان معتمد منصوب شد، اما در همان سال از منصب خود استعفاء کرد، و در مدارس خود مشغول تدریس شد، و همچنان کمک‌های حکومت به مدارس استاد ادامه یافت که منطقه‌ی زیادی را در برگرفته بود، و از طرف دیگر ملک سعود: در سال (1374هـ) فرمان صادر کرد که این مدارس دارای توازن مستقل باشند و پشتیبانی از این مدارس را به شیخ محمد بن ابراهیم: واگذار کردد، اما ایشان بعلت کثرت مشاغل از قبول این مسنولیت پوزش طلبید.بنابراین ملك سعود: هنگامي كه به ديدار پدر استاد: رفت؛ در مجلس با شكوهي افزود: « من بر مدارس شيخ قرعاوي نظارت كامل دارم، و استاد قرعاوی در نزديكي آن جایگاهی برای سکونت برگذيد تا از مدرسه و اقتصادی و دارایی وادارات دولتي مربوطه نزديك باشد، زیرا وزارت اقتصادی و دارایی نماینده‌ای را جهت خرج بر طلاب و مدرسین و کارمندان منصوب کرده‌بود. در سال (1371 هــ) ولي‌عهد براي بازسازی مدرسه و مسجد جامع شهر صامطه هزينه كلاني از درآمد شهر جازان پرداخت كرد. و پیروی مدارس و امر ملك سعود در این رابطه و هماهنگي او با شيخ قرعاوي نقل می‌گردد. همچنان كه وزارت معارف اسلامی اولين وزير خود را در سال(1373هـ) از طرف امير فهد – در آن زمان–به آن‌جا كرد اعزام داشت تا مدارس شيخ قرعاوي را زير نظر بگیرد و با عنايت خاص و اهتمام ویژه و سطح آن را تعیین کند، مدارس شيخ قرعاوي كه حكومت دستور داد مورد عنایت مالی قرار گیرند در آن وقت به حدود پنج ملیون ريال می‌رسید، زیرا فعالیت‌های كوشش شيخ قرعاوي توسعه یافته بود و تلاش و کوشش‌هایش در منطقه‌ای گسترده و بزرگ را در برگرفت و همانگونه كه تأثیر آن تا یمن ادامه یافت و طلاب یمنی او با تلاش و کوشش خود در شهرهای خود مانند استاد خود مدارسی را دایر کردند.ممکن است خلاصه‌ی مدارسی که شيخ قرعاوي در گوشه و كنار مملكت سعودی گشوده بود بر اساس آمارهای بدست آمده از نوشته‌هایی که پیرامون زندگي‌نامه‌ی ایشان و فعالیتهایش در منطقه به شرح است:
1- شيخ موسي سهلي در كتابش در مورد شيخ قرعاوي و دعوت ايشان در جنوب مملكت چنين مي‌گويد: طبق گزارشي كه در دست است تعداد این مدارس بر حسب اطلاع بنده در اوج توسعه‌ی است و بر اساس آن‌چه استادمان ذکر کرده هزار و سیصد و ده مدرسه بودند.
2 - اما شيخ علي بن قاسم فيفي در كتابش به نام «السمط الحاوي لأسلوب القرعاوي» در رابطه با روش استاد قرعاوی در مورد نشر تعلیم در جنوب سعودیه دو رأی را آورده:
اول: نظر شيخ احمد بن يحيي نجمي كه مدارس ايشان در سال (1376هـ) به (1200) مدرسه رسيد، داراي و 1100 طلبه و دانشجو در آن‌ها درس می‌خواندند، وو به طلاب ابتدایی با دو ریال کمک می‌شدند، و بر هر ختم قرآن در ماه ده ريال مي‌گرفت. دوم: نظر شيخ ابراهيم بن عبدالله زكري است كه از معاونین و نزديكان شيخ بود و می‌گويد: تعداد مدارس در اوج شکوفایی در سال 75/ 1376 به 2800 مدرسه رسيد، ولی بعد از آن این رقم پایین آمد، سپس در رساله‌اي كه در تاريخ(16 / 7/1375هـ) براي شيخ ارسال کردهیادآور شده که ايشان در شهرهاي أبها و قنفذه و طايف و توابع آن 900 مدرسه ديگر را بنا كرد. 
3 - شيخ عمر احمد جردي معتقد است نخستین بار که در سال(1376هـ) که به فرمان پادشاه عربستان سعودی مدارس در نجران بازگشایی شدند تعدادشان یالغ بر حدود 2200 مدرسه بود، كه 5000 هزار دانشجوی پسر و 15000 دانشجوی دختر مشغول تحصیل شدند و 3000 استاد مرد و زن در آنجا تدريس مي‌كردند.
4- و در جاي ديگري از شيخ قرعاوي نقل شده که در سال (1376هـ) هيئت گزارش‌گري كه براي بررسي مدارس آمده بودند جز بر 1500 مدرسه مطلع نشدند، و 750 مدرسه‌ی ديگر مانده بود كه به آنها رسیدگی کنند که آن‌ها را ندیدند، زیرا در روز (17 /8 / 1376 هـ) سفر را از شهر صامطه آغاز كردند، و شيخ قرعاوي در این رابطه توصیح داده که آن مناطق ذکر شده در گزارش شامل فعالیت تعلیم و دعوت دینی استاد قرعاوی در آن‌ها بیشتر متمرکز بوده، و به شرح ذیل است:
1- جازان220 مدرسه که غالباً در الجبال بودند.
2 - منطقه عسير و تهامه200 مدرسه.
3 - در منطقه قنفذه 140 مدرسه.
4 – منطقه‌ی تهامه غامد و زهران 95 مدرسه.
5 - در منطقه‌ی ليث 50 مدرسه.
6 - شهر جده 30 مدرسه كه اغلب مدرسه‌ی شبانه بودند.
7 - مكه مكرمه 10 مدرسه.
8 – اطراف قصيم عنيزه و بريده 25 مدرسه كه اغلب دخترانه بودند، و مجموعاً همه مدارس 770 مدرسه و مجموع کل دانشجويان– پسر و دختر-بالغ بر 75000 هزار نفر بودند که در ميان آنها ده‌هزار دختر و پسر در مدارس علميه تحصيل مي‌كردند.
5 - اما شاگردانش در يمن بر نشر علم در شهرهای آنجا حريص بودند، و در سال (1373هـ) در شهر حرض و حومه آن بيست مدرسه را بنا نمود، كه در سال (1375 هـ) انحاء يمن تعداد این مدارس به 86 مدرسه رسيد که پنج مدرسه ويژه‌ی بانوان بود. در اين شرح مختصر براي هر خواننده عزيز آشكار مي‌شود كه استاد شيخ قرعاوي در ميدان دعوت و تعليم در جنوب مناطق جازان و حومه آن منحصر به فرد بوده است،