زد او همه‌ی کتابهای صحیح بخاری، مسلم، سنن ابی داود، سنن ترمذی و قسمتی از بیضاوی را آموخت.
 او نزد مفتی شبلی جیراجوری اعظمی، برخی از کتابهای فقه را آموخت و چند سوره‌ی انتخابی از قرآن را نزد استاد خلیل انصاری خواند و درسهایی هم از تفسیر را نزد شیخ عبد الحی فاروقی یاد گرفت و در حلقات درسهای تفسیر بیضاوی که محدث استاد حیدر حسن خان آن‌را ارائه می‌داد، شرکت می‌کرد. طبق دستور خاص فارغ التحصیلان مدارس اسلامی نزد علامه‌ی مفسر احمد علی لاهوری در شهر لاهور پاکستان در سال 1351هـ/1932م مجدّدا تمام قرآن را بصورت درس خواند. 
و در سال1932م در دانشکده¬ی دار العلوم دیوبند، پیش دانشمند مجاهد احمد مدنی به مدت شش ماه به تحصیلات خود ادامه داد و همیشه در درسهایش که شامل کتابهای صحیح بخاری و سنن ترمذی بود، حضور داشت و برای بار دوم نزد ایشان استفاده¬ها¬ی فراوانی را از تفسیر و علوم قرآنی کسب کرد، همانگونه که فقه را در خدمت فقیه و ادیب (اعزام علی) و تجوید قرآن به روایت حفص را نزد شیخ مقرئ (اصغر علی) آموخت.در سال 1934م در دار العلوم موسوم به «ندوة العلماء» به عنوان مدرس انتخاب شد و در اثنای آن به تحقیقات درباره¬ی سایر علوم دینی به منظور افزایش و توسعه¬ی فرهنگ و ادبیات عربی می‌پرداخت. شیخ ابوالحسن در سال 1939م در هند شروع به سفرهای دعوتگری خود کرد، سپس در سال 1943م برای علوم اسلامی مرکزی را تأسیس و بنا نهاد. و همچنین او از حجاز، مصر، مغرب، شام، ترکیا، امریکا، و برخی از کشوهای اروپائی و بیشتر پایتختهای اسلامی زیارت و دیدار به عمل آورد.
در سال 1948م به عنوان عضوی در مجلس انتظامی مجلس علمای هند انتخاب گردید و در سال 1961م به عنوان امین و مدیر کل آن منتخب شد؛ او در سال 1951م حرکت «رسالة الانسانیة» و پس از آن در سال 1959م مجمع اسلامی علمی را در لکنوی هند تأسیس و ایجاد کرد. ومجددا خواستار تأسیس و تشکیل «مؤسسه¬ی رابطه-ی فرهنگ اسلامی جهانی» گردید. گفتنی است که چنین مؤسسه¬ای به جهت ابداع و  اکتشاف از جمله مهمترین مؤسساتی است که به تمدن و فرهنگ اسلامی اهتمام می-ورزد، و شیخ ابوالحسن در سال 1986م به عنوان رئیس آن برگزیده شد.
 در سال 1377هـ به عنوان رئیس هیئت آموزش دینی در ولایت شمالی هند انتخاب شد. در سال 1380هـ به عنوان عضوی در مجلس مؤسسه‌ی رابطه¬ی جهان اسلامی در مکه انتخاب گردید، و همچنین به عنوان یکی از اعضای مجلس شورای عالی دانشگاه اسلامی مدینه‌ی منوره منصوب شد. و همانطور با مجموعه¬ا¬ی از علماء که مکلف به کارگزاری پایه¬های تعلیم و تربیت در دانشگاه اسلامی مدینه¬ی منوره شده بودند، انتخاب گردید، و در سال 1380هـ به عنوان دبیر کل مجمع علماء انتخاب شد. باید گفت که شیخ در بخش عمده¬ا¬ی از سازمانها¬ اعم از مجامع و مؤسسات تبلیغی و علمی در سطح جهانی به شکل مدیریت و یا عضویت در آنها فعالیت می¬کردو از جمله : «رابطه¬ی جهان اسلامی» و «مجلس أعلای دعوت اسلامی» در قاهره، و ریاست مرکز أکسفورد تحقیقات اسلامی، رابطه¬ی دانشگاهای اسلامی و کارمند مجمع زبان عربی هر کدام از شهرهای دمشق، قاهره و عمان بوده است. و به پاس فعالیت و کارهای ارزشمندش برنده¬ی جائزه¬ی جهانی ملک فیصل گردید، همانگونه که  قبلا جایزه¬ی سلطان برونای  را به دست آورده بود. 
 در سال 1956م از سوی دانشگاه دمشق در حالی که مسافر بود به عنوان استاد مهمان از او دعوت به عمل آمد، و در آنجا سخنرانی¬هایی را تحت عنوان «مدرن و نوسازی» و «مصلحان و نوآوران» تقدیم نمود، که بعدا به کتاب بزرگش به نام «رجال الفکر و الدعوة فی الاسلام» ضمیمه گردید. و در سال 1963م در دانشگاه اسلامی مدینه¬ی منوره بنا به درخواست نائب رئیس آن دانشگاه عالی¬جناب استاد عبدالعزیز بن عبدالله بن باز سخنرانی‌هایی را تقدیم حضّار کرد، که به صورت کتابی در آمد و تحت عنوان «النبوة و الانبیاء فی ضوء القرآن» به چاپ رسید.
و در سال 1968م مبنی بر دعوت وزیر معارف سعودی، از او جهت مشارکت در موضوع بررسی طرح و برنامه¬ی دانشکده¬ی شریعت به ریاض عزیمت کرد، و در آنجا هم در دانشگاه و هم در مؤسسه¬ی آموزش عالی معلمین چندین سخنرانی را تقدیم کرد که برخی از آنها به کتاب «نحو التربیة ¬الاسلامیة¬ الحرة فی¬ الحکومات و البلاد الاسلامیة» ضمیمه شد.همانا دانشگاه «ندوة العلما» دو مجله‌ را منتشر می‌کرد که‌ امام در سال 1932م به‌ عنوان عضوی از اعضای مجله‌ی «الضیاء» در آمد که‌ به‌ زبان عربی منتشر می‌شد و در سال 1940م همچون عضوی در مجله‌ی «الندوة» شرکت نمود که‌ به‌ زبان اردویی به‌ چاپ می‌رسید و در سال 1948م شخصا مجله‌ی «التعمیر»¬¬ را منتشر کرد. 
استاد در فاصله¬ی میانی سالهای 59 - 1958م مدیریت افتتاح مجله¬ی «المسلمون» را به عهده داشت که‌ از دمشق منتشر می‌شد، که در سالهای اخیر به‌ نام «ردّة و لا أبابکر لها» منتشر ¬شد، همانگونه که‌ در مجله¬ی «الفتح» به‌ مدیریت استاد محب الدین خطیب، مقالاتی را عرضه‌ نمود.
استاد در سال 1962م بر‌ روزنامه¬ی «ندای ملت» که به زبان اردویی منتشر می¬شد، اشراف و نظارت می¬کرد، وی همچنان ناظر و مدیر کل هر یک از مجله¬ و روزنامه-های ذیل بود که‌ از  دانشگاه «ندوة العلما» صادر می‌شدند: 
1- مجله‌ی «البعث الاسلامی» که‌ در سال 1955م به‌ عربی منتشر ‌شد.
2- روزنامه¬ی «الرائد» که‌ در سال 1959م به‌ عربی منتشر ‌شد.
3- روزنامه¬ی «تعمیر حیات» که‌ در سال 1963م به‌ اردویی منتشر ‌شد.
4- مجله¬ی انگلیسی The Fragranceکه‌ در سال 1998م شروع به‌ کار نمود.
و همچنین ناظر و مدیر کل هر یک از مجله¬های ذیل نیز بودند:
1-	مجله‌ی «معارف» که‌ دارالمصنفین در أعظم کره‌ آن‌را به‌ زبان اردویی منتشر می‌کرد.
2-	مجله¬ی «الأدب الاسلامی» که‌ از سوی رابطه¬ی تمدن اسلامی و جهانی مکتب کشورهای عربی منتشر می‌شد.
3-	مجله¬ی «کاروان ادب» که‌ رابطه¬ی تمدن اسلامی و جهانی مکتب کشورهای شبه قاره¬ی هندوستان آن‌را منتشر می‌کرد.امام ندوی در سال 1935م به منظور دعوت کردن دکتر أمبیدکر به دین اسلام، که رئیس پاریاها (طبقه¬ی نجس هند) است، عازم بمبئی گردید.
در سال 1939م به یک گشت و سفر تحقیقی و مطالعاتی به‌ مراکز دینی هند اقدام نمود. 
در سال1947م به سفر حج رفت که‌ این، اولین سفر استاد به خارج از هند بود؛ او شش ماه در حجاز ماندگار شد و‌ در این فاصله‌ توانست که‌ رساله و پیام سفارشی‌ خود به نمایندگان کشورهای اسلامی را به چاپ برساند که‌ به‌ عنوان بهترین معرّف و شناسنامه‌ی نویسنده در حجاز قلمداد می‌شود.
  در سال 1951م برای بار دوم به سفر حج مشرف گردید و در آنجا به‌ شکل خاصی با فرهنگیان و نویسندگان آشنا گردید و در رادیو جدّه حلقاتی از احادیث را تحت عنوان «فاصله¬ی جهان و جزیره العرب» پخش و تقدیم  نمود، و با همان روال به کرّات از سرزمین و کشورهای عربی دیدار به عمل آورد. 
در سال 1951م برای بار اول عازم مصر شد که قبل از رسیدنش، کتاب «ما ذا خسر العالم بانحطاط المسلمین» به دست محاف