ادةَ».7- محل وفات: مکه حرسها الله تعالی و قیل: در رمله از خاک فلسطین فوت کرده است، ولی ارجح آن است که در مکه فوت کرده و در بین صفا و مروه دفن گردیده است(1).
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در تاریخ البدایه والنهایه جزء (11) صفحة 124 آمده در مکه که شهری از فلسطین بود فوت کرد و بیت المقدس دفن گردید با این عبارت «مات ابوعبدالرحمن النسائی بالرملة مدینة الفلسطین و دفن به بیت المقدس.8- محل سکونت: بیشتر مصر که در محلة زقاق القنادیل ساکن و اقامت داشته است.9- شغل: قضاوت و وعظ و تبلیغ و نشر علم. از او در بارة لحنی که در حدیث است سؤال کردند، گفت: اگر چیزی باشد که عرب به آن ناطق است با این که لغت غیر قریش هم باشد تغییر داده نمی‌شود، چونکه پیغمبر (ص) با مردم به کلام و محاورة آنها صحبت می‌کرد و اگر در لغت عرب آن لحن نبود رسول خدا (ص) در این مورد به لحن سخن نمی‌گفت.10- نام پدر: علی.11- شغل فرزند: نامعلوم.12- نام فرزند: فرزندی برای او نیافتم.13- شغل فرزند: ---------امام ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل بن هلال شیبانی مروزی ثُم بغدادی به سال 164 در بغداد متولد شد و در سال 231 زندگی را بدرود گفت(1). وی رحمه الله از اصحاب حدیث نیز می‌باشد، از امام شافعی و ابن مهدی روایت کرده و شیخین «مسلم و بخاری» از او روایت کرده اند، امام احمد در حدیث و فقه امام بود، حافظة قوی و درایت کامل داشت، اهل ورع و عبادت بود، کتاب المسند او در حدیث مشهور است، این کتاب مشتمل بر هشت مسند است اول آن در مسند العشره می‌باشد، و عبدالله پسرش با روایت از پدرش زیاداتی به آن ضمیمه کرده است، مشهور است که آن کتاب جامع چهل هزار حدیث با مکرر می‌باشد.
او از ائمة کبار و اهل حفظ و اتقان و ورع بود و به شهرهای شام و یمن و حجاز در طلب علم حدیث مسافرت کرد و او مؤسس مذهب حنبلیه است، مردم(2) حجاز (عربستان) و قسمتی از آفریقا، شام و فلسطین پیرو مذهب او هستند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بعضی از شعرا تاریخ تولد و وفات و مدت عمر ائمة اربعه را به حساب حروف ابجد به زبان عربی بر ترتیب نظم اینگونه به رشته شعر درآورده اند:
تاریخُ نُعمان: یکن(80) سیف(150) سطا(70)
ومالک فی جوف(89) قطع(179) سیطا(90)
والشافعیُ فی صین(151) در(104) ند(54)
واحمد بسبق(164) امر(241) جعد(77)
فاحْسِبْ على تَرْتِيْبِ نَظْمِ الشِّعْرِ
ميلادُهُمْ فَموتهم كالعمر
2) ایرانشهر.14- درآمد: نامعلوم.15- رابطه با حکومت: رابطة او با حکومت وقت خوب بوده است و مخصوصاً مورد احترام امیر رمله بوده است، و کتاب مجتبی را به دستور او از السنن الکبری اختصار کرده است، در شذرات الذهب آمده: با امیر مصر به غزا رفت و او با شهامت و شجاعت توصیف می‌شد، و باز می‌گوید: وكان رئيساً نبيلاً حسن البزة كبير القدرة له أربع زوجات يقسم لهن ولا يخلو من سرية لنهمته في التمتع ومع ذلك كان يصوم صوم داود ويتهجد. قال ابن مظفر: الحافظ سمعتهم بمصر يصفون اجتهاد النسائي في العبادة بالليل والنهار وأنه خرج إلى الغزو مع أمير فوصف في شهامته وإقامته السنن في فداء المسلمين واحترازه عن مجالس الأمير.
در تذکرة الحفاظ الذهبی آمده: كان مليح الوجه ظاهر الدم مع كبر السن يوثر لباس البرود(1) النبوية والخضر ويكثر الاستمتاع، له أربع زوجات يقسم لهن ولا يخلو مع ذلك من سرية وكان يكثر أكل الديك الكبار تشترى له وتسمن وتخصى.
او قوی العارض، مستقیم الحجة، واضح البرهان بود، و قوة جسمیه را با قوة عقلیه جمع می‌کرد.
ابوعلی نیشابوری گوید: از ائمة حدیث چهار نفر را در وطن خود و در سفرهای خود دیده ام: نسائی در مصر، عبدان در اهواز، محمد بن اسحاق و ابراهیم بن ابی طالب در نیشابور. حاکم گوید: نسائی افقه مشایخ اهل مصر در عصر خود، و اعرف آنها بود در صحیح و سقیم از آثار و رجال.
وی به نزد قتیبه مسافرت کرد در سال دویست و سی در سن پانزده سالگی و گفته یک سال و دو ماه در نزد او بودم.
دارقطنی گوید: ابوعبدالرحمان نسائی در عصر خود مقدم است بر هر کسی که با این علم ذکر می‌شود، در تذکرة الحفاظ نوشته شده او با پادشاهی که به غزا رفته بود از مجلس او پرهیز می‌کرد، و انبساط در مأکل داشت و از خوردن شبهات احتیاط می‌نمود و بر این روش بود تا این که در دمشق به وسیلة خوارج شهید گردید.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البرود كحل تبرد به العين، ثوب برود ماله زبر البرود وثوب مخطط جمع برود.16- محل تحصیل: شهرهای مصر، شام، دمشق، نیشاپور، خراسان و غیره.17- استادان و شیوخ او: احمد بن نصر نیشابوری و ابی شعیب موسی، قتیبه بن سعید، اسحاق بن ابراهیم بن حبیب بن شهید، اسحاق بن شاهین، اسحاق بن منصور الکوسج، اسحاق بن موسی انصاری، ابراهیم بن سعید جوهری، ابراهیم بن یعقوب جوزجانی، احمد بن بکار بن ابی میمونه، عیسی بن حماد، عیسی بن رغنه، حسن بن محمد زعفرانی، اسحاق بن راهویه، هشام بن عمار، محمد بن نصر المروزی، اباکریب، سوید بن نصرالشاه، سلیمان بن اشعث(1)، حارث بن مسکینی، محمود بن غیلان، محمد بن بشار، علی ابن حجر، علی بن خشرم، مجاهد بن موسی، احمد بن عبده و غیره بوده اند(2).
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) امام ابی داوود سلیمان بن اشعث سجستانی.
2) در البدایه و النهایه جزء 11 صفحة 123 آمده: مشایخی که مشافهةً از آنها روایت کرده در کتاب التکمیل ذکر کرده‌ایم و شرح حال او را نیز در آنجا نوشته‌ایم.18- نام مدارس: مدارس یا مکاتیب و مساجد شهرهای آن روزگار مورد درس‌خواندن و درس‌دادن او بوده است.19- نام مساجد: مساجد شهرهائی که به آنجا رفته است.20- مسافرت: در پی کسب علم و حدیث به عده‌ای از شهرها از جمله مصر و شام و نیشابور و خراسان مسافرت کرده است و به دمشق(1) رفت و از آنجا از هشام بن عمار و دحیم و جماعت دیگری روایت حدیث نمود و جماعتی از حفاظ و شیوخ مانند عبدالله ابن الامام احمد در طرسوس و ابوبشر دولابی با او اجتماع می‌کردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در سال 302 البدایه والنهایه جزء 11 صفحة 124.21- اجازه از که گرفته: از استادانی که از آنها سماع حدیث کرده است.22-کجا درس می‌داده است: اغلب مسجد، گاهی در خانه و مدرسه‌ها و مکتب‌های معموله.او رحمه الله دارای غایت پرهیز و ورع تقوی و شایستگی بود، در بین او و استادش حرث بن مسکین دلرنجی و خشونتی پیدا شد که در مجلس او خود را ظاهر نمی‌کرد و در هنگام تدریس و تحدیث استاد حاضر می‌شد و مخفیانه در گوشه‌ای که صدای او را بشنود و استاد بر او اطلاع پیدا نکند می‌نشست و از او سماع حدیث می‌کرد. وی به جهت ورع و شایستگی اگر از این استاد چیزی را روایت می‌کرد، می‌گفت: «هكذا قُرِئَ عَلَيْهِ وَأَنَا أَسْمَعُ» و نمی‌گفت در روایت از او: حدثنا یا أخبرنا، همچنانکه در روایت دیگر از سایر مشایخ این را می‌گفت.چنان که قبلاً گفته شد در زمان پیغمبر اکرم (ص) صحابة حدیث را از رسول خدا نظر به م