الله غازی فوری قرائت و تدریس کرد، از سید نظیر دهلوی بهاری و حسین بن محسن یمانی انصاری خزرجی سعدی اخذ علم و حدیث نمود، عده‌ای از مدارس را تأسیس کرد و شخصاً در آنها به تدریس می‌پرداخت، سپس در منزل خود اعتزال را اختیار کرد و به جهت تألیف و عبادت منزوی شد و رغبت و دعوت حکومت سعودیه را در تدریس علوم حدیث در حرم مکه اجابت نکرد و به تدریس در مدرسة «دارالحدیثیه» در دهلی رغبت ننمود.
آوازة علم و شهرت او در جهان پیچید و در هند از هر طرف به سوی او می‌شتافتند و از علم او عدة کثیری ذینفع و مستفید و مستفیض شدند، از جمله کسانی که از او اخذ علم و حدیث کرده اند: ابوالهدی عبدالسلام مبارکفوری و محمد بن عبدالقادر هلالی مغربی و نعمت الله بردوانی است.
علماء و دانشمندان به تقدم و امامت او اعتراف کرده اند تا حدی که ابا طیب محمد شمس الحق عظیم آبادی مؤلف «غاية المقصود بشرح سنن أبي داوود» در شرح سنن ابی داوود از او استغاثه می‌کرد و استمداد می‌نمود و مدت چهار سال در حضور او ماند و از محضر او مستفید بود.
وی رحمه الله شرحی را به نام «تحفة الأحوذي في شرح جامع الترمذي» در چهار مجلد با مقدمه نوشت که مورد اهمیت زیادی می‌باشد و او در سال 1353 هجری قمری جهان فانی را وداع گفت و به جهان ابدی به جمع محدثین سلف پیوست.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:227.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:228.txt">پیروان امام ابوحنیفه (رح)</a><a class="text" href="w:text:229.txt">پیروان امام مالک (رح)</a><a class="text" href="w:text:230.txt">پیروان امام شافعی (رح)</a><a class="text" href="w:text:231.txt">پیروان امام احمد (رح)</a><a class="text" href="w:text:232.txt">اهل سنت در ايران</a><a class="text" href="w:text:233.txt">توضیح در باره مدارس در صدر اسلام</a><a class="text" href="w:text:234.txt">مسجد نخستین مراکز در تمدن اسلامی</a><a class="text" href="w:text:235.txt">نخستین مدارس در ایران</a><a class="text" href="w:text:236.txt">نخستین وقف در اسلام</a><a class="text" href="w:text:237.txt">مکتب ابن عباس</a><a class="text" href="w:text:238.txt">مکتب عراق</a><a class="text" href="w:text:239.txt">مکتب مصر</a><a class="text" href="w:text:240.txt">مکتب مدینه</a><a class="folder" href="w:html:241.xml">بحثی از مدارس دینی کردستان</a><a class="text" href="w:text:256.txt">توضیح در باره مساجد</a><a class="text" href="w:text:257.txt">بحثی از مسجد بخارا</a><a class="text" href="w:text:258.txt">تاریخ مساجد</a><a class="text" href="w:text:259.txt">اولین مسجد</a></body></html>چون در مقدمه و متن این کتاب مطالبی بالذات و یا بالتبع به عنوان ملحقات این کتاب مفید دانستم و از طرفی در بارة مدارس و مساجد و نوع تحصیل توضیحات بیشتری منظور بود. بنابراین، مباحثی که ضمن تألیف یادداشت کرده بودم، بعد از خاتمه بر این کتاب افزودم امیدوارم مورد قبول واقع شود، از جمله مطالبی از کتاب «ایرانشهر» که به بحث ما مربوط است نقل می‌گردد.

دین اسلام (1) که برای اصول برادری و برابری قرار گرفته بر روی مبادی و اصولی قرار دارد که در مرحلة اولی اساسی قرآن مجید را تعلیم می‌دهد، قرآن مجموعة وحی محمدی است مرکب از صد و چهارده سوره و هر سوره مرکب است از چندین آیه و مسلمانان برآنند که کلیة دستورهای معاش و معاد ایشان در قرآن مندرج است و خیر دنیا و آخرت از آن کتاب مبین حاصل می‌گردد.
در نزد مسلمانان، مجموعة روایاتی وجود دارد که به نام احادیث شناخته می‌شوند، و آنها عبارت است از چندین هزار روایت که از کلمات پیغمبر نقل شده و آن را سنت گویند. علمای روحانی در تمام ممالک اسلام از جمله کشور ایران برای احادیث وزن و سندیت قائلند و منابع حدیث به شرط صحت قول راویان برای حل مسائل زندگی بعد از قرآن نزد مسلمانان اعتبار اساسی دارد.
اکثریت مسلمانان تابع چهار مکتب فقهی عمده می‌باشند که این مکاتب در قرن هشتم میلادی، دوم هجری در سراسر ممالک اسلام به وجود آمده و در رأس هریک عالمی روحانی قرار داشته که به نوبت خود مؤسس آن مذهب و مکتب بوده است و مسلمانان جهان بر طبق فتوای ایشان رفتار می‌کنند آن چهار عبارتند از:
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ایرانشهر – مطابق با جزوة جغرافیا درس استاد دکتر گونیلی.1- حنفیه: پیروان ابوحنیفه نعمان بن ثابت که اکثریت مسلمانان افغانستان، پاکستان، ترکیه، هند و آسیای مرکزی تابع او می‌باشند و او را امام اعظم می‌خوانند.2- مالکیه: پیروان مالک بن انس که مردم شمال افریقا (لیبی، تونس، الجزایر، مغرب اقصی) به مذهب او هستند.فربری(1) گوید: از محمد بن ابی حاتم وراق بخاری شنیدم که گفت: از بخاری شنیدم که اظهار کرد: حفظ حدیث به من الهام شد، در حالی که من از نویسندگان بودم، از او پرسیدم: آن هنگام چند سال داشتید؟ گفت: ده سال یا کمتر، و سپس از جمله نویسندگان خارج شدم، و متوجه تجسس در بارة این علم گشتم، تا به حدی مرجع داخل و خارج شدم و همه در بارة خواسته‌های خود و حل مشکلات به من مراجعه می‌کردند. باز می‌گوید: روزی که سفیان از ابی زبیر روایت می‌کرد و سند را به ابراهیم متصل می‌ساخت به او گفتم: ابازبیر از ابراهیم نقل نکرده مرا راند، بعد به او گفتم: به اصل مراجعه کن اگر دارید، رفت و نگاه کرد، در هنگام بازگشت گفت: ای پسر، آن چگونه است؟ گفتم: او زبیر بن عدی است که از ابراهیم نقل کرده است، قلم را برداشت و کتاب خود را اصلاح کرد، در حالی که بخاری در آن وقت یازده سال داشته است، بخاری چون قدم به سال شانزده نهاد کتاب ابن مبارک را حفظ کرد و کلام اصحاب رأی را شناخت و در سال سته عشره و مائتین (216) به منظور حج به حجاز رفت و طلب علم را نیز در آنجا منظور داشت، در هنگامی که سن او به هیجده رسید کتاب القضایا الصحابه والتابعین را تألیف کرد(2).
و سپس کتاب تاریخ خود را در مدینه در پیشگاه مرقد پیغمبر اکرم (ص) تألیف نمود، وی می‌گوید: من آن کتاب را در شب‌های مهتاب با استفاده از روشنی ماه می‌نوشتم و کمتر اسمی در تاریخ بود که قصه‌ای از آن نزد من نباشد، ولی نخواستم کتابم مطول و ملال‌انگیز باشد.
او رحمه الله به شام و مصر جزیره دو دفعه سفر کرد، و چهار دفعه به بصره رفت و در حجاز شش سال اقامت گزید، و چنان که خود او گوید: حساب داخل‌شدن کوفه و بغداد بر او معلوم نیست که چند بار به آنجاها رفته لابد زیاد به کوفه و بغداد مسافرت کرده است(3).
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمه صحیح البخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 4.
2) مقدمه صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 4 جلد اول.
3) ایضاً مقدمة صحیح بخاری جلد اول صفحة 4، در همین صحفه آمده است: ابوبکر بن ابوعیاش الأعین گفته: از محمد بن اسماعیل می‌نوشتیم، در حالی که امرد بود به در خانة محمد بن یوسف فریابی و چون فریابی در سال 212 فوت کرده است، پس سن بخاری در آن وقت ده سال بوده است.3- شافعیه: پیروان محمد بن ادریس شافعی که اکثریت مردم عراق، شام، مصر و قسمتی از افریقا مذهب او را متابعت می‌نمایند.4- حنبلیه: پیروان احمد بن حنبل که مذهب او در عربستان، حجاز، فلسطین، شام و قسمتی از افریقا متداول است.در زمان 