اوی بر شیخ.
3- اجازه‌دادن استاد، شاگرد را در روایت.
4- مناوله.
5- روئیت: یعنی روئیت راوی از شیخ در کتاب شیخ و این دارای پنج مرتبه است:
اول: بالاترین مراتب قرائت شیخ در معرض اخبار است بر سبیل تعلیم، چنانکه شیخ آن را قرائت نماید تا از او روایت نماید و بلکه آن را بر سبیل املاء بنویسد به طوری که راوی بگوید: شیخ برای ما گفت یا به ما خبر داد و فلان گفت و من آن را شنیدم یا نوشتم.
دوم: این که راوی حدیث را بر شیخ قرائت نماید و شیخ ساکت بماند، به منظور آن که سکوت او به منزلة این است که بگوید: آن صحیح است، پس در این صورت به طور تسلط روایت جایز است.
سوم: اجازه‌دادن استاد، شاگرد را و روایت «لفظاً یا کتاباً» که شیخ بگوید به تو اجازه دادم که از کتاب فلانی نقل کنید و یا هرچه از مسموعات من به نشر شما صحیح آمد روایت نمایید که در این صورت احتیاط در تعیین مسموع لازم است، چنان که راوی مسلط باشد بر این که بگوید شیخ برای ما نقل کرد و یا این اجازه را به ما خبر داده است.
چهارم: مناوله و صورت آن این است که شیخ بگوید: این کتاب را بگیر و از طرف من مجاز هستی، آن را روایت و نقل کن من این را از فلانی شنیده ام.
پنجم: اعتماد بر خط چنانکه راوی مکتوبی را ببیند به خط شیخ و بر آن اعتماد کند که شیخ در کتاب خود گفته باشد من این را از فلانی شنیده ام، البته اثبات روایت چنین حدیثی مختلف فیه است.
توضیحاً قاضی عضد در شرح مختصر منتهی ابن حاجب قسم دیگری را بر این پنج وجه اضافه کرده است، چنانکه گوید: قرائت غیر بر شیخ به حضور راوی، در کتاب جمع الجوامع به توضیح بنانی چهارده صورت برای اجازه نقل شده که بیشتر متفرعات شقوق فوق هستند.22- کجا درس می‌داده است: در مساجد و منازل و مدارس و مکاتب معمولة آن روزگار، در بخارا و نیشابور تدریس کرده و به شهرهائی که جهت اکتساب علم مسافرت نموده است، سمت تدریس را هم داشته و گاهی در منزل تدریس نموده است.23- شاگردان نخبه و آخذین از او: شاگردان و آخذین و استفاده‌کنندگان از او بیشتر از آن می‌باشند که ذکر شوند(1) منجمله: ابوالحسن مسلم بن حجاج، ابوعیسی ترمذی، ابوعبدالرحمن نسائی، ابوحاتم، ابوزرعه رازیان، ابواسحاق ابراهیم، ابوبکر بن خزیمه از او استفاده و اخذ کرده اند.
فربری می‌گوید: سماع صحیح بخاری را بیشتر از نود هزار نفر نقل کرده اند، بغیر از من کسی از آنها باقی نمانده، در مجلس سماع او بیشتر از بیست هزار نفر حاضر می‌شدند و اخذ و سماع می‌کردند و بسیاری از مشایخ او نیز از او روایت کرده اند، مانند: عبدالله بن محمد مسندی، عبدالله بن منیر، اسحاق بن محمد سرماری، محمد بن خلف بن قتیبه و غیر اینها.
از اقران او، ابوزرعه و ابوحاتم رازیان و ابراهیم حربی و ابوبکر بن عاصم، موسی بن هارون حمال، محمد بن عبدالله بن مطین و اسحاق بن احمد بن زیرک فارسی و محمد بن قتیبه بخاری و ابوبکر بن اعین از او روایت کرده اند.
بسیاری(2) از بزرگان حُفّاظ نیز از او اخذ نموده اند، مانند: صالح بن محمد بن ملقب به جزره، مسلم بن الحجاج، صاحب صحیح، ابوالفضل احمد بن سلمه، ابوبکر بن اسحاق ابن خزیمه، محمد بن نصر مروزی، امام نسائی، ابوعیسی ترمذی، محمد بن عبدالله بن جنید، جعفر بن محمد نیشابوری، ابوبکر بن داوود، ابوالقاسم بغوی، عمر بن محمد بحیری، ابوبکر بن ابی دنیا، ابوبکر بزار، حسین بن محمد قبانی، یعقوب بن یوسف بن اخرم، عبدالله بن محمد بن ناجیه، سهل بن شاذویه بخاری، عبید الله بن واصل، القاسم ابن زکریا مطرز، ابوقریش محمد بن جمعه، محمد بن محمد بن سلیمان باغندی، ابراهیم بن موسی جویری، علی بن عباس تابعی، ابوحامد اعمش، ابوبکر احمد بن محمد بن صدقه بغدادی، اسحاق بن داوود صواف، حاشد بن اسماعیل بخاری، محمد بن موسی النهرتبری، ابومحمد بن صاعد، محمد بن هارون حضرمی و حسین بن اسماعیل محاملی بغدادی که آخرین کس بوده در بغداد از او نقل کرده است(3)، و بسیاری از بزرگان دیگر نیز از او اخذ کرده اند که ذکر همه موجب اطلال است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) «كان يحضر من مجلسه أكثر من عشرين ألفاً يأخذون عنه» مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر، صفحة 7.
2) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه صفحة 7 و 8.
3) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 8.1- صحیح بخاری(1) که مشهورترین کتاب‌های او است و خود مؤلف آن را «الْجَامِعُ الْمُسْنَدُ الصَّحِيحُ الْمُخْتَصَرُ مِنْ أُمُورِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَسُنَنِهِ وَأَيَّامِهِ» نام داده است، در سبب تألیف آن می‌گوید: در محضر اسحاق بن راهویه بودیم، بعضی از یاران به ما گفتند: کاش کتاب مختصری را در سنن رسول الله (ص) جمع می‌کردید و می‌نوشتید، این آرزو در دل من جای گزین شد که الجامع الصحیح را تألیف کردم.
در محل تألیف آن اختلاف کرده اند، بعضی بخارا، گروهی مکه و گروهی بصره دانسته اند، البته این احتمالات همه صحیح است، زیرا ممکن است در همة این شهرها به تألیف آن اشتغال داشته باشد، چون کتاب صحیح را در مدت شانزده سال تألیف کرده است و احتمال همه را دارد، در کتاب شروط السته حافظ مقدسی مقدمة استاد شیخ محمد زاهد الکوثری آمده: در مدت شانزده سال آن را در بصره و غیر بصره تصنیف کرد و آن را در بخارا پایان داد، و شروع آن در حرم شریف بود.
2- کتاب الأدب المفرد.
3- کتاب التاریخ الکبیر عن تراجَمِ رِجالِ السند.
4- کتاب رفعُ الیدین فی الصلوة.
5- کتاب قراءة خلف امام.
6- کتاب بِرُ الوالدین.
7- کتاب التاریخ الأوسط.
8- کتاب التاریخ الصغیر.
9- کتاب خلق أفعال العباد.
10- کتاب الضعفاء.
11- کتاب الجامع الکبیر.
12- کتاب المسند الکبیر.
13- کتاب التفسیر الکبیر.
14- کتاب الأشربة.
15- کتاب الوحدان – وهو من ليس له أحاديث أحد من الصحابه.
16- کتاب الهبة.
17- کتاب المبسوط.
18- کتاب علل.
19- کتاب الکنی.
20- کتاب الفوائد.
21- کتاب ثلاثیات البخاری(2).
22- کتاب أسامی الصحابة. و غیر اینها.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) علی اصغر حکمت در تاریخ ادیان نوشته: جامع صحیح بخاری از محمد بن اسماعیل بخاری، او اولین کسی است که احادیث صحاح نبوی را جمع آورده و به صورت کتابی مدون نمود، کتاب صحیح بخاری را بسیار معتبر می‌دانند و در عالم اسلام موثق است این کتاب به غالب ألسنه اروپائی ترجمه و طبع شده است.
2) والمراد به هو ما اتصل إلى رسول الله(ص) بثلاثة رواة. مقدمة بخاری چاپ مصطفی حلبی و اولاده بمصر بمقدمه و حاشیه محمد بن عبدالهادی السندی صفحة 13.قوة حافظة بخاری و تیزفکری او(1)
امام بخاری دارای حافظة قوی خدادادی بوده که در قوة حفظ و تیز طبعی و سعی و اهتمام مورد اعجاب دیگران بوده، از او پرسیدند: آیا برای حفظ دوائی وجود دارد، گفت: هیچ چیز سودمندتر از سعی و کوشش و کثرت مطالعه و مداومت نظر و اهتمام نیست.
وراق بخاری می‌گوید:(2) بخاری در حالی که بچة کوچکی بود، همراه ما به محضر مشایخ بص